+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه 24 خرداد1388 و ساعت
11:20 |
به ایران می اندیشیم
گربه من بنگری به ستاره می رسی من همان میخکم که شکسته ام بسی ........ آنگاه که عقیده هایمان را عقده می پندارند.... آنگاه که باید حقوق خود را گدایی کنیم...... آنگاه که بحال کودکی گرسنه گریستیم.... آنگاه که قهقهه ظالم را بر سینه بخاک افتاده مظلوم دیدیم... ای کاش با خود بگوییم که برخیزیم.... من هستم....پس برمیخیزم.... ای همسفر تو نیز برخیز....