تبليغاتX
چرندو پرند div align =center>
پس از آنکه چین بازار ایران را به نابودی کشید و تولید کنندگان ما را ورشکسته و از زندگی ساقط کرد این بار نوبت دین و اعتقادمان رسیده که بازیچه ی دست آن ها شود  .

حالا كلمه "الله " و عبارت مقدس مسلمانان يعني "بسم الله الرحمن الرحيم " را به قسمت پشت شلوارهاي ايرانيان برده اند و عجب آنكه برخي مدعيان كه پيشتر در اعتراض به عبارت كوكاكولاي برعكس شده كفن پوش به خيابان ها مي ريختند و در جهت تحريم كوكاكولا و نستله حركت مي‌كردند ، فروشگاه بنتون آتش می زنند و هم در برابر كشتار مسلمانان چين سكوت كرده‌اند و هم در برابر اين توهین  آشکار.                                                                

اين شلوارهاي جين زنانه در فروشگاه هاي افسريه، حوالي خيابان هاي اول و دوم به قيمت 21 هزارتومان در حراجي به فروش مي رسند.

با توجه به اينكه اين شلوارها تازه به كشور وارد شدند، هنوز تعدادشان مشخص نيست ولي به دليل آنكه در مارك داخلي شلوارها، عبارت "Made In P.R.C " مخفف عبارت "People Republic of China " به معني جمهوري خلق چين درج شده است، به نظر مي رسد تكذيب مليت اين كالاهاي موهن و تازه وارد براي مسئولان كمي مشكل شود.
تا پيش از اين واردات پرتقال اسرائيلي توطئه برخي عناصر نامعلوم اعلام شد، واردات سيب از امريكا در هاله اي از ابهام باقي ماند، اما ديگر مارك داخلي اين شلوارها را نمي توان انكار كرد. مگر اينكه مسئولان مدعي شوند اين شلوارها در داخل توليد شده است، كه منطقا، با توجه به عقبه مذهبي مردم ايران، كمتر توليد كننده اي فرض به تعمد، جرات چنين اهانتي را دارد. يا اينكه بايد گفته شود پك اين شلوارها در بين راه باز شده و داخل‌انها مارك چيني درج شده است(مثل توجيهي كه براي واردات پرتقال اسرائيلي آورده شد) !

بنتون تحريمي و چيني هاي برادر
مشخص نيست مسئولان گمرك و ناظران اصناف كجا هستند كه اين شلوارها در بازار عرضه مي شوند؟ و يحتمل در برابر برخي كشورها قرار است سياست يك بام و دو هوا پيشه شود!
حدود دو سال قبل بود كه فردي در مقاله اي، فرياد وااسلاما سر داد و از حضور فروشگاه سبز رنگ بنتون ايتاليايي مقابل جام جم اظهار تعجب كرد، پس از آن بود كه از سايت اقتصاد پنهان(ستاد مبارزه با قاچاق ارز و كالا به رياست غلامحسين الهام) تا روزنامه هاي همسو فرياد برآوردند كه چه شده بنتون در ايران تاسيس شده و خود لوسيانو بنتون ايتاليايي به ايران آمده و ميهمان شهردار تهران است؛ ميهماني اي كه البته خيلي زود تكذيب شد.

9 ميليارد دلار واردات از چين در سال 2008
سري به پاساژهاي تهران بزنيد، از ميلاد نور، گلستان، سرخه بازار، بازار صفويه و قائم و... در شمال تهران، تا امامزاده حسن، سلسبيل، هاشمي، 16 متري اميري، بازار دوم، امام حسين، گمرك و... در جنوب شهر. يا نمايندگي هاي بوسيني، هانگ تن، جيوردانو، بالنو، مستر پيچ، تامي و... كه همگي يا چيني هستند يا تحت ليسانس در چين توليد مي شوند به چشم مي خورند. به جنوب شهر هم كه برويد مارك هاي درجه دو و سه چيني فروخته مي شوند. به فهرست گمرك هم كه نگاه كنيد، تنيكه چيني هم به بازار پوشاك ايران رسيده. واردات كفش چيني كه خود قصه مفصلي دارد .... كمر بازار كفش تبريز و تهران را همين كفش هاي چسب و مقوا چيني شكاند.
مجيدرضا حريري نائب‌رييس اول اتاق مشترك بازرگاني ايران و چين در اين زمينه ميزان و كيفيت واردات كالا از چين به ايران مي‌گويد: با افزايش فشار اقتصادي غرب به ايران، نگاه به واردات از شرق از جمله چين شروع شد كه در هر سال به طور متوسط بين 30 الي 45 درصد افزايش حجم واردات داشته‌ايم. در سال 2008 مبادلات ايران با چين 29 ميليارد دلار بوده است كه از اين رقم صادرات ما به چين حدود 22.20 ميليارد دلار اعلام شد كه 47 درصد نسبت به سال 2007 رشد داشته و 7.8 ميليارد دلار از چين به ايران كالا صادر شده كه 4.10 درصد نسبت به سال گذشته افزايش داشته است

 

 

+ نوشته شده توسط Rebecca در سه شنبه 27 مرداد1388 و ساعت 13:25 |

دهم اریبهشت ما روز ملی خلیج فارس نامگذاری شد خليج فارس

و در فهرست آثار ملی ایران نیز به ثبت رسید.

بعد از مدتی سکوت می خواستم در مورد انتخابات

بنویسم اما دیدم خلیج فارس ایران در میان حاکمان

ما چنان غریب و مظلوم است که باید از آن نوشت.

چند سالی از تلاش کشور های نو ظهور حاشیه خلیج فارس برای کمرنگ کردن نام خلیج همیشگی فارس می گذرد و حاکمان ما همواره نظاره گر بوده اند. دانشگاهها و مراکز مهم مطالعاتی یک به یک با دلار های نفتی اعراب عقیده خود را در مورد نام خلیج فارس تغییر می دهند و حاکمان ما همچنان نظاره گرند.  اعراب تازه به دوران رسیده هر روز به جسارت خود می افزایند و حاکمان ما همچنان نظاره گرند. گستاخی تا بدانجا که رسما تهدید کرده اند در صورت وجود هر گونه نامی از خلیج فارس در بروشور ها و مدالها و سایر چیز های مرتبط با بازیهای کشور های اسلامی که قرار است در پاییز امسال در تهران برگزار شود این بازیها را تحریم خواهند کرد و باز هم مسولان بی مسولیت ما نظاره گرند.

غربت خلیج فارس در میان حاکمان ما از این روی بیشتر آشکار می شود که همین حاکمان در دفاع از لبنان و فلسطین و سودان چنان جامه می درند و به دنیا چنان چنگ و دندان نشان می دهند که انگار قطعه ای از ایران عزیز است که اشغال شده اما نظاره گر گستاخی اعراب می مانند .

امروز خلیج فارس در میان ما ایرانیان مظلوم و غریب است

+ نوشته شده توسط علی رضا در شنبه 12 اردیبهشت1388 و ساعت 2:31 |

آنها هیچگاه اینترنت را دوست نخواهند داشت زیرا اینترنت مایه دردسر آنهاست.

" اینترنت ما را به زحمت میندازه. هر روز باید علیرغم میل باطنی و در کمال نفرت روبروی کامپیوتر بشینیم و بوسیله این موش لعنتی که معلوم نیست کلید راستش کجاها بدرد می خوره و کلید چپش کجاها و کیبورد تعدادی آدرس انگلیسی را در جایی وارد کنیم و ببینیم محتوای این سایت ها چیه . خیلی سخته چون اصلا از زمان مکتب از انگلیس بدمان می آمد ولی خب حالا اگرچه زبان انگلیسی وسیله نان خوردنمان شده اما شما را به خدا این همه کار راحت مثلا همین وزارت کشور. نمی شد یکی از این وزارتخانه ها را نه اصلا به جهنم استانداری هم بود اشکال نداشت به جای عضویت در کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ به ما بدهند . عجب شغل پر دردسریه این شغل ما. شما قضاوت کنید صدور دستور فیلترینگ چندین میلیون سایت اینترنتی در این مدت کم آنهم با اینهمه کاری که عیال محترم صبح موقع بیرون آمدن از خانه به ما می سپاره واقعا کار شاقی داریم ما. تازه از یک طرف همه اش باید فحش و بد و بیراه این کاربران خیر ندیده اینترنت را بخوریم از طرف دیگر این صاحبان سایت ها دم به دم ادعای خسارت می کنند البته این را که چشمشون کور می خواستند نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی نکنند خسارت هم نمی دیم تا ورشکست بشن برن پی کارشون. آخه مگه زمان ما که اینترنت نبود چی شد؟

مگر ما ایمیل نداشتیم اتفاقی افتاد؟ مگر ما عضو شبکه اجتماعی نبودیم در بازار اعتبار نداشتیم؟ مگر مجلس ختم بابای خدابیامرزمون در اینترنت اطلاعیه زدیم که از کهکیلویه و بویر احمد هم آدم آمده بود؟ ...."

با ذکر این مقدمه نه چندان خیالی از زبان یکی از اعضای کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ که تقریبا همه کاربران ثابت اینترنت در ایران به نحوی با اقدامات این کمیته پنج نفره درگیرند قصد دارم به این موضوع برسم که آیا جمهوری اسلامی اصولا به اینترنت به عنوان یک تهدید می نگرد با فرصت؟

از آغاز تشکیل این کمیته تقریبا محرمانه که کسی اعضای آن را نمی شناسد و محل جلسات آن را نمی داند و حتی مصادیق اجرای فیلترینگ توسط آنان را نمیداند چندین میلیون سایت فیلتر شده اند . سایت هایی که در میان آنها سایت های پر بازدید کننده ایرانی و خارجی دیده می شود و شاید بزرگترین توجیه فیلترینگ این سایت ها درج مطالب و یا تصاویر ضد اخلاقی و یا مطالب ضد اسلام یا ضد نظام است. البته ظاهرا فیلترینگ سایت های غیر اخلاقی را خود مخابرات مستقیما انجام می دهد و کار این کمیته بیشتر حول سایت هایی که به درج مطالب انتقادی و یا مباحث فرهنگی و سیاسی که منطبق با اصول نظام نیستند می باشد. در کشوری که قانون آزادی دسترسی آزاد همگان به اطلاعات در مجلس تصویب شده و هر کس که مانع دسترسی آزاد مردم به اطلاعات شود مجرم شناخته می شود کمیته ای رسما و بر خلاف این قانون از نمایندگان عالی وزارتخانه های اطلاعات (که طبعا همواره نگاهی امنیتی به محتوای سایت ها دارد ) فرهنگ و ارشاد اسلامی (که سابقه نه چندان خوبی در بخش اعطای مجوز نشر چه در حوزه مطبوعات و چه در حوزه کتاب و فیلم در سی سال گذشته دارد) و سازمان صدا و سیما (که هر روزه با وجود ارتزاق میلیاردی از بودجه عمومی کشور تبدیل به بلندگوی افکار و اعتقادات اقلیتی خاص و نه چندان محبوب در جامعه شده است) و سازمان تبلیغات اسلامی ( که قاعدتا بر مبنای ذات خود هر چیزی را که نامی از اسلام در آن نباشد ضد اسلامی و ضاله می داند و از صدور حکم محو آن از روی کره خاکی دریغ ندارد) و شورای عالی انقلاب فرهنگی ( که درسی سال اخیر هیچگاه سوابق قابل افتخاری چه در انقلاب فرهنگی در دانشگاهها و چه در اسلامی کردن آن و چه در معماری وضعیت اسفبار فرهنگی کشور ندارد) تشکیل می شود تا قانونا قانون را زیر پا بگذارد.

جالبتر اینکه  اعضای این کمیته مشخص نیستند هیچگاه بیانیه نمیدهند سخنگو ندارند روابط عمومی ندارند اصلا اسم و آدرس و نشانی ندارند . دلایل فیلترینگ را توضیح
نمی دهند و بخاطر فیلترینگ اشتباه عذر خواهی نمیکنند و حتی یک وبسایت برای ارتباط با نزدیک به هفت میلیون کاربر ایرانی ندارند. اصلا از نظر ایشان این هفت میلیون عددی به حساب نمی آیند که بخواهند بدانها پاسخگو باشند.

فیلترینگ سایت های سیاسی و فرهنگی که دیگر به نقل و نبات اخبار اینترنت ایران تبدیل شده و هر کس که با انتقادی به این نظام درافتد سایت یا وبلاگش و احتمالا در مرحله بعد خودش ورافتد چنانکه چند سال پیش شاهد محاکمه وبلاگ نویسان بودیم.

سایت های خبری که مخاطبان خاص خود را دارند براحتی فیلتر می شوند و روزها و ماهها و گاه برای همیشه در محاق فیلتر می مانند.

فیلترینگی که به بهانه کنترل سایت های غیر اخلاقی ایجاد شد امروزه دامن اطلاع رسانی و نقد صریح را در فضای مجازی ایران گرفته است و آن دیگر سو کاربران بخت برگشته ایرانی هستند که از یکسو فیلترینگ را تحمل می نمایند و از سوی دیگر بخشنامه دولت را که اینترنت پر سرعت بالای 128kbs برای کاربران خانگی ممنوع است و آنطرف تر آنچنان قیمت ها را بالا نگه می دارند تا کاربر بیچاره اصلا سراغ اینترنت نرود. و اما این همه فشار وارده بر کاربر ایرانی نیست چون بسیاری از سایت های معتبر چون گوگل و یاهو دسترسی کاربران ایرانی را محدود کرده و یا سایتهایی دیگر بکلی از ارائه سرویس به IP های ایرانی سر باز می زنند.

آری آنان اینترنت رو دوست ندارند و ترجیح می دهند این تنها ارتباط مستقیم عموم مردم با دنیای خارج با الطاف خفیه کمیته تعیین مصادیق فیلترینگ و یا هر وسیله دیگر بطور کامل قطع شود.

پی نوشت : با اینکه شخصا با آمدن خاتمی مخالف بودم اما اعلام شرکت ایشان در انتخابات را در وضعیت کنونی ایران  برای ملت ایران مبارک دانسته و اعلام حمایت این وبلاگ را از کاندیداتوری ایشان اعلام می کنم.

+ نوشته شده توسط علی رضا در سه شنبه 15 بهمن1387 و ساعت 0:32 |

باز هم مجلس قربانی مصالح گروهی می شود. اگر ما در مجلس هفتم به این ماجرا خو گرفتیم  و دیدیم  چگونه نمایندگان خود را بازیچه مصالح گروهی کردند و تعهد خویش را برای دفاع از حقوق مردم به فراموشی سپردند در مجلس هشتم استهزاء و ریشخند نمایندگان را دیدیم. همین نمایندگان فراموشکار بودند که شان مجلس را چنان پایین آوردند که وزیران و مدیران دولتی وقعی به آنان نمی نهادند و حتی علی رغم تصویب قوانین مهمی چون بودجه در مجلس دولت علنا به اجرای برنامه های مورد نظر خویش می پرداخت و نتیجه آن شد که امروز کشور در وضعیت بد اقتصادی و سیاسی به سر می برد. شمردن دلایل اوضاع بد کشور تکرار مکررات است اما نکته قابل توجه دخیل بودن نمایندگان مجلس هفتم و هشتم در این اوضاع آشفته است. آنان که بنا به منافع شخصی و گروهی شان  اعتبار مجلس را به حراج گذاشتند امروز اگر در مجلس باشند این سخن مرا درک می کنند که نماینده ملت که باید در امور مملکتی مدافع حقوق مردم باشد امروزه خود رای به محدودیت حق تحقیق و تفحص خویش در بعضی از دستگاهها می دهد.

نماینده ای که باید مصالح ملی را در نظر بگیرد در برابر قرار داد فروش گاز به پاکستان
( هر هزار متر مکعب 200 دلار) و خرید گاز از ترکمنستان (هر هزار متر مکعب 350 دلار) خاموش می ماند. این نماینده وقتی دولت در قبال آزادی سربازان ربوده شده ایرانی در سراوان و دیپلمات های ربوده شده در پاکستان وعراق کاری نمی کند ساکت نشسته و حتی بیانیه هم نمی دهد( آخر وقتی حکومت از حقوق نمایندگان سیاسی و نظامی خود دفاع نمی کند چگونه می خواهد از حقوق مردم عادی دفاع کند که این  دفاع از حقوق تک تک شهروندان سوگند نمایندگان و رییس جمهور است).

همین نماینده وقتی سیاست های اقتصادی غلط تورم را چند برابر می کند بدنبال وام مسکن و خودرو بلاعوض برای خود است. چنین نماینده ای امروز در مجلس نامه استیضاح امضا می کند و وقتی شب به خانه می رود و تلفن همراهش زنگ می زند و توبیخ می شود فردا اولین کاری که می کند پس گرفتن امضای استیضاح است. او نماینده مردم نیست بلکه او نماینده هر آنکس است که قدرت را بدست داشته باشد.

همین نماینده وقتی کارگرانی که بدلیل چندین ماه حقوق نگرفتن خودکشی می کنند به مستغلات خود سر کشی می کند و رای به وزارت وزیر 160 میلیارد تومانی میدهد و دم از از عدل علی می زند.

در جلسه روز یکشنبه مجلس بر سر استیضاح وزیر کشاورزی شخصیتی برای نمایندگان مجلس نماند. نقض آیین نامه مجلس برای انجام استیضاح و سپس رفتار خفت بار با نمایندگان و قطع میکروفون آنان بدلیل صحبت از استیضاح از سوی رییس مجلس که این روزها بدلیل توصیه امر گونه راس هرم قدرت وکیل الدوله شده حق چنین نمایندگانی است که خود با خود چنین کرده اند و اینگونه است که یکی از نمایندگان مجلس می گوید دولتی ها به ما زنگ می زنند و می گویند در مورد استیضاح هیچ کاری ( شما بخوانید هیچ غلطی) نمیتوانید بکنید زیرا ما در مجلس آنقدر نفوذ داریم که جلوی استیضاح را می گیریم.

دیگر مجلسی  نمانده ....

+ نوشته شده توسط علی رضا در سه شنبه 17 دی1387 و ساعت 13:51 |
خبری که این روزها بیش از هر چیز دیگر در محافل خبری ایران مطرح می شود و ابر  آن آسمان فضای رسانه ای ایران را در بر گرفته مربوط به حوادث غزه و درگیری های بین حماس و اسراییل می باشد.

اینکه در این وضعیت زنان و کودکان بیگناه قربانی می شوند و اینکه در این نبرد منافع چه کسانیست که باعث این کشتار ها می شود حکایتی دیگر است اما من می خواهم به چیزی بپردازم که این روزها در کشور ما جریان دارد.

طیف رسانه ای دولتی در ایران این روزها با بزرگنمایی اخبار مبروط به غزه و  تحت تاثیر قرار دادن احساسات مردم ایران سعی در برانگیختن این احساسات دارند اما آیا برانگیختن این احساسات و اقداماتی از جمله تهدید دفتر حفاظت منافع مصر و اردن و اشغال باغ قلهک دردی از مردم فلسطین دوا خواهد کرد؟ آیا تحصن های نمادین در فرودگاهها و ثبت نام از دانشجویان استشهادی گامی دیگر در فراهم آوردن خوراک تبلیغاتی رسانه های غربی نیست؟

سکوت معنا دار مردم و دولت های عربی و حتی مردم کرانه باختری در این روز ها حاکی از مقصر دانستن حماس به علت عدم کنترل پرتاب موشک در زمان آتش بس می باشد و حال که این وضعیت با بی تدبیری  و یا حتی خواست عمدی حماس حاصل شده و مسلما یک جانبه به قاضی رفتن کمی بی انصافی است. افرادی که در کنار بیمارستانها و یا مدارس غزه اقدام به شلیک موشک می کردند باید انتظار حمله به این مکان ها و کشته شدن انسانهای بیگناه را می داشتند و در حقیقت مسول مرگ این افراد بیگناه همین انسانهای غیر مسول هستند.

سوی دیگر سکه این است که دولت ایران بیم از شکست حماس و  و از دست رفتن پایگاه استراتژیک ایران در غزه را دارد و مطمئننا دولتمردان مصر و دیگر اعراب با درک این وضعیت با توجه رابطه تیره دیرینه شان با ایران حاضر به باج دادن به ایران حتی به قیمت لکه دار شدن حیثیت عربی شان نیستند.

حتی مجلس ایران در اقدامی جالب قصد داشت روابط تجاری ایران را با کشور هایی که با اسراییل رابطه دارند محدود نماید که این خود به منزله تحریم خود خواسته کشور از طرف مجلس خودیست و به جرات می توان گفت چنین مجلس احساساتی نوبر است.

بهر حال آنچه در خور تامل است در وضعیت فعلی که کشور با مشکلات بی شماری در داخل و خارج دست به گریبان است اینگونه به مشکلات فلسطین پرداختن و اولویت نخست قرار دادن این موضوعات بدون توجه به خواست واقعی مردم فرافکنی است. 

+ نوشته شده توسط علی رضا در پنجشنبه 12 دی1387 و ساعت 22:13 |
شاید تا حالا راجع به نظریه قورباغه پخته نشنیده باشید اما جالبه بدونید که این نظریه سالهاست بطور کاملا آگاهانه به عنوان دکترین نظام حاکم بر کشور در حال اجراست.

و اما اینکه این نظریه از کجا اومد بر می گرده به زمانی که دانشمندان یک آزمایش جالب بر روی دو قورباغه بخت برگشته که به عنوان مدلی از مردم ما بودند انجام دادند.

در این آزمایش بار اول دانشمندان یک قورباغه زنده را در یک ظرف آب در حال جوشیدن انداختند.شدت شوک وارد شده به قورباغه بحدی بود که با جهشی سریع از ظرف حاوی آب در حال جوشیدن بیرون افتاد. دانشمندان به این نتیجه رسیدند اگر این آزمایش را بارها و بارها با قورباغه های متعدد اجرا کنند باز هم همین نتیجه حاصل خواهد شد.

در آزمایش دوم یک قورباغه در یک ظرف حاوی آب با دمای اتاق قرار داده شد و ظرف مذکور بر روی یک اجاق روشن گذاشته شد. درجه اجاق طوری تنظیم شد تا آب به آرامی به نقطه جوش برسد. فکر می کنید بعد از این که آب به نقطه جوش رسید چه اتفاقی افتاد؟هیچی قورباغه در آب جوش کاملا پخته شده بود اما هرگز از آب بیرون نپرید. دانشمندان در مورد این آزمایش هم به این نتیجه رسیدند که اگر این آزمایش را بارها و بارها با قورباغه های متعدد اجرا کنند باز هم همین نتیجه حاصل خواهد شد. البته دوستان دل نازک و یا اعضای انجمن حمایت از حیوانات بخاطر بیرحمی این آزمایش به ما اعتراض نکنند زیرا قسمت وحشت ناک تر این ماجرا اینست که این آزمایش سالهاست در کشور ما روی یک جامعه انسانی در حال اجراست.فر

ایند داغ شدن آب یا به عبارت دیگر بدتر شدن اوضاع سالهاست که طی یک پروسه برای ما در حال اجراست و همگی ما در این پروسه در حال پخته شدن هستیم.

شیب خط بدتر شدن اوضاع از رابطه Y=X پیروی نمی کند بلکه از رابطه Y=0.1X

پیروی میکند.به همه شما ورود به جمع قورباغه های در حال پخته شدن را خوش آمد می گم. 

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در جمعه 1 آذر1387 و ساعت 16:50 |

رای نمایندگان مجلس شورای اسلامی به محدودیت تحقیق و تفحص ها اگرچه به علت بیم رسانه ها از ورود به خطوط قرمز چنان مورد توجه قرار نگرفت اما در صورتی که عمیقا بدان پرداخته شود این سوال را به ذهن متبادر می کند که نظام حکومتی ما به کدامین سو حرکت می کند؟

مستثنی شدن شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت و مجلس خبرگان از اجرای تحقیق و تفحص در حالی که هیچکدام از این سه نهاد هیچگونه پاسخگویی به افکار عمومی ندارند گامی  در جهت تضعیف حاکمیت مردم است و این اقدام نمایندگان انسان را بیاد دوران ظل اللهی می اندازد.

شورای نگهبان به عنوان نهادی که همواره با رای مردم و سرنوشت جامعه سرو کار دارد بایستی بسیار به جامعه پاسخگو بوده و اقداماتش بسیار شفاف باشد و مجمع تشخیص نیز به لحاظ اختیارات نظارتی و قانونگذاری که دارد و البته بواسطه هسته کاملا انتصابی خویش و وجود ابهامات فراوان در حیطه مسولیت هایش نیز بایستی در تیررس نگاه مردم باشد اما اقدام نسنجیده و سوال برانگیز مجلس که به نام ملت و قانون بایستی مدافع حقوق مردم باشند و نه محدود کننده آن مخالف صریح قانون اساسی می باشد که همه را در برابر قانون برابر دانسته است.

آیا افرادی که در این نهاد ها کار می کنند بواسطه منسوب بودن این نهاد ها به رهبری از هرگونه فساد و اشتباه بدورند؟ آیا شیطان در ذهن اعضای شورای نگهبان و مجمع تشخیص و کارکنان این دو نهاد راه ندارد؟

می پندارم این چه راه و رسمی است که حکومتگران ما بدان اندیشه می کنند؟ هر روز مردم را به اقتدا به پیشوایان دعوت می کنند و خود را چنان بدور از خطا و اشتباه می پندارند که معصومین نیز چنین نپنداشتند.

همچنین در همین قانون تحقیق و تفحص از سایر نهاد های زیر نظر رهبری منوط به اجازه از رهبری شمرده شده است. نهادهایی چون صدا و سیما و قوه قضاییه و روزنامه هایی نظیر کیهان ، اطلاعات و جمهوری اسلامی و بنیاد مستضعفان و آستان قدس امام رضا (ع) و کمیته امداد و بسیاری از نهاد های ریز و درشتی که همگی از بودجه های عمومی تغذیه می شوند و یا اقدامات آنان زندگی مردم را بطور مستقیم تحت تاثیر قرار می دهد چنانکه در حاشیه های امنیت اینچنینی قرار گیرند دیگر به هیچ وجه پاسخگوی افکار عمومی نخواهند بود(چنانکه اکنون نیز نیستند).

آنچه می دانیم به همین صورت هم تا کنون تحقیق و تفحص ها اگرچه در بسیاری موارد شامل موارد خوبی از کشف فساد در دستگاههای مختلف بوده اما متاسفانه ضمانت اجرایی لازم برای رسیدگی به آن وجود ندارد و نمونه بارز آن تحقیق و تفحص از قوه قضاییه ای است که باید میزان عدل و داد در جامعه باشد و دیدیم که گزارش آن چگونه سانسور شد و چگونه به بایگانی سپرده شد و چگونه با مسولان تحقیق و تفحص برخورد کردند.

نمایندگان محترم مجلس که با رای مردم به مجلس می روند بجای افزایش اختیارات نظارتی مردم و سعی در اعمال حقوق نظارتی موجود نباید اینچنین با موکلان خویش ناروا رفتار نمایند و اختیاراتی را که ملت بدانان سپرده به ثمنی بی ارزش بفروشند .

این نکته را بخاطر بسپاریم حکومتی که خود را از مردم جدا کند و خویش را در حصار های محکم از دید مردم پنهان نماید سالیان عمر خویش را کاسته است و سالها از پی هم می گذرند و تاریخ قضاوتگر اقدامات ما خواهد بود. 

+ نوشته شده توسط علی رضا در جمعه 24 آبان1387 و ساعت 0:0 |

یادم می آید در سالیان کودکی روزی مهمانانی ناخوانده به خانه ما آمدند که بسی عزیز شمرده می شدند و خانواده ما بسیار در حضور آنها ملاحظه ظواهر زندگی را می کردند. از آنسو در اتاق پذیرایی ما مبلی بود که بتازگی رویه صندلی آن پاره شده بود و پدر هنوز فرصت رفوی آن را  نیافته بود لذا مرا فراخواند تا در تمام مدت حضور آن مهمانان بر مبل بنشینم تا مبادا کسی از پارگی مبل بویی برد. در میانه مجلس یکی از مهمانان که مرا کودکی شیرین سخن یافت از من خواست پیشش رفته و آب نبات پیشکشی او را بگیرم و من در پاسخ به او گفتم پدر گفته چون مبل پاره است و ما با شما رودر باستی داریم تا آخر مهمانی من همین جا بنشینم و خنده مهمانان مجلس را فرا گرفت و من در پایان کتک جانانه ای نوش جان کرده و بنحو احسن گوشمالی شدم.

بعد از انتصاب ضرغامی به ریاست صدا و سیما وی اگرچه با شعار اصلاح در این دستگاه حساس و با اهمیت برای نظام جمهوری اسلامی وارد شد اما هیچگاه سایه اقدامات لاریجانی از این سازمان عریض و طویل با درآمد های نجومی و حاشیه امنیت فراوان محو نشد. ضرغامی نیز همچون سلف خویش علی لاریجانی عضو سپاه پاسداران بود اما تلاش کرد تا با افزایش کمیت در برنامه سازی های سازمان کیفیت نازل برنامه ها را به نحوی جبران نماید اما در این مسیر هیچگاه موفق نبود و حتی علاوه بر انتقاد های دانشجویان و اصلاح طلبان شاهد انتقاد مراجع نیز از عملکرد خویش بود.

اما اتفاق مهمی که در دوران ریاست ضرغامی بر سازمان صدا و سیما که وظیفه تبلیغات و اطلاع رسانی نظام را بر عهده دارد افتاد روی کار آمدن دولت نهم و توصیه اکید از راس هرم قدرت برای حمایت همه جانبه از این دولت بود.

شاید اگر این توصیه در دولت خاتمی به ضرغامی می شد علیرغم اصولگرا بودن ، ضرغامی با چالشی مواجه نمی شد زیرا دولت خاتمی موفقیت های گوناگونی در عرصه های مختلف داشت و این موفقیت ها که مورد بی مهری رسانه های خارجی قرار می گرفت قابلیت دفاع از نظام را با ابزار تبلیغی داخلی که مخاطبان عام فراوانی نیز داشت فراهم می کرد و اینگونه مشروعیت نظام را نزد افکار عمومی بالا می برد اما در دولت نهم که نه تنها فاقد دستاورد مثبت بود بلکه در بسیاری از عرصه های اقتصادی و سیاسی هزینه های زیادی نیز بر دوش ملت تحمیل کرده بود فرایند حمایت کاری پیچیده و دشوار می نمود.

اما مجموعه تحت امر ضرغامی ساده ترین راه را برگزید. پوشش بی سابقه سفر های رییس جمهور و تحلیل های جانبدارانه و پخش گزارش های امیدوار کننده از وضعیت اقتصادی و سیاسی در صحنه داخلی و خارجی بطوری که این گزارش ها صرفا جنبه رپرتاژ آگهی داشت باعث شد تا صدای اعتراض مخاطب عام نیز بلند شود. مردمی که تورم را با تمام وجود لمس می کردند قادر به باور گزارش های صدا و سیما نبودند. اما کار از این هم سخت تر شد. در جاهایی دیگر از صدا و سیما و کادر هایی که بصورت حرفه ای در وارونه سازی خبر های داخلی و خارجی کار می کردندکاری بر نمی آمد. در چنین مواقعی که شاید مثال بارز آن قضیه کردان باشد صدا و سیما بطور کامل سیاست سکوت پیشه کرد و عرصه را بطور کامل بدیگر رسانه ها سپرد. در اینگونه موارد اگر چه کوچکترین خبر از اختلافات حزبی و رسوایی های سیاسی در دیگر کشور ها خصوصا غربی مانند نقل و نبات از صدا و سیما پخش می شود و همه تحلیل ها نیز اصطلاحا به نقل از کارشناسان امر نقل می شود در موارد مشابه داخلی سکوت و سانسور خبری صدا و سیما دوست و دشمن را نه به تعجب که به خنده وا می دارد که چه می پندارند اینان ما را؟

 اینجاست که ضرغامی اگرچه خود می داند بر مبل پاره دولت نشسته اما چون بلند شدن همان و گوشمالی شدن همان وی را یارای برخاستن نیست.

+ نوشته شده توسط علی رضا در شنبه 11 آبان1387 و ساعت 19:38 |

  مدتيست برای نوشتن به موضوعاتی فکر می کنم که هر يک با توجه به تاثيری که در کشور و وضعيت مردم دارند خيلی مهمند. مسايلی مانند آينده مبهم انتخابات ايران , وضعيت نابسامان آموزش و پرورش در ايران, وضعيت اسفبار اطلاع رسانی و  سانسور در صدا و سيما و خیمه شب بازی مدرک تحصيلی  وزير کشور هر کدام به تنهايی واجد شرايط پرداختن هستند اما چيزی که بسيار موجب ناراحتی من شد تاييد خبر کشته شدن  هشت تن از  پرسنل به گروگان گرفته شده نیروی انتظامی توسط گروه عبدالمالک ريگی بود.  اين خبر مدتها بعد از پخش تصاويری از العربيه که حاوی صحنه های قتل اين مامورين بود تاييد شد و اين در حالی است که مسولين امنيتی کشور شامل وزيران کشور و اطلاعات و ... همگی تا کنون مدعی بودند گروگان ها همگی سالم می باشند.

وزير اطلاعات : «ان شاءالله همه اين افراد سالم هستند و خبرهايي که در مورد شهادت برخي از آنها گفته شده تاييد نشده است.»

 همچنین همه مسولین متفقا بر این نکته تاکید دارند که رایزنی ها برای آزادی گروگانها بدون پرداخت هیچگونه باجی و یا دادن امتیازی ادامه دارد اما اشاره نمی کنند این رایزنی ها با چه کسانی ادامه دارد و چگونه آزاد سازی گروگانها  از  دست یک گروه تروریستی جنایتکار که به هیچ اصولی نیز معتقد نیست بدون دادن هیچگونه امتیازی ممکن است ؟

تایید خبر کشته شدن این هشت نفر بطور حتم باعث سرافکندگی مسولین امنیتی نظام در پیشگاه مردم خواهد بود و بی کفایتی آنان را به اثبات خواهد رساند. وقتی به حال خانواده های این افراد فکر می کنم و حال کنونی خانواده های دیگری را که اکنون عزیزانی در ارگان های نظامی و انتظامی استان سیستان و بلوچستان دارند در نظر می گیرم به این نتیجه میرسم که دستگاه امنیتی کنونی ما نه در پیشگیری و برقراری امنیت موفقیتی داشته و نه در اقدامات بعد از حوادث.

رتبه اول استان سیستان و بلوچستان در گروگانگیری و بروز حوادث تلخ اینچنینی خصوصا از سال 84 زنگ خطریست که زیرساخت های امنیتی ما در این استان متزلزل است و باید بطور ویژه تقویت شود.

بحث دیگر عدم پرداختن  و  پاسخگویی و طفره از اطلاع رسانی ساختار دولت در این مورد است. معمولا در چنین مواردی که نگرانی از سرنوشت این افراد در کل جامعه وجود دارد دولت بایستی در فواصل زمانی منظم نتایج پیگیری های خویش را به اطلاع مردم و خانواده ها برساند و با کمک جراید جوی اطمینان بخش که حاکی از مسوءلیت پذیری سردمداران است حاکم سازد.

 اما متاسفانه قایل نبودن کرامت برای مردم و دیدگاه متحجرانه عدم مذاکره با گروگانگیران به هیچ قیمتی نتایج اسفباری برای خانواده ها در پی خواهد داشت و البته ظاهرا این موضوع به الگوی غالب مسولین ما تبدیل شده است.

در پایان ذکر یک نکته نیز ضروریست و اینکه برقراری امنیت مقوله ای چند بعدی است و صرفا با نیروی نظامی قادر به برقراری آن نخواهیم بود. توجه به فاکتور هایی نظیر اشتغال ، آموزش و بهداشت و جلوگیری از تبعیض های قومیتی و مذهبی که بوضوح در این استان مشاهده می شود در مشارکت مردم در برقراری امنیت و کاهش زمینه های نارضایتی های قومی و مذهبی تاثیر بسزایی  دارد که متاسفانه چه در  رژیم گذشته و چه بعد از انقلاب اسلامی این استان همچنان در ردیف استانهای محروم باقی مانده و امروزه نتایج آنرا می بینیم.

پی نوشت : به مناسبت ۲۰ مهر و شروع به کار چرند و پرند تصمیم دارم از دوستان خوبی که در این مدت با چرند و پرند بودند دعوت به یه گردهمایی کوچک و صمیمانه کنم . لطفا نظراتتون رو در این مورد هم بنویسد.ممنون 

+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه 14 مهر1387 و ساعت 22:18 |
فکر می کنم اگر دولت نهم به دولت اقدامات عجیب و غریب معروف شده خیلی بی علت نبوده و البته این کارهای عجیب و غریب گاهی  جنبه مثبت داشته و گاه جنبه منفی.

با شروع ماه مبارک رمضان اقدام نه چندان خردورزانه دولت در کاهش ساعات کاری کارمندان دولت یکی از این اقدامات است که به حداقل سه ساعت و نیم از وقت دستگاههای اجرایی را براحتی و بدون در نظر گرفتن محاسبات مالی و اقتصادی و فارغ از هرگونه آینده نگری  چوب حراج زده است. در زمانی که که کارشناسان از میزان زیاد روزهای تعطیل رسمی تقویم کاری ما ایرانیان سخن میگویند چنین اقداماتی مسلما توجیه اقتصادی نخواهد داشت و صرف کمک به مردم در جهت بجا آوردن فرایض دینی در ماه مبارک رمضان دلیل قابل قبولی نیست.

فکر می کنم دولت باید بداند اگرچه این اقدام رضایت کارمندان را بدنبال خواهد داشت اما نافی مسولیت دولت در قبال اقتصاد کشور نخواهد بود. یادم می آید روزی با عده ای از دوستان بحث بر سر آمدن نفت بر سر سفره ها بود و یکی از دوستان با تعبیر خوبی گفت هزینه های اینچنینی که بر خزانه ملت تحمیل می شود در حقیقت به پشتوانه نفت است و در حقیقت نفتی است که بر سفره های ما دود می شود . با این تفاوت که بجای آمدن نفت به سفره فقط دود آن به چشم ملت می رود.

نمیدانم آیا در سایر کشور های اسلامی که نفت نیز دارند اینچنین بر دارایی های ملت چوب حراج می زنند و اینچنین غیر مسولانه تصمیمات اینگونه میگیرند؟

و آیا اگر امروز نفت نداشتیم با چنین تصمیماتی وضعی بهتر از کشور های گرسنه افریقایی داشتیم؟

+ نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه 13 شهریور1387 و ساعت 0:54 |

این روزها نگرانی از رویارویی بین ایران و آمریکا شدت بیشتری گرفته و این در اظهارات مقامات ایرانی و آمریکایی بوضوح قابل مشاهده است.همچنین هشدار هایی که رهبران و دیپلمات های منطقه در مورد بروز جنگ می دهند نیز حاکی از گمانه زنی هایی قوی مبنی بر احتمال به عینیت پیوستن این رویارویی است.

اما در ایران چه می گذرد؟ بعد از اظهارات هشدار گونه هاشمی رفسنجانی و بعضی از اصلاح طلبان مبنی بر شرایط ویژه و حساس کشور در ماهها پیش و واکنش های متفاوت دولت نهم که این اظهارات را به تمسخر گرفته و شرایط کشور را کاملا عادی توصیف کرده بود و تحریم های جدید و اجماع غیر قابل انکار سه کشور آمریکا و انگلستان و فرانسه بر سر حل پرونده هسته ای ایران و مانور کاملا جهت دار اسراییل و اظهارات تنش برانگیز مقامات این رژیم؛ این روزها در ایران همه بوی باروت را بخوبی حس می کنند.اظهارات فرماندهان سپاه مبنی بر نابودی منافع آمریکا و اسراییل در خاورمیانه و بستن تنگه هرمز و همچنین رزمایش دریایی سپاه همه حاکی از واقعیت احتمال بروز درگیری می باشد.گرچه واکنش یک کشور در حال تهدید برای اینگونه اظهارات و اقدامات طبیعی است اما باید از خود بپرسیم ما چگونه عمل کرده ایم که اکنون مجبور به استفاده از چنین ادبیاتی شده ایم؟

آیا راههای بهتری برای کاهش هزینه دستیابی به انرژی هسته ای وجود نداشت؟آیا باید سرنوشت کشور و مردم را تماما به این فناوری گره زد؟ آیا میتوان احتمال تجزیه ایران در صورت اجماع جهانی و بروز جنگ تمام عیار را نادیده گرفت؟ آیا تهدید به بستن تنگه هرمز حتی اگر فقط تهدید باشد و هیچگاه عملی نشود دشمنی اعراب را با ما بیشتر نخواهد کرد و تلاش آنها را برای پر رنگ کردن حضور آمریکا در منطقه و احتمالا ضربه زدن به کشورمان را افزون تر نخواهد ساخت؟

در ایران امروز اگرچه سیاستمداران کهنه کار و سرد و گرم چشیده خواهان جنگ نیستند که با چشمان خود حرکت بر لبه تیغ و نوشیدن جام زهر را در جنگ هشت ساله دیده اند اما گویا هستند لایه هایی از قدرت که همان تمامیت خواهان رادیکالی هستند که برای افزایش استیلای قدرت خود حاضرند حتی تن به جنگ نیز بدهند و اصولا جنگ را ناجی خویش میدانند.وضعیت امروز ما بحدی بوی جنگ میدهد که لاریجانی در مجلس نیز اهتمام خویش را برای ورود به مساله هسته ای قرار داده و مجلس را برای افزایش انعطاف ایران و الزام دولت به مذاکره وارد گود کرده است.

رزمایش آمریکا در خلیج فارس که هدف از برگزاری آن حفاظت از تاسیسات نفتی و باز نگهداشتن آبراه ها عنوان شده یقینا در چارچوب تهدید ایران در مورد تنگه هرمز و حمله به منافع آمریکاست. اما خوب است بدانیم دنیای امروز بر اساس نفت و دلار است و اگر نفت به خاطر بستن تنگه هرمز بدنیا شوک وارد کند حتی کشور سوییس نیز دشمن ما خواهد بود.

اگرچه همه در ایران با وضعیت قرمز آشنایی دارند اما خوب است سیاستمدران کهنه کاری که امروزه توسط طیف رادیکال و بی تجربه و با حمایت لایه های پنهان اما قدرتمند حکومت به حاشیه رفته اند بدانند که امروز در ایران مردم ما اینقدر که غم نان دارند غم انرژی هسته ای ندارند و نای جنگیدن و شهید دادن و ... بخاطر تمامیت خواهی عده ای قدرت طلب نیز ندارند.همچنین باید بدانند که امروز دنیا بواسطه زمامداری لیبرالیسم بیشتر طرفدار پول است تا حق و عدالت.

   

+ نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه 19 تیر1387 و ساعت 22:48 |

زمانی پس از یازدهم سپتامبر 2001 بود که بوش عراق-کره شمال و ایران را محور شرارت نامید که با انتقاد های تند این سه دولت و کشور های دیگری همراه شد.اما دیری نگذشت که آمریکا اولین کشور محور شرارت را به اشغال خود درآورد و هم اکنون به فکر ایجاد پایگاههایی دائمی در آن برای کنترل خاورمیانه و مبارزه با تروریسم افراط گرایانه اسلامیست.دومین کشوری که دراین محور جای گرفته بود(کره شمالی) نیز با وجود فشار های اقتصادی آمریکا ژاپن و کشورهای همجوارش سرانجام تسلیم و تن به توقف برنامه های اتمی و دریافت مشوق های اقتصادی از غرب داد. کره شمالی که فاقد منابع غنی نفت و گاز است پس از تحمل یک دوره از سخت ترین تحریمها و موج گرسنگی و قحطی راه نجات را در دست کشیدن از بمب اتمی که سالها پیش موفق به ساخت آن شده بود و حتی تکنولوژی آنرا به کشورهای دیگر صادر کرده بود دید و با امریکا که از نظر ایدولوژیک آن را مظهر استعمار جهانی میدانست بر سر میز مذاکره نشست.این کشور حتی چندی پیش برجی را که مظهر فعالیت های اتمیش بود را به نشانه حسن نیت خراب کرد و اکنون باید تن به بازرسی های دقیق غربیها از محرمانه ترین مراکز هسته ای خود بدهد.

در سوی دیگر ایران قرار دارد که این روزها از یکسو با پیشنهاد بسته بزرگتر اقتصادی روبروست و از سوی دیگر با شدت عمل کشور های غربی در اعمال تحریمها و در حقیقت تحت آزمایش سیاست چماق و هویج غرب قرار دارد.اینکه چیزی به پایان ریاست جمهوری بوش نمانده و درصد بالای احتمال پیروزی دموکرتها تسخیر سومین محور شرارت مورد ادعای بوش را کمی تضعیف می کند.همچنین قیمت های شکننده انرژی در دنیا و وضعیت متفاوت سیاسی و اقتصادی و نظامی ایران نیز در درنگ آمریکا برای حمله بی تاثیر نبوده است.

اما آیا آمریکا همچنان به مماشات با این سومین محور ادامه خواهد داد یا اینکه از در دیگری وارد خواهد شد بستگی به عوامل چندی دارد.در روزهای اخیر در داخل ایران هاشمی رفسنجانی و لاریجانی که پیام سیاست چماق و هویج و وضعیت انفعالی جدید ایران را با وجود اقدامات سخت گیرانه درک کرده اند به شدت به غرب هشدار داده اند اما احتمالا در پشت پرده سیاست ایران رایزنی ها برای حل آبرومندانه مساله و شاید نوشیدن جام زهری دیگر شروع شده و احتمال شروع مذاکرات محرمانه بر سر چگونگی مصالحه با غرب وجود دارد.

وضعیت نابسامان اقتصادی که با سیاستهای دولت احمدی نژاد گریبانگیر مردم و کشور شده و انزوای سیاسی ایران در منطقه و جهان به علت سیاستهای غلط دولت نهم احتمالا گافی است که توپ را در زمین ایران انداخته و موضع ایران را ضعیف تر خواهد ساخت. حتی چراغ سبز آمریکا به مقامات اسراییل برای اظهار نظرهای خصمانه علیه ایران و اجرای مانور نیروی هوایی اسراییل با شبیه سازی حمله هوایی به ایران نیز از جمله سیاستهای فشار غرب به ایران به شمار میرود.ایران در این مدت دریافته که با وقوع جنگ یا تحریم های جدی تر همواره تنها خواهد بود و حتی چین و روسیه نیز با وجود تجربه عراق اگر هم یکی به نعل و یکی به میخ بزنند آنچنان مشکلی از ایران حل نخواهند کرد.

اما آیا ایران زودتر از اینکه کار به جاهای سخت برسد مذاکره خواهد کرد و یا بازی تا سرحد جنگ پیش خواهد رفت؟

شاید اگر این اتفاق در سالها پیش می افتاد ایران با آمریکا مذاکره می کرد اما با تسخیر دولت توسط لایه هایی جدید از رادیکالهای اسلامی که حتی بزرگان انقلاب را به حاشیه میرانند احتمال بروز کارشکنی و مقاومت در برابر لایه های خردورز جناح حاکم وجود دارد.البته به فعالیت اصلاح طلبان نمیتوان امید بست زیرا پس از روی کار آمدن دولت نهم بسیار به حاشیه رفته و قادر به هضم شوک تیر 84 نیستند.

+ نوشته شده توسط علی رضا در شنبه 8 تیر1387 و ساعت 17:59 |

بالاخره جناب وزیر نیرو به حرف آمد و در سال نوآوری و شکوفایی ابتکاری جدید برای سبقت گرفتن از وزارت نفت در مورد سهمیه بندی از خود استخراج کرد (اگه فعلش بیشتر به وزارت نفت می خوره بخاطر اینه که هنوز سهمیه بندی برق جا نیفتاده و فرهنگستان باید واسش چیزی ابداع کنه که اینم در راستای سال نوآوری و شکوفاییه).

وزیر نیرو در اظهاراتی کاملا طبیعی که ۱۰۰٪ از طرف همه پیش بینی شده بود(مثبل تورم و گرانی مسکن که قبلا پیش بینی شده بود) از سهمیه بندی برق از اول تیرماه و اعلام جدول خاموشی استانها خبر داد.حالا از این به بعد باید جدول سهمیه بندی برق رو مثل جدول ضرب زمان بچگی حفظ کنیم تا مبادا زمان خاموشی مهمون دعوت کنیم یا اینکه بخواهیم مسابقه فوتبال ببینیم.

البته کسی از وزیر نیرو نپرسیده با اینکه ایران از نظر اقلیمی کشور خشکیه و تقریبا سالهای زیادیه که ما مشکل کم آبی داریم چرا مدیران بلند پایه وزارت نیرو الان فهمیدن که بیش از ۷۰۰۰ مگاوات از برق تولیدی ما از سدها تامین میشه. البته یک راه حل خوب هست و اون اینکه مثل زمستون که گاز کارخونه ها رو قطع کردن تابستون امسال هم برق کارخونه ها رو قطع کنن تا نیاز به سهمیه بندی نشه.

میدونید یا یک جوک افتادم که جهنم ایرانی ها توش تصویر شده (یه بار قیر هست قیف نیست و یه بار قیف هست و قیر نیست).

بهر حال ما ملت همیشه در صحنه از همین الان آمادگی خودمونو برای سهمیه بندی هر نوع کالا و خدمات مربوط به سایر وزارت خانه ها و سازمانهای دولتی و غیر دولتی اعلام می کنیم و در ضمن اعلام می کنیم که تحریم های جدیدی هم که ازش صحبت شده هیچ تاثیری در این تصمیم ما نداره.

+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه 26 خرداد1387 و ساعت 15:45 |

ظرف یکسال گذشته شاهد افزایش قیمت نجومی مسکن و  اجاره مسکن بوده ایم.

ظرف چند ماه گذشته افزایش قیمت های وحشتناک برنج و حبوبات که جزء قوت غالب مردم است را دیده ایم. قیمت نان چنان بدون نظارت است که هر نانوایی به قیمت خود نان به مردم می دهد.

حتی پودر لباسشویی هم یا نایاب است و یا به چهار برابر قیمت در دسترس است.

از دیگر سو نفت به بشکه ای 120 دلار رسیده و خزانه ها سرشار از دلار است.

سخنگوی دولت اعلام میکند حقوق کارکنان دولت بین 7 تا 12 درصد زیاد خواهد شد.

دکتر احمدی نژاد معتقد است دست امام زمان در حال اداره کشور است و در افتتاح مجلس میفرمایند : تئوري‌هاي اقتصادي جهان ناكارآمد است.

رییس بانک مرکزی از عدم امکان ابلاغ سود 10 درصدی بانک ها می گوید و رییس دولت بر این موضع پافشاری میکند(همانطور که در گذشته پنجاه اقتصاددان از بیدار شدن غول تورم گفتند و باز رییس دولت بر اعتقادات خود پافشاری کرد)

مجلس در خواب خرگوشی بسر می برد و مردم فراموش شده اند و در عین حال بیشترین منت بر مردم است که همه اعضای دولت شبانه روز برای ملت زحمت می کشند.

مردم عادی کاری به دعواهای سیاسی ندارند بلکه آنقدر می خواهند که سرپناهی برای خانواده شان داشته باشند و کودکانشان شبانگاهان رویای گوشت و برنج و میوه نبینند.

چه مردم قانعی در کشوری که بر نفت و گاز و منابع معدنی نشسته اند!!!!!

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه 8 خرداد1387 و ساعت 20:47 |

امروز خرمشهر آزاد شد.

با وجود اینکه من به هنگام وقوع این اتفاق بزرگ تاریخ ایران سن چندانی نداشتم اما می توانم اوج شادی ایرانیان را به هنگام شنیدن خبر آزادی خرمشهر تصور کنم. هنوز هم بعد از سالهای زیادی که از این حماسه می گذرد یاد فداکاری مردان و زنانی که برای آزادی وجب به وجب از خاک میهن خون خود را فدا کردند از یادم نمی رود.

یاد کسانی که آنقدر بزرگ بودند که جان برکف گرفتند و ناموس میهن را از اشغال یکی از وحشی ترین رژیم های دنیا رهانیدند اما جای بسی تاسف است که در دوره ما چنین انسانهایی کمتر پیدا می شوند و پول و مقام و قدرت چنان ما را فریفته خود کرده که چنین روزهایی را از یاد برده ایم. امروزه شاید یاد روزهای نخستین جنگ برای بعضی از صاحبان پول و قدرت که همه چیز را به فراموشی سپرده اند آزاردهنده باشد اما همه باید بدانیم که در صورتی که آن مردان عاشق در سخت ترین شرایط جنگی جان خود را فدا نمی کردند امروز ما آسوده نمی زیستیم .

درود بر ایرانیانی که در طول تاریخ جان خویش را برای پاسداشت میهن فدا کردند و درود بر کسانی که مردانه جنگیدند اما پشت به دشمن نکردند.

امروز سرشار از غرورم هنگامی که می اندیشم چنان مردان و زنانی در این خاک زیسته اند. امروز سرشار از دردم هنگامی که می اندیشم حتی یاد این آزادگان دیگر بر زبانها نیست و قدرتمندان همه آمال و آرزوهای آنان را به باد داده اند.

امروز سرشار از غرورم و درد...

امروز گریه کردم به یاد گذشته...

 

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در جمعه 3 خرداد1387 و ساعت 16:24 |
پوتین رییس جمهور سابق روسیه قبل از تحویل این مقام به جانشین خود حکم تایید تحریم های شورای امنیت را بر علیه ایران امضا کرد . این موضوع اگر چه از سوی روسیه دور از انتظار نبود اما خوشخیالیهای بعضی از دست اندرکاران سیاست خارجی را عیان نمود و این جمله دلسوزان را به یاد آورد که تا به کی باید از یک سوراخ چندین بار گزیده شویم؟

با وجود باج های بی حد و حساب و قرارداد های میلیارد دلاری در خرید های نظامی و خرید هواپیما و دهها قرارداد دیگر همچنان روسیه منافع ملی خود را با کشوری که با غرب درافتاده است گره نمیزند و اینچنین از پشت به ایران خنجر می زند.

چندی پیش دولت عراق در نامه ای رسمی به دولت امارات از ادعا های این کشور در مورد جزایر سه گانه دفاع نموده و سیاست خود را دفاع از منافع مجموعه کشور های عربی خواند. این موضوع بعد از سخنان جنجال برانگیز طالبانی درباره قرارداد الجزایر و خط مرزی ایران نشان میدهد که دولت ما قافیه را در سیاست خارجی به گونه ای باخته که حتی اعتباری پیش همسایگان نزدیک و متحدان استراتژیک خود ندارد. اینکه دولت ما برای حل مشکلات دنیا بسته پیشنهادی آماده می کند و از مردم می خواهد خود را برای مدیریت جهان آماده کنند و از بر هم زدن نظم نوین جهانی سخن می گوید در کلام شاید جالب باشد اما باید دید با وجود مشکلات کمرشکن اقتصادی که مردم ما امروزه با آن دست و پنجه نرم می کنند کدامیک به بسته پیشنهادی نیاز دارند: مردم ایران یا مردم دنیا؟

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه 22 اردیبهشت1387 و ساعت 1:26 |
گزارش مجلس در مورد پرونده مفاسد اقتصادی یک نکته عام دارد و آن این که فساد چنان در ارکان مختلف نهاد های دولتی و مسولین رده بالای کشور ریشه دوانده که چه بسا مسولین تهیه پرونده های مفاسد نیز خود جزئی از باند های مخوفی باشند که احمدی نژاد در قم از آن سخن راند. اگرچه اظهار عجز رییس جمهور از خشکانیدن ریشه چنین باند هایی حکایت از اتصال آنها به سر منشاء قدرت و دستهای پشت پرده دارد اما فریاد های سازمان بازرسی و سازمان ثبت اسناد مبنی بر عدم وجود چنین باند هایی را چگونه توجیه کنیم؟

حتی مردم کوچه و بازار نیز عمق فساد را در سیستم دولتی ایران بخوبی می دانند و محاکمه جزایری این فساد همه جانبه را عیان کرد. لابد همه خط و نشان های جناح های چپ و راست برای یکدیگر را در زمان محاکمه جزایری بیاد دارید و اینکه چگونه پرونده براحتی از دید مردم که روزی قرار بود صاحبان نظام باشند محو شد و امروز نیز پرونده مفسدان فقط با اشاراتی مبهم و بدون معرفی اسامی کسانی که فضای کشور را با سوءاستفاده از مقام های دولتی به لجن کشیده اند در مجلس مطرح شد.

آیا شما نیز به این نتیجه نمی رسید که در این قائله همه بر سر یک سفره نشسته اند و دعوا بیشتر بر سر تقسیم غنایم است نه بر سر جمع کردن سفره؟

نگاهی به عناوین پرونده همه چیز را روشن می کند:"جعل، تباني و تفکيک اراضي کشاورزي و تغيير کاربري آن-تخلف دو شوراي شهر هم در زمينه تغيير کاربري 13 هکتار باغ و فروختن فيش هاي 500 هزار توماني به مبلغ 6 ميليون تومان -بانک مرکزي گرفته تا حساب ذخيره ارزي، سرمايه گذاري بانک ها در آلمان تا امارات و فرانسه -سازمان «بنادر و کشتيراني»، «اپراتور دوم تلفن همراه»، چند شرکت وابسته به وزارتخانه هاي «راه و ترابري»، «ارتباطات و فناوري»، «صنايع و معادن» و «جهاد کشاورزي» بخشي از 11 سازمان متخلف -رانت 700 ميليارد توماني-خريد لوله از شرکت هاي انگليسي و هندي و..."

در این میان اعتراض وسیع نمایندگان به هیات رییسه به جهت حذف اسامی قابل تامل است و اینکه چه کسی چنین حقی را برای ایشان ایجاد کرده است؟

بسیار مایه شرم است در کشوری که همه چیزش بنام خداوند است و پیامبر مکرمش و علی (ع) که همواره در تلاش برای حفظ بیت المال بود چنین مفاسدی رخ می دهد و مسولینی چنین دارد که براحتی اسامی دشمنان ملت را بواسطه منافع خویش برای ملت بازگو نمی کنند .

 اینجاست که باید گفت ما همگان نامحرمیم و هر چه هست در این صندوقچه اسرار بگذار تا تاریخ هویدا کند و مردم بدانند و درس بگیرند...

گزارش مهم مجلس درباره فساد اقتصادي

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387 و ساعت 23:54 |

داستان تعرفه موبایل و برنامه های بلند پروازانه تولید موبایل در داخل کشور در انتها به نقطه آغازین خود در سال ۸۵ رسید و وزارت بازرگانی بدون اعتراف به اشتباه دولت پیشنهاد تعرفه صفر درصدی را برای واردات موبایل مطرح کرد. بعد از انتشار گزارش سازمان بازرسی کل کشور مبنی بر معرفی تصمیمات غلط و غیر کارشناسی دولت  در سال سوم عمر دولت نهم به عنوان علت اصلی تورم و گرانی مسکن و ممنوعیت اعطای تسهیلات که به سختی در سیاست جدید بانک مرکزی اجرا می شود چنین اتفاقاتی نشان می دهد که اگر چه می توان با امید و وعده توده ها را به حرکت درآورد اما اقتصاد و سیاست علومی هستند که فقط بر اساس قواعد خاص خویش نتیجه میدهند. از تحریم های پی در پی شورای امنیت و قطع روابط اقتصادی بسیاری از کشور ها و در مضیقه بودن صنعت هواپیمایی به علت تحریم ها هم که بگذریم قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار را چه کنیم که بشکه های آن بر سر سفره هایمان جولان میدهند. نطق جدید رییس جمهور و فرافکنی مشکلات هم نشان داد که وی فهمیده است هیچگاه در قد و قواره های یک رییس جمهور نبوده است. یک نکته جالب عزل پی در پی وزیرانی است که دکتر احمدی نژاد چندی پیش در مجلس با حرارت از آنان دفاع می کرد و مدعی بود فقط با این افراد است که برنامه هایش به نتیجه می رسند. حکایت شایعه عزل وزیران و تکذیب های پی در پی سخنگوی دولت و به حقیقت پیوستن شایعات بعد از چند روز که دیگر قدیمی شده. همین دوهفته پیش بود که سخنگوی دولت خبر عزل وزیران کشور و اقتصاد را دروغ سیزده خوانده بود و این دروغ امروز به واقعیت پیوسته است. همچنین شنیدم پیمانکار چینی ازادراه تهران-شمال نیز کشور را به بهانه افزایش قیمت ها ترک کرده و از این قبل ۳۳ میلیارد تومان پیش پرداخت ما دود می شود میرود هوا.

+ نوشته شده توسط علی رضا در پنجشنبه 29 فروردین1387 و ساعت 12:29 |

"سردار زارعي به همراه شش زن ديگر يك خانه فساد دستگير شد"

اين خبري است كه اين روزها از در دهان مردم كوچه و بازار زياد مي چرخد و در اينترنت با جستجوي نام سردار زارعي در اولين ركورد پيدا مي شود ، اما كسي از انجام اين عمل بدست يك فرمانده ارشد پليس كه اتفاقا مسؤليت طرحهاي مبارزه با اراذل و اوباش و ارتقاي امنيت اجتماعي را بر عهده داشت متعجب نميشود بلكه تعجب همگان از درز كردن اين اتفاق و برون افتادن اسرار درون حلقه است وگر نه همه ميدانند و مي شناسند بسياري از زاهداني را كه چون به خلوت مي روند آن كار ديگر مي كنند .

سردار كه محاسني بر صورت دارد و مصاديق تبرج را در مصاحبه ها اعلام مي كند و از سوي مطبوعات لقب مدير نظامي پاسخگو گرفته و البته در كل كارنامه خوبي در نيروي انتظامي دارد با وضع زننده اي دستگير مي شود .

يكي از حواشي موضوع  شركت ندادن دادستاني تهران در مراحل دستگيري سردار به علت بيم از تباني دادستان تهران با سردار است وتوصيه اكيد عاليترين مقام حكومت به قوه قضاييه كه هرگونه محاكمه اي بعد از انتخابات مجلس و به علت حفظ وجهه پليس غير علني انجام شود و اين در حالي است كه فرمانده كل پليس كشور در همسويي با همين موضع در مصاحبه مطبوعاتي خود هر گونه دستگيري زارعي را تكذيب مي كند.

بسيار ديده شده كه در كشور هاي مردم سالار در صورت بروز چنين افتضاحاتي مقامات ارشد كشور به سبب سهل انگاري در انتصاب و نظارت بر زير دستان خود و به خطر انداختن امنيت جامعه استعفا مي كنند و مطبوعات نيز بطور شفاف جزئيات مسائل را به اطلاع مردم ميرسانند (البته در اين پرونده اگر جزئيات زيادي به اطلاع مردم برسد بد آموزي دارد).

حرف من اين نيست كه چرا اين موضوع پيش آمده ، چون سردار هم انسان است و اتفاقاتي مشابه و حتي بد تر در همه جاي دنيا سراغ داريم. حرف من اين است كه چرا همه خصوصا مقامات عالي نظام در چنين مواقعي سعي در مخفي كردن جرم به جاي رسيدگي به آن هستند و بجاي پذيرفتن مسوليت مردم را نامحرم مي دانند.

حال تصور كنيد اين اتفاق در يك كشور اروپايي يا آمريكا مي افتاد فكر مي كنم حتي گفتگوي خبري شبكه دو نيز به آن مي پرداخت حالا 20:30 و كيهان و رسانه هاي حكومتي كه ديگر پيشكش ..

 

 

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در پنجشنبه 8 فروردین1387 و ساعت 22:29 |

اصلا دوست نداشتم که آخرین مطلب وبلاگ در سال ۸۶ در این مورد باشه اما متاسفانه وقتی دیروز خبر  حادثه سوختن۲۲ دانشجو در برخورد اتوبوس حامل آنان با تانکر سوخت رو در روزنامه خوندم بشدت ناراحت شدم.

همه میدونن که آمار تصادفات در ایران خیلی بالاست و سالانه تعداد زیادی از هموطنان ما در این تصادفات کشته می شن و یا مجروح و معلول که علاوه بر خسارات جبران ناپذیر معنوی خسارات مالی  فراوانی هم به همراه داره.

اما جالبه که با این همه امکانات پلیس آمار های وحشتناک تصادفات همچنان ادامه داره و همه دارن این موضوع رو میبینن و کسی تا حالا نتونسته کاری بکنه. آمار مرگ و میر ها در هر سال میزان نیمی از کشته شدگان زلزله بم رو نشون میده و این تاسف باره.

اما نکته منفی دیگه موضوع دیر رسیدن نیرو های امدادی در اغلب مواقع به محل حادثه است و این خودش تلفات رو بیشتر می کنه. مثلا در همین حادثه آتش نشانی بعد از نیم ساعت به محل حادثه می رسه و هیچ هلیکوپتر امدادی هم در کار نبوده و البته کسی هم در این مورد پاسخگو نیست.

بهتر نیست مسولین ما بجای لاف زدن های بیخودی در مورد پیشرفت های عظیم علمی و هزینه کردن درآمد های نفتی در پروژه های احساسی فکری بحال این مردم بینوا بکنن.

اصل خبر به نقل از روزنامه اعتماد

امیدوارم نوروز خوبی داشته باشین 

+ نوشته شده توسط علی رضا در سه شنبه 28 اسفند1386 و ساعت 18:59 |