تبليغاتX
چرندو پرند div align =center>

آنچه این روزها بعد از نامه ای که از سوی سعید حجاریان در دادگاه حوادث اخیر قرائت شد در محافل فکری جناح انحصار طلب و تریبون های وابسته در حال رخ دادن است هجمه به علوم انسانی و تلاش برای حاکمیتی ساختن آن است. این  تلاش که در ابعاد مختلف از دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی برای سامان دادن علوم انسانی در دانشگاهها و سخنرانی ها و مقالات مختلف در نهاد های وابسته به جناح انحصار و تهیه برنامه های جهت دار در رادیو تلویزیون تا برنامه برای فشار بیشتر بر اساتید شاخص علوم انسانی در دانشگاهها که از چند سال پیش با بازنشستگی اجباری آنان شروع شده ،تداوم یافته و نوعی برنامه ریزی و تقسیم وظایف دقیق که مشابه چنین هماهنگی هایی در ساختار دیوان سالار ایران کم سابقه است در حال وقوع است.

اخیرا نیز مصاحبه هایی جالب و سراسر نکته با سه تن از عناصر برجسته و البته زندانی جبهه اصلاحات که همگی متفقا اظهار داشته اند فضای تحول و تفکر زندان باعث بروز انقلاب روحی در آنان شده توسط رسانه انحصاری جمهوری اسلامی انجام شده که یکی از محور های آن هجمه بر علوم انسانی در دانشگاههاست. اما آنچه نظریه پردازان نه چندان مسلط این پروژه در نظر نگرفته اند این است که مخاطبانشان دانشجویان و اساتیدی هستند که بسیاری از آنان در این زمینه صاحب نظر بوده و توده هایی که تحمیق آنان به مراتب ساده تر است اینجا گروه هدف نیستند.

همه کسانی که اندک مطالعه ای در زمینه علوم انسانی داشته باشند می دانند بعد از دوران طلایی یونان باستان عصر طلایی بعدی در این علوم دوران اوج تمدن اسلامی و قسمت عمده آن در ایران بوده و در نهایت با شروع عصر استعمار اروپاییان این عصر طلایی به اروپا منتقل شد اما هیچگاه حاکمیت ها نتوانستند آنرا در زمره تیول خویش بحساب آورده و نظریه پردازان را مطیع خویش کنند. فارغ از نوع امروزی دولت های اروپایی و وجه غالب دموکراسی در این کشور ها باز می بینیم که علوم انسانی راه خویش را رفته و سوسیالیسم و لیبرالیسم هر دو محصول ازادی رشد و بروز این علوم در اروپا می باشند. پیدایش نظریه های امروزی اقتصادی که امروزه بر بسیاری از شئون زندگی ما سایه افکنده نیز محصول همین آزادی اندیشه و زایا بودن علوم انسانی در غرب است که متاسفانه در غیبت علوم انسانی مبتنی بر اسلام و بواسطه ظهور جکومت های انحصار طلب که ریشه تفکر را خشکاندند  رشد و نمو خیره کننده ای پیدا کرد و عالم را مسحور گفتمان خویش ساخت.

اما آنچه حاکمان ما امروز فراموش کرده اند این است که عصر طلایی علوم انسانی در ممالک اسلامی زمانی بود که حاکمان به جنگ و کشورگشایی مشغول بودند و یا اصولا به این مقولات توجهی نداشتند و یا در بهترین شرایط حمایت و گوشه چشمی به دانشمندان این حوزه داشتند و با ظهور حاکمان دست نشانده و احساس خطر از جانب استعمارگران این حوزه مورد تهدید قرار گرفت و مراکز تولید علوم انسانی که غالبا مراکز دینی به شمار می رفتند کم کار گشته و رکودی دویست ساله را تجربه کردند. امروز اما وضعیت متفاوت است و توجه یکباره حکومت به علوم انسانی نه از سر دلسوزی برای احیای عصر طلایی که برای ورود ممیزی به اندیشه متفکران این دسته از علوم است.

اگرچه نگارنده موافق همه اصول تایید شده از سوی متفکران غربی نیست که چه بسا امکان آن وجود ندارد زیرا قلمرو این علوم آنقدر وسیع است که در حیطه دانش اندک من نیست و هم نظرات در این حوزه در غرب گاه انچنان نقض کننده یکدیگرند که هر یک پیروان مکتب خویش را دارند اما نباید غافل بود نمیتوان این فاصله دویست ساله را همچنان بدون نظریات امروزی پر کرد و ناگزیر دانشگاهها باید تفکرات مختلف را بررسی و مناسب ترین آنها را با اوضاع و شرایط جامعه به حوزه اجرا شناسانده و جامعه را هدایت کنند.

اصولا دانشگاه محل تقابل و تضارب آراست و ورود حکومت برای دستوری نمودن علوم انسانی جز بروز فضایی که یادآور کشورهای سوسیالیستی و تک حزبی خواهد بود حاصل دیگری نخواهد داشت و کیست که نداند تنگ کردن قلمرو تفکر در دانشگاهها خودزنی حکومت هاست. اینکه حکومت به این نتیجه رسیده که رسالت خویش را در برابر علوم انسانی اسلامی انجام نداده اما جای تقدیر دارد اما قطعا اینکار به حمایت از پژوهشگران این حوزه راست شود نه به دستوری کردن سرفصل دروس دانشگاهها در این زمینه.

همچنان آنچه از سوی حکومت در این زمینه مغفول مانده و دکتر زیبا کلام نیز بدان اشاره داشته نزدیکی تفکرات وسیع دانشجویان رشته های فنی دانشگاههای ایران به ایده های متفکران غربی خصوصا در حوزه علوم سیاسی می باشد و این ناشی از حقیقت کالای فاخرتر خریدار بیشتر و بهتر است. طبیعتا علوم انسانی دانشگاهی با منشاء غربی در زمان پهلوی دوم از آزادی عمل بیشتر برخوردار بود و بنیاد های متعدد موجود در غرب تبادلات نزدیکی با دانشگاههای ایران داشتند و نتیجه این بود که دانشگاهها اعم از اساتید و دانشجویان آن زمان از پیشتازان انقلاب اسلامی بودند و آگاهیشان از فلسفه ، جامعه شناسی، علوم سیاسی و اجتماعی غرب مانعی برای تایید انقلاب اسلامی از سوی آنان نبود اما امروز و بعد از سی سال و داشتن بسیاری از ابزار های حاکمیتی و تحدید نظرات مخالف در داشگاهها چرا حکومت به این نتیجه امروز رسیده است؟ آیا جز این است که آنچه امروز بر جامعه ما می رود با آموزه های انقلاب اسلامی در سی سال پیش فاصله گرفته و جمع اضداد گردیده است؟ آیا تضاد های فکری در حوزه هایی که اشاره شد دانشگاه ما را به این نتیجه نرسانده که آموزه های غربی امروز جوابگوی نیاز های ما خواهد بود؟

و سخن کوتاه اینکه ورود نابخردانه حکومت به قلمرو دستوری کردن علوم انسانی که شاید راهبرد مشتی نظامی و یا نظامی نگر باشد را می توان در زمره اشتباهات متعدد نظام از خرداد گذشته تا کنون دانست و البته هر نظام مقتدری در برهه هایی از زمان اشتباهات سریالی خویش را شروع خواهد کرد.

+ نوشته شده توسط علی رضا در پنجشنبه 2 مهر1388 و ساعت 0:17 |

پـس از آنـكـه جلـسـات مـحـاكـمه اصلاح‌طلبان بازداشتی در تلویزیون دولتی ایران به نمایش درآمد بسیاری از افراد نسبت به این موضوع واكنش نشان دادند. البته می‌توان با قاطعیت گفت تعداد كسانی كه حاضر شدند با چند روزی نامه یا سیاستمدار كینه‌ورز همراهی كنند و نسبت به سرنوشت بازداشتی‌ها ابراز خوشحالی و اظهارنظر‌غیرحقوقی نمایند بسیار كمتر از حدی بود كه حاشیه پردازان این روند توقع داشتند.

لابد كسانی هم كه به دور از حب و بغض این موضوع را تعقیب می‌كنند در فرصتی مناسب- دور از چشم اصلاح‌طلبان- به ارزیابی میزان اثرگذاری این روند بر افكار عمومی خواهند پرداخت. اما با قاطعیت می‌توان گفت بسیاری از سیاستمداران اصولگرا نسبت به روند محاكمه و پوشش رسانه‌ای آن، احساسی متفاوت از سناریونویسان دارند. برای اثبات این فرضیه كافی است دو ماه به عقب برگردیم و روزی را به یاد بیاوریم كه پس از اعلام نتایج انتخابات 22 خرداد، یكی از اصولگرایان سرشناس در سیمای جمهوری اسلامی حاضر شد و همان ادعاهایی را در مورد انتخابات مطرح كرد كه اصلاح‌طلبان مـی‌گـفـتـنـد. هـمـچنین می‌توان اظهارات تلویزیونی رئیس اصولگرای مجلس را به یاد آورد كه بر لزوم شنیده شدن صدای صـدها هزار معترض خیابانی تاكید می‌كرد زیرا به باور او، «احساس گروه عمده‌ای از مردم نسبت به نتایج انتخابات با نتایج رسمی اعلام شده تفاوت داشت.»

به عبارت دیگر، در شرایطی كه اصولگرایان سرشناس، یا خود نسبت به روند انتخابات، پرسش دارند و یا پرسش‌های مطرح شده را طبیعی می‌دانند، بسیار سخت است كه باور كنیم اعترافات چند زندانی ‌‌پس از حدود دو ماه حبس انفرادی، بتواند موجب پذیرش فراگیر «سناریوی انـقلاب مخملی» شود. البته جلسه چهارم دادگاه تفاوت عمده‌ای با جلسات قبلی داشت. زیرا در این جلسه، مسائلی مطرح شد كه هم شرعی بودن انتشار آنها مورد سوال است و هم قانونی بودن آن. البته برخی رسانه‌های پرخرج و كم مخاطب داخلی كه به خیال خود شاهدی بر «كیفرساخت‌ها»ی قبلی خویش پیدا كرده‌اند حق دارند خوشحال باشند اما آنان كه برای «كیفرخواست» به عنوان مرحله‌ای از قضاوت عادلانه حرمت قائلند بایستی تامل بیشتری در حواشی دادگاه و نحوه پوشش رسانه‌ای آن داشته باشند.

اگر تا دیروز ادعا می‌شد كه عدم اعطای فرصت به هاشمی رفسنجانی برای پاسخگویی بـه اتـهـام‌افكنی‌های غیرحقوقی و غیرمستند احمدی‌نژاد در تلویزیون، تنها یك حادثه یا مصلحت‌اندیشی بوده است، پخش مكرر اظهارات یك فرد نه چندان سرشناس علیه فرزند هاشمی رفسنجانی مشخص كرد كه بر خلاف توصیه قرآن، دشمنی با یك فرد موجب زیر پا گذاردن عدالت در صدا و سیما شده است. پخش اظهارات كیان تاجبخش علیه خاتمی، نمونه دیگری است كه نشان می‌دهد توجه به آیه «ولایجر منكم شنئان قوم علی الا تعدلوا» دیگر جایگاهی در بعضی رسانه‌های حكومتی ما ندارد و آنها دشمنی با خاتمی را دلیل كافی برای انتشار اتهامات اثبات نشده علیه او می‌دانند. حال كه چنین است لااقل استانداردهای عقلی حاكم در جوامع لائیك ‌‌ را مد نظر قرار دهند و كاری كنند كه استدلال آنـها موجب خنده خلق نشود. بر اساس آنچه كه كیان تاجبخش لابد بدون هیچ‌گونه فشار و تنها بر اساس تحلیل عقلی و احساس دین نسبت به كشور و ملتش گفته است، خاتمی در سال 85 با جرج سوروس دیداری برگزار نموده و همین دیدار در راستای انقلاب مخملی بوده است.

این آقای تاجبخش - یا به تعبیر صفایی فراهانی این آقای خارجكی- همان كسی است كه در اردیبهشت 86 نیز با اتهام دست داشتن در كودتای مخملی بازداشت شد و 26 تیر ماه 86، اعترافات او- كه حتما بدون هر گونه فشار بود- از تلویزیون پخش شد. اما مشخص نیست كه چرا او در تیرماه 86، ملاقات سال 85 خاتمی با جرج سوروس را به یاد نیاورد و اكنون بعد از دو سال از اعترافات قبلی تلویزیونی و سه سال بعد از انجام ملاقات، به یاد می‌آورد كه انقلاب مخملی، در دفتر خاتمی هم ریشه دارد! كسانی كه توصیه قرآنی را نادیده می‌گیرند، آیا به پیامدهای قانونی و اجتماعی روند فعلی نیز اندیشیده‌اند؟ آنها اگر لختی بیندیشند به این نتیجه خواهند رسید كه قانون شكنی آشكار در پخش اعتراف اثبات نشده علیه عده‌ای از شهروندان سرشناس- و حتی غیر سرشناس كشور - شرایطی را نهادینه خواهد كرد كه دشمنی‌ها به جای واقعیات و شایعات به جای مستندات خواهد نشست. راستی چرا آقایان اگر شایعه‌ای یا شائبه‌ای - حتی نزدیك به واقعیت- علیه دوستان خودشان منتشر شود تا این حد برآشفته می‌شوند و محاكمه مطرح‌كنندگان شایعه و اشد مجازات آنها را خواستار می‌شوند، حتی اگر مطرح كنندگان، كسانی مانند كروبی و موسوی باشند؟

بر اساس ادعای دست‌اندركاران پرونده و حاشیه سازان رسـانـه‌ای آن، تـعـدادی از سران و نظریه‌پردازان جریان اصلاحات، بدون آنكه با هر گونه فشار روحی و جسمی مواجه باشند متنبه شده‌اند و برای آگاه‌سازی جامعه، به افشاگری علیه خویش می‌پردازند. اگر اینچنین است چرا این «متنبه‌شدگان پشیمان» را از چشم وكلا و اعضای خانواده دور نگه می‌دارند؟ چرا وكلای بعضی از متهمان، هنوز به موكل خود دسترسی نداشته‌اند و یا دسترسی آنها به اطلاعات پرونده، تنها ساعاتی معدود قبل از برگزاری دادگاه امكان پذیر گشته است؟ آیا بهتر نبود قبل از هدایت عمومی جامعه توسط زندانیان پشیمان، امكان هدایت اعضای خانواده و وكلا از طریق دیدارهای مستقیم و مستمر با آنها فراهم می‌شد؟ این مسئله به خصوص از آن جهت اهمیت دارد كه تقریبا همه كسانی كه در شرایط مشابه، اعترافاتی علیه خویش مطرح كرده‌اند. در شرایط آزادی به گونه‌ای دیگر سخن گفته‌اند. مگر نمی‌گویند كه این متهمان از ماه‌ها پیش تحت نظر بوده‌اند. پس لابد مدارك كافی از مجرمیت آنها در دسترس می‌باشد و نیازی به ایزوله كردن آنها به منظور پیشگیری از تبانی ‌‌یا از بین بردن آثار جرم وجود ندارد.

ضمن آنكه آنچه كه به عنوان اتهام بازداشتی‌ها در صحن دادگاه مطرح و به لطف سیمای ملی به سراسر جهان مخابره گردید موضوعاتی است كه قـبـلا بـه صـورت علـنـی- گـاه كـتـبی و گاهی شفاهی- توسط اصلاح‌طلبان زندانی مطرح گردیده و اسناد آن در روزنامه‌ها و لابـد در شنود دستگاه‌های اطلاعاتی وجود دارد.

به هر حال به نظر می‌رسد حامیان روند فعلی، دو گروه می‌باشند: عده‌ای نگران سرنوشت كشور و پیامد رفتارهایی هستند كه به ادعای آنها، در راستای انقلاب مخملی بوده و بی‌توجهی به آن می‌تواند خطراتی را متوجه انقلاب و نظام كند. اگر اینچنین است آنها باید از تكرار تجربه‌های ناموفق سابق در اخذ و پخش اعترافات خودداری كنندو به فكر روش‌های مـنـطـبـق بـا علم و دیـن مـی‌بـاشـنـد ضـمن آنكه باید بدانند نهادینه شدن بی‌قانونی می‌تواند كشور را به سوی آنارشیسم ببرد كـه قطعا مقابله با آن از ایستادگی در برابر انقلاب مخملی- اگر واقعا وجود داشته باشد- سخت تر است. دادگاه دوشنبه، بخش ویژه‌ای هم داشت كه اظـهـارات حـجاریان و كیفرخواست صادره علیه او را شامل می‌شد. اینكه اصولا اعتراف به ارائه تحلیل اشتباه و یا اذعان به نامناسب بودن بعضی نظریات سیاسی و فلسفی غرب برای جامعه ایران، جرم محسوب می‌شود یا نه، موضوعی است كه بـایـسـتی حقوقدانان به آن بپردازند. اما وجود یك نكته در كیفرخواست حجاریان، نمی‌تواند مورد بی‌توجهی واقـع شـود.در مـیـان اتـهامات متعدد برای سعید حجاریان، گــفـتـگـوی او بـا بـعـضـی رسانه‌های‌‌خارجی مورد توجه ویژه «كیفرخواست نویسان« قرار گرفته است.

در این مورد كه گفتگو با رسانه‌خارجی، نقض كدام قانون موضوعه كشور می‌باشد نیز صاحب‌نظران حقوقی باید نظر دهند. اما بعید است كسی مدعی بـاشد انتشار عمومی این اعترافات - كه قطعا خلاف قانون می‌باشد- با هدف تكمیل روند قضایی پرونده صورت گرفته و لابد انتشار‌دهندگان و صـادركـنـندگان اجازه انتشار، به دنبال آگاه‌سازی جامعه از خطراتی بوده‌اند كه به زعم آنها به خاطر گفتگوی كسانی مانند حجاریان با رسانه‌های بیگانه‌، ایجاد می‌شود. آقایان با پخش مكرر این اعترافات، شاید به هدف خود رسـیـده بـاشـنـد اما با دو سؤال كه در اذهان ایجاد می‌شود چه خواهند كرد؟ نخستین سؤال آن است كه «با وجود دهها تریبون، شبكه و رسانه‌پرخرج حـكـومـتی و دولتی، چرا عده‌ای تصور می‌كنند تاثیرگذاری چند گفتگو با رسانه‌های غیرفراگیر خارجی، بیش از تبلیغات رنگارنگ داخلی است؟» سؤال دوم متوجه متهمانی است كه در شــرایــطــی اسـتـثـنــایــی در حــال مـحـاكـمـه هـسـتـنـد. اگـر محاكمه‌كنندگان و حامیان رسانه‌ای آنها بر این باورند كه یك یا چـنـد گـفتگوی حجاریان، تا این حد موثر است كه به ادعای نویسندگان كیفرخواست، موجب آشوب در جامعه می‌شود پــس بـایـد در بعضـی قضـاوت‌هـا در خصـوص تـاثیـرگـذاری اصلاح طلبان، تجدیدنظر كنند.

اما مهم‌ترین سوال همان است كه در بخش‌های نخستین یـادداشـت بـه آن پـرداخـتـه شد: «تلاش احتمالا ناموفق برای بدنام كـردن اصـلاح‌طلـبـان تـا چـه حـد برای عده‌ای ارزش دارد كه توصیه‌های دینی و احكام قانونی در مورد نـحـوه محاكمه و انتشار روند محاكمه را زیر پا می‌گذارند و با پوشش وسیع آن، بی‌قانونی را نهادینه می‌كنند؟

+ نوشته شده توسط علی رضا در جمعه 6 شهریور1388 و ساعت 17:21 |

 

از نگاه اقتدارگرایانی که این روزها با نهاد هایی رسمی و غیررسمی فضا را امنیتی نموده و کم وبیش هر صدای مخالفی را یا روانه قبرستان می کنند یا کنج بازداشتگاه ، افتادن پرده از چهره خائنینی که نقابی اسلامی و انقلابی به چهره زده بودند و قصد داشتند با براه انداختن انقلاب مخملی نظام راساقط کنند اتفاق مبارکی است و فاجعه نیز زخمی و مجروح شدن بسیجیان مخلص و مردم در اغتشاشات است.

اما براستی آیا کسی می داند اکنون سکان هدایت نظام بدست چه کسانی افتاده است؟ آیا تلاش شبانه روزی برای دشمن تراشی از داخل و خارج نتیجه خردورزی نخبگان علاقه مند به نظام است و یا انحصار طلبانی که با الهام از اندیشه های طالبانی با اندیشه تاسیس حکومت اسلامی سر را همچون کبک زیر برف فرو برده اند؟

چنین اقتدارگرایانی که این روزها همچنان هر صدای مخالفی را خاموش می کنند خواسته یا ناخواسته ، وابسته به بیگانه و یا میهن پرست سر در راهی گرفته اند که جز به ترکستان نمی رود.امنیتی کردن فضای کشور و تعطیلی پی در پی روزنامه ها و سایت های منتقد و دستگیری و ارعاب و شکنجه اصلاح طلبان اگر

با هدف آرام سازی فضای جامعه صورت گرفته باشد چیزی جز آتش زیر خاکستر و افزایش تعداد مخافین نظام نتیجه ای نخواهد داد.

اما آنچه مردم از نظام انتظار دارند کوتاه کردن دست محافل خشونت طلبی است که مردم را به گلوله بسته و معترضین را شکنجه داده و حقوق شهروندی را نقض نموده اند. نظام باید بداند هیچگاه قوه قهریه نجات بخش نخواهد بود و با وجود سیاست های سال های پیشین در منطقه و جهان نباید به سخنان توهم آمیز برخی مبنی بر اینکه دلهای ملت های جهان با ماست اعتماد کرد و به این اندیشید که همواره در طول سی سال اخیر مردم دافع تهدید های بیرونی بوده اند. همین مردمی که برخی عالمان جاهل نقشی برای آنها قائل نیستند و برخی صاحبان قدرت آنانرا خس و خاشاک خوانده و بعضی دیگر می پندارند که با گلوله و باتوم می توان آنان را مرعوب کرد، صدام را به زانو درآوردند.

قوه قضاییه به عنوان سردمدار اجرای قوانین اسلامی باید بداند که آنچه از اسلام و احکامش در حافظه ملت و جهانیان ماندگار خواهد شد بر اساس عملکرد آن خواهد بود و در مقیاسی وسیعتر جاذبه و یا دافعه ای برای اسلام و حکومت اسلامی خواهد شد.

و در آخر حکومت باید بداند تهمت و افترا با نخبگان منتقد همواره در تاریخ وجود داشته و آنچه همواره آشکار شده حقیقت است. ماندگاری و یا زوال اسلام درایران آینده در گرو عدالت و سلامت نظام و جدا کردن مرز خویش از فاسدان قدرت پرست و متجاوزین به حقوق مردم است.

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه 1 شهریور1388 و ساعت 2:21 |

+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه 24 خرداد1388 و ساعت 11:20 |
+ نوشته شده توسط علی رضا در پنجشنبه 21 خرداد1388 و ساعت 3:29 |

کلمه: کميته صيانت از آراي مهندس موسوي اطلاعيه هفتم خود را صادر کرد.
در هفتمين اطلاعيه کميته صيانت از آراي ستاد مهندس موسوي خطاب به ملت ايران آمده‌ است: 
ملت شريف ايران؛ حضور هوشیارانه شما در مراقبت از آرای سرنوشت سازتان و مقابله با هر نوع تخلف و تقلب احتمالی که خدای ناکرده می تواند بر پیروزی تأثیر بگذارد، ضروری و واجب است و نگاه تیز بین شما مردم آگاه ، به یاری خداوند می تواند این احتمال را به صفر رسانده و از هر گونه تخلف پیشگیری می نماید.

اين اطلاعيه افزوده است: انتخابات پیش رو صحنه حضور حماسی و با شکوه مردم و نمایانگر جلوه زیبای دفاع از آرمان های امام راحل (ره) و تحکیم مبانی مردم سالاری دینی است.

در ادامه اطلاعيه اين کميته آمده است: کمیته صیانت از آراء ستاد انتخاباتی آقای مهندس میر حسین موسوی به منظور تحقق اهداف سابق الذکر ، نکات زیر را به تمامی عزیزانی که در روز 22 خرداد به پای صندوق های رای می روند تا حماسه ای دیگر بیافرینند، یادآوری می نماید:

الف: با دقت در رفتار مجریان و ناظران شعبات رأی گیری ، ، نخستین پاسدار رأی خود باشید.

ب: حرکات مشکوک و تخلفات احتمالی رأی گیری را بلافاصله ابتدا با آرامش و احترام به نمایندگان هیأت نظارت و فرماندار تذکر دهید ، سپس به نزدیکترین ستاد انتخاباتی آقای مهندس موسوی یا از طریق تلفن گویای شماره 8393 اعلام و یا پیام کوتاهی به شماره 200008693 ، ارسال فرمایید.

ج: موارد زیر نمونه های تخلف از قانون انتخابات است که در صورت مواجهه و مشاهده آن در روز رای گیری با انعکاس و اطلاع دادن به یکی از روش های گفته شده، سلامت انتخابات را ارتقاء بخشید :

1- وجود برگه های تبلیغاتی خارج از جایگاه اخذ رأ ی داخل شعبه، یا اطراف آن و یا تبلیغ دست اندر کاران امور اجرایی و نظارتی شعبه.

2- تردد افرادی به غیر از مسئولان اجرایی و نظارتی و نمایندگان نامزدها (که همگی می بایست کارت های شناسایی خود را به سینه الصاق کرده باشند) در شعبه با اطراف که جنبه تبلیغ و اعمال نظرداشته باشد.

3- نوشتن تعرفه های رأی به وسیله افرادی غیر از منشی های شعبه .

4- رأگیری از افراد بدون شناسنامه یا بدون وارد کردن شماره کد ملی.

5- مهر نکردن شناسنامه یا رأی گیری مجدد از افرادی که شناسنامه آنها مهر خورده است.

6- نوشتن رأی برای بیسوادان توسط دست اندر کاران اجرا، نظارت و یا مأموران انتظامی شعبه.

7- دخالت ناظران شورای نگهبان در امور اجرایی شعبه.

8- تلاش دست اندر کاران شعبه برای دیدن رأی افراد و اعمال نفوذ.

9- فعالیت کارکنان نیروهای مسلح در محل رأی گیری ، به غیر از مأموران نیروی انتظامی .

10- اقدامات سازمان یافته گروه ها و نیروهای فشار و خودسر برای ایجاد رعب و وحشت و تهدید مردم.

در خاتمه ضمن تشکر از گزارش دلسوزانه و دقیق شما مردم آگاه ، پیروزیتان با انتخابات آقای میر حسین موسوی و نجات کشور از وضع کنونی را از خدای سبحان طلب می کنیم. 

                                                                                   کمیته مرکزی صیانت از آرا 
                                                                 ستاد انتخاباتی آقای مهندس میر حسین موسوی


+ نوشته شده توسط علی رضا در پنجشنبه 21 خرداد1388 و ساعت 3:26 |

+ نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه 20 خرداد1388 و ساعت 21:20 |

مناظره رضایی و احمدی نژاد همانطور که پیش بینی می شد علی رغم جو آرام آغازین آن با پیروزی رضایی و انفعال احمدی نژاد به پایان رسید. چالش این مناظره از همان آغاز که احمدی نژاد حاضر نشد رضایی را دکتر خطاب کند و تلافی بلافاصله رضایی شروع شد و با ارائه آمار های اقتصادی از سوی رضایی ادامه یافت. کاملا مشخص بود که احمدی نژاد بدون استراتژی تهاجمی و ایجاد جو افشاگری قادر نخواهد بود مناظره را به پایان ببرد لذا وی که عدم وجود استراتژی مشخص مناظره بخوبی در چهره اش پیدا بود به تاکتیک حمله و دفاع پناه برد تا به این وسیله رضایی را از حمله وسیع به دولت نهم باز دارد اما رضایی که هم در تاکتیک های نظامی خبره است و هم علم اقتصاد را می شناسد با حفظ آرامش خود احمدی نژاد را به چالش کشید و در لا به لای صحبتهای خویش از تاکتیک موسوی در مناظره ها استفاده کرده و مردم را نیز وارد بحث نموده و مرتبا قضاوت و نظر مردم را نسبت به وضع موجود خواستار می شد. انتقاد های جدی رضایی از دولت نهم وقتی وارد اوج خود شد که وی سفر های استانی دولت نهم را زیر سوال برده و از آن به جلسه هیات دولت برای کشیدن جوی آب تعبیر نمود که با خشم احمدی نژاد مواجه شد که همزمان باعث جبهه گیری شدید احمدی نژاد شد که رضایی را فردی خواند که از امور اجرایی و ساختار اداری کشور اطلاعی نداشته و صرفا در مجمع به امور نظری  می پردازد.

اما این مناظره یک افشاگری هم داشت که باعث آن گاف خود احمدی نژاد در انتقاد از محسن رضایی در اعلام قطعی بودن حمله آمریکا به ایران در زمان ریاست جمهوری بوش بود که احمدی نژاد رضایی را بخاطر این کار شماتت کرد و بدین وسیله می خواست احساسات ملی مردم را تحریک نماید که با پاتک حساب شده رضایی این گاف احمدی نژاد را ضربه فنی کرد. رضایی خاطر نشان ساخت اقدامات نسنجیده احمدی نژاد در مدیریت فضای بین المللی به نفع ایران باعث شد سه بار ایران در معرض حمله قطعی آمریکا قرار گیرد که دفع این حمله با صرف هزینه های فراوان و آماده باش کامل نیروهای مسلح و انجام مانور های فراوان به سختی ممکن شد وحتی یادآور ساخت احمدی نژاد مدیرانی از دولت را که نسبت به احتمال زیاد حمله ابراز نگرانی می کردند توبیخ می نمود. از چند دقیقه قبل از این اظهارات احمدی نژاد که بیم داشت چون رضایی پایان بخش مناظره است ممکن است با حملات وسیع تر ضربه کاری تری به وی بزند شیوه مناظره را به پرسش و پاسخ آنی بین دوطرف تبدیل کرد که بر خلاف رویه های سابق بود اما خونسردی رضایی این موضوع را به بینندگان یادآور شد که رضایی کاملا میدان را در دست دارد و از این موضوع احساس خطر نمی کند. بقیه مناظره اینچنین به پایان رسید که مدام احمدی نژاد حق قانونی خود برای دفاع از خود را برای پاسخ به مناظرات قبلی که در آن حضور نداشت به مردم یا بهتر بگوییم هواداران خود یادآوری می کرد و اظهارات کاملا پراکنده ای داشت . لازم به ذکر است که در بیشتر زمان مناظره بر خلاف آرامش رضایی تشویش در چهره احمدی نژاد موج می زد که حتی وی یک بار به اشتباه رضایی را موسوی خواند و بار دیگر نیز بلافاصله از نیمه تلفظ کلمه موسوی رضایی را محسن صدا کرد. حمله اخر رضایی به احمدی نژاد این بود که وی گفت در دولت من منتقدین و نظرات مخالف را احمق نخواهم خواند.

جمع بندی مناظره امشب این است که  از هواداران احمدی نژاد به نفع رضایی کاسته شد و احمدی نژاد در فضایی از یاس و ناامیدی طرفداران خویش و البته تیم مشاورانش را ناامید ساخت .

+ نوشته شده توسط علی رضا در سه شنبه 19 خرداد1388 و ساعت 0:36 |
همایش بزرگ جوانان و دانشجویان حامی موسوی بعداز ظهر سه‌شنبه 19 خرداد ماه از ساعت 30: 16 دقیقه در ورزشگاه شهید حیدرنیا، تقاطع خیابان انقلاب و حافظ برگزار می‌شود.

طبق اعلام ستاد "یاران میرحسین" (هاتف)، در این گردهمایی چهره‌های شاخص سیاسی، فرهنگی، هنری و دانشجویی اصلاح‌طلب حضور خواهند داشت. 
در این همایش زهرا رهنورد، محمدرضا خاتمی، محسن میردامادی، سعید حجاریان، عزت‌الله سحابی، لطف‌الله میثمی، حبیب‌الله پیمان، سوسن شریعتی، بهزاد نبوی، محسن آرمین و تعدادی از چهره‌های شاخص هنری و دانشجویی به ایراد سخنرانی خواهند پرداخت.

لزوم تغییر وضع موجود و جلوگیری از تداوم روش‌ها و مناسبات مغایر با استلزامات توسعه پایدار کشور در این برنامه مورد توجه است و استفاده از شیوه‌های مبتنی بر دروغ، عوام فریبی، پول‌پاشی و سوءاستفاده از باورهای دینی و مقدسات مذهبی و نیز ماجراجویی در سیاست خارجی و بی‌توجهی به نظرات علمی کارشناسی در اداره امور کشور محکوم خواهد شد.

علاوه بر این ضرورت رعایت موازین حقوق بشر و حقوق شهروندی به عنوان زیربنای استقرار دموکراسی و توسعه پایدار و استقرار صلح از طریق تنش‌زدایی در سیاست خارجی و جلوگیری از سیطره سیاست و ایدئولوژی بر محیط‌های علمی منجر به تهدید آزادی‌های آکادمیک و تضمین آزادی‌های قانونی برای فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی دانشجویی و فعالین در بند به عنوان اهم مطالبات و انتظارات دانشجویان و جنبش دانشجویی از مهندس موسوی مورد تایید قرار خواهد گرفت. 
علاوه بر شاخه دانشجویان جبهه مشارکت ایران اسلامی، پویش حمایت از خاتمی و موسوی، ستاد 88، کمیته جوانان و دانشجویان و کمیته جذب آرای ستاد مهندس موسوی و کمیته دانشجویی ستاد اصلاح‌طلبان حامی موسوی و ستاد بنیان آزادی ( ادوار شورای مرکزی دفتر تحکیم ) ستاد یاران میرحسین (هاتف) از دیگر برگزارکنندگان این همایش هستند.

+ نوشته شده توسط علی رضا در دوشنبه 18 خرداد1388 و ساعت 15:9 |

رئيس ستاد اصلاح طلبان حامي مهندس موسوي (ياران خاتمي) گفت؛ زنجيره انساني «مسير سبز اميد» دوشنبه 18 خرداد (امروز) برگزار مي شود. حاميان ميرحسين موسوي از ميدان تجريش تا ميدان راه آهن زنجيره انساني تشکيل مي دهند. به گزارش پايگاه خبري اصلاح طلبان محسن امين زاده با بيان اين خبر اعلام داشت؛ در اين روز به همت ستادهاي مستقل و کميته هاي مرتبط با اين ستاد از جمله ستاد ملي جوانان (ستاد 88)، پويش حمايت از خاتمي و موسوي (موج سوم)، ستاد اصلاح طلبان حامي موسوي (کوشک) و کميته جوانان و کميته دانشجويان ستاد ميرحسين موسوي زنجيره يي انساني از ميدان تجريش تا ميدان راه آهن تشکيل مي شود. اين برنامه روز دوشنبه 18 خرداد از ساعت 17 تا 19 و با حضور اقشار مختلف به خصوص جوانان عزيز داوطلب از مناطق مختلف شهر تهران برگزار مي شود.

+ نوشته شده توسط علی رضا در دوشنبه 18 خرداد1388 و ساعت 1:56 |

مناظره مهندس موسوی و مهدی کروبی را می توان نوعی اتحاد استراتژیک در جبهه تقابل با احمدی نژاد خواند. در تمام طول مناظره با وجود تلاش مجری برای هدایت روند مناظره و طرح سوالهایی از دو طرف که حاکی از تقابل در برنامه های موسوی و کروبی باشد هر یک از کاندیدا ها از فرصت پیش آمده برای تبیین برنامه های خویش و البته نقد چهار سال اخیر استفاده کردند. با وجود تجربه اندوزی کاندیدا ها از این موضوع که کاندیدای غایب که از او صحبت می شود بعدا حق دفاع از خود را خواهد داشت هردو تلاش کردند تا در موضوعات مورد بحث نامی از احمدی نژاد نیاورند و صرفا دولت نهم و چهار سال گذشته را نفی کنند اما ظاهرا تذکر های پی در پی در گوشی مجری برنامه وی را وادار می ساخت تا به کاندیدا ها و مردم یادآوری کند احمدی نژاد بعدا حق دفاع از خویش را پیدا خواهد نمود. اگرچه در چند دقیقه آخر مناظره این وضع با اعتراض شدید میرحسین و زیرسوال بردن بی طرفی صداوسیما مواجه شد اما مردم شاهد بودند که حرفهای موسوی حرفهای مردی بود که به واقع از وضع موجود احساس خطر نموده است.

میرحسینی که همه او را به خونسردی و خویشتن داری می شناسند در پایان مناظره از وضع موجود و دروغهای گسترده دولت نهم چنان به خروش آمده بود که کم سابقه بود.

اما به لحاظ جمع بندی کلی عاقلانه ترین کار از سوی هردو کاندیدا انجام شد و این نه تنها به رای هیچکدام از این دو آسیبی نزد بلکه اردوگاه احمدی نژاد را به لرزه درآورد .

همچنین باید دانست احمدی نژاد فردا شب مناظره سختی را با محسن رضایی پیش رو خواهد داشت که با کوهی از آمار های منفی دولت نهم به جنگ وی خواهد شتافت. فردا شب احمدی نژاد نخواهد دانست باید وقت خود را برای پاسخ به مناظره امشب صرف کند و یا جواب سوالهای بی شمار محسن رضایی را بدهد. فرداشب دیگر خبری از شهرام جزایری و هاشمی و پسر ناطق نوری نیست تا احمدی نژاد آنها را برای مظلوم نمایی و کسب رای دستاویز قرار دهد.

ساعت ها را تا مناظره بعدی می شماریم ...

+ نوشته شده توسط علی رضا در دوشنبه 18 خرداد1388 و ساعت 0:20 |

مناظره مهدی کروبی و محمود احمدی نژاد اگرچه آنچنان که بسیاری فکر می کردند مانند مناظره موسوی و احمدی نژاد جنجالی نشد اما ملت ایران و البته دنیا در تمام طول مدت مناظره شاهد بودند که هر دو کاندیدا و خصوصا احمدی نژاد نظام جمهوری اسلامی را به زیر سوال بردند. تاکید های پی در پی احمدی نژاد مبنی بر وجود فساد در میان اطرافیان کروبی و نفوذ کروبی در دستگاه قضا و صحه گذاشتن کروبی بر اعمال نفوذ احمدی نژاد در بعضی پرونده های خاص در قوه قضاییه بیش از همه هاشمی شاهرودی را زیر سوال برد. گرو کشی های بچگانه دو کاندیدا در مسائل مالی اگرچه عموم را نسبت به افشای زوایای پنهان فساد در نظامی که سالهاست با ادعای حکومت اسلام و نظارت امام زمان بر مسولین قدرت را در دست دارد، خشنود ساخت اما از این باب که مردم دولتمردان حال و گذشته خود را اینچنین- علی رغم آنچه ادعا می کنند- دلبسته قدرت دیدند به یاس و ناامیدی کشانید.بازنده پایان این مناظره نیز همچون مناظره احمدی نژاد و موسوی نظام بود و دارندگان رای خاموشی که به اطرافیان خویش نهیب زدند که " دیدید به شما گفتیم آنچه در رسانه ها از تقدس نظام و مسولین می شنویم و می بینیم فقط عوامفریبی است و آنچه در پشت لایه قدرت جریان دارد آنچنان وحشتناک است که حتی افشای آن ممکن است به جنگ داخلی منجر شود؟" را در رای ندادن استوارتر و عده ای را که در این باب تردید داشتند تشویق به رای ندادن کرد و اما از همه بیشتر آنان را که برای انقلاب و جنگ فداکاری کرده و متحمل مصیبت ها و رنجهایی شده اند را از نظام دلسرد نمود.

انتخابات دهم را به سبب ساختارشکنی هایی که در آن رایج شد و مسایلی که مطرح شد باید نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران دانست و البته روند تفرقه ای که سالها دشمنان این نظام نتوانسته بودند بدان دست یابند بواسطه اشتباه استراتژیک نظام در دفاع از احمدی نژاد تحقق خواهد یافت. البته مدیریت بحران وضع موجود که بتدریج در روزهای آتی و کلا آینده گسترش خواهد یافت با رهبری نظام خواهد بود اما این سوال مطرح است که آیا احمدی نژاد گورباچف ایران خواهد بود؟

اما قسمت جالب مناظره احمدی نژاد با محسن رضایی خواهد بود زیرا اگر احمدی نژاد با آمار های خلاف واقع خود به میدان رضایی بیاید قطعا با حضور محسن رضایی در مجمع تشخیص مصلحت و اطلاع دقیق وی از آمار های صحیح قطعا شکست خواهد خورد و اگر با اتهامات وارد مباحثه با رضایی شود سپاه پاسداران که رضایی سالهای زیادی چه در زمان آیت الله خمینی و چه در زمان آیت الله خامنه ای فرماندهی آنرا بر عهده داشه زیر سوال خواهد رفت و این یعنی باخت نظام و از دست رفتن حمایت بدنه سپاه برای احمدی نژاد.

+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه 17 خرداد1388 و ساعت 0:39 |

مناظره تلویزیونی محمود احمدی نژاد و میر حسین موسوی بیش از آنکه بیان نقد های دو کاندیدا باشد با تهاجم بی سابقه و علنی محمود احمدی نژاد به دولت های قبل -که به زعم وی چون هم اکنون چیزی برای عرضه در برابر خدمات دولت نهم ندارند همگی به کمک میرحسین آمده اند- به یک رسوایی برای نظام جمهوری اسلامی بدل شد و خاطره سخنان افشاگرانه پالیزدار را به ذهن ها متبادر کرد و اینکه اگر پالیز دار به جرم بیان چنین سخنانی مستحق زندان است مجازات احمدی نژاد چیست؟

اما شاید مجازات احمدی نژاد با وجود رویارویی علنی با هاشمی رفسنجانی که از تاثیرگذار ترین افراد بعد از رهبری نظام است از جنس دیگری باشد. حمله بی محابای احمدی نژاد به هاشمی -که در میان توده مردم ایران نماد اشرافی گری و مدیریت قیم مابانه است- اگرچه برای کسب رای و حفظ محبوبیت و عمل به وعده های انتخاباتی دور قبل احمدی نژاد برای معرفی مافیای فساد و قدرت که چهارسال فراموش شده بود و او یکبار دیگر از آن برای جذب رای عوام استفاده کرد انجام شد اما با وجود داشتن دو منصب مهم حکومتی در نظام جمهوری اسلامی از سوی هاشمی که هر دو به نوعی منصوب به رهبر هستند اساس نظام و رهبری را زیر سوال برد. هاشمی از یکسو از سوی رهبر منصب ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را با اختیارات نظارتی عالی بر عهده دارد و از سوی دیگر ریاست مجلس خبرگان رهبری را که وظیفه نظارت و انتخاب رهبر را در نظاام جمهوری اسلامی دارد بر عهده دارد و این هر دو یعنی شالوده های نظام اسلامی.

اما احمدی نژاد که چهار سال پیش با وعده آوردن نفت بر سر سفره محرومان بر سر کار آمد و و نه تنها نفت صد دلاری را به سفره ها نیاورد و و در عوض تورم را به 25 درصد رسانید ، به همین محرومان وعده داد که ریشه مافیای فساد وقدرت را در ایران خواهد خشکاند امروز بعد از چهار سال در مناظره تلویزیونی با موسوی اسامی افرادی را بزبان می آورد و آنان را متهم به چپاول بیت المال می کند که هیچ گاه قبل از آن چنین اقدامی که البته ذاتا مخالف قانون می باشد را انجام نداده بود. بر اساس قانون باید ادله و مدارک این امور به دادگاه ارائه شود و بعد از اثبات جرم مراحل قضایی در مورد آن طی شود ولی آنچه در این برنامه دیده شد تلاش احمدی نژاد در مقابل خونسردی میرحسین موسوی برای استفاده از همان استراتژی تهاجمی بود که بارها از آن برای مقابله با غرب یاد کرده بود و از این استراتژی برای بیان مطالبی که بنا به تعبیر موسوی ارتباطی به کاندیداتوری موسوی ندارد بهره برد. اگرچه احتمال اینکه این استراتژی جلب محبوبیت برای جذب توده ای از مردم کارگر افتد اما زلزله ای را در میان ساختار حکومتی ایران ایجاد خواهد کرد و انتظار آن می رود که اولین قربانی آن خود محمود احمدی نژاد باشد که یقیننا گرفتار ناخشنودی هبر نظام خواهد شد. زیرا آنچه در این سی سال مشاهد شده است این است که ارکان نظام اگرچه در موضوعاتی به مخالفت به یکدیگر بر می خیزند اما ملاحظه کار را به لحاظ به خطر نیفتادن حیثیت نظام کرده و از خطوط قرمز – همان خطوطی که امشب احمدی نژاد از آن عبور کرد- عبور نمی کنند.

اما در لابلای سخنان تهاجمی احمدی نژاد و سخنان حاکی از خونسردی موسوی که فقط در چند دقیقه آخر هیجان در آن دیده شد نکته ای ظریف را می توان دید و اینکه با وجود تلاش فراوان تیم احمدی نژاد برای متهم ساخت اطرافیان و حامیان موسوی کوچکترین اتهامی متوجه خاتمی که هشت سال بر کرسی ریاست جمهوری ایران تکیه زده بود نشد و این یعنی سلامت و صداقت این رییس جمهور محبوب و دوست داشتنی که در این دوره از انتخابات درسی از اخلاق- که مدتهاست در آسمان سیاست ایران فراموش شده- به سیاستمداران داد که شاید بیش از همه بر رییس جمهور فعلی کشور لازم باشد.

و در پایان اینکه نظام احمدی نژاد را به سبب این پرده دری خواهد نواخت یا نه را باید در اتفاقات پیدا و پنهان آینده سیاسی ایران جستجو کرد اما باید دانست که احمدی نژاد آغازگر اتفاقی بزرگ در نظام سیاسی ایران بود که شاید برای جمهوری اسلامی چنان مبارک نباشد.

+ نوشته شده توسط علی رضا در پنجشنبه 14 خرداد1388 و ساعت 1:52 |

 

انتخابات و افق روشن آينده

همايش بزرگ حاميان مهندس ميرحسين موسوي

در مناطق ۱۰ و ۱۱ تهران

چهارشنبه ۳۰ ارديبهشت

ساعت ۱۹

خانه فرهنگ مشق

انتهاي بلوار استاد معين - نبش خيابان آيت الله دستغيب - مركز مشاركتهاي اجتماعي

+ نوشته شده توسط علی رضا در سه شنبه 29 اردیبهشت1388 و ساعت 17:48 |

این وبلاگ قبلا حمایت خویش را از سید محمد خاتمی اعلام کرده بود وامروز نیز حمایت خویش را میر حسین موسوی اعلام می کند.

اما چرا به میر حسین رای می دهیم؟برای پاسخ به این سوال باید چهار سال دولت دکتر احمدی نژاد را مورد بررسی قرار دهیم و شعارها و اهداف و تفکرات و ایده های او را با محمود احمدی نژاد مقایسه کنیم. بر اساس آنچه شعارهایمردی می آید ز خورشید انتخاباتی دولت مردم یار در سال 84 نامیده می شد مردم ما خصوصا طیفی که مشکلات اقتصادی بیشتری داشتند به رییس جمهور فعلی رای دادند و طبعا انتظاری که از رییس جمهور منتخب داشتند عمل به شعار ها بود اما آنچه در پی این چهار سال دیدند چیزی جز افزایش مشکلات اقتصادی و افزوده شدن مشکلات سیاست خارجی نبود. امروز کار بجایی رسیده که طیف محافظه کار که خود را اصطلاحا اصولگرا می نامد نیز حتی فارغ از مصالح جناحی خویش حاضر به حمایت از دولتی که عمر وزیران کابینه را آنچنان کوتاه ساخت که وزارتخانه های کلیدی ما را هر از چند گاهی به تا مرز بحران برد و یا اینکه قیمت مسکن را بی بی تدبیری به مرز انفجار رساند و کشور را نمایشگاه عرضه مستقیم محصولات متنوع وارداتی سرتاسر عالم نمود نیستند. امروز اختلافی شدید در میان جناح های درون طیف محافظه کار به خاطر عدم توجه به مصوبات مجلس ، توهین به مراجع و ضعف شدید سیاست خارجی و البته گستاخی همسایگان دیگر حاضر نیستند یک بار دیگر کرسی ریاست جمهوری به رییس جمهور فعلی سپرده شود. جالب است در کشوری که وبلاگ نویسانش براحتی به اتهام وبلاگ نویسی دستگیر و زندانی و اعدام می شوند و دانشجویانش را با اتهامات تاریخ مصرف گذشته دستگیر و از تحصیل محروم می کنند رییس جمهورش در آمریکا ادعا می کند در ایران آزادی مطلق وجود دارد.

در کشوری که تورم و گرانی بیداد می کند دولتش کاهش قیمت بعضی از کالاهای خارجی به سبب بحران اقتصادی را از اقدامات دولت خدمتگذار عنوان می کند.

در مذمت اقدامات دولت نهم هر چه بگوییم کم گفته ایم و همان بس که مردم خود می بینند آنچه بروزشان آمده.

اما کسانی از همین طیف محافظه کار می پرسند که چرا میر حسین در این 20 سال سکوت کرده بود ؟ در جواب باید گفت باید دید چه سخت است خون دل خوردن و سکوت کردن در دوره ای که گروهی آنچنان دست آورد های انقلاب را بر باد می دهند و در حالی که سخن از مردم سالاری دینی و عدم تعیض بین قومیت ها بر زبان

می رانند صدا ها را در گلو ها خفه می کنند و ناصحان مشفق را جاهلانی میخوانند که آب به آسیاب دشمن می ریزند و بواسطه همین خون دل ها بود که جگر گوشه امام  به دیار باقی شتافت و آیت الله توسلی آنچنان رحلت فرمود.

شما قضاوت کنید که سکوت بهتر از هر روز دورغ بر زبان جاری ساختن نیست؟

 دم فروبستت شایسته از تحمیق توده ها بواسطه مذهب و اعتقادات پاک مردمان نیست؟

و اما میر حسین مرد صالحی که زمانی که تک تک مردم این دیار با رنج جنگ و مصیبت از دست دادن عزیزان خویش دست به گریبان بودند با آنان هم نوا بود امروز آمده است تا از پس این همه تاریکی مرهمی بر زخم مردم رنجدیده از پس سالیان نهد. او آمده است تا آزادی را به زبانها و قلمها و عدالت را به دستان پینه بسته و پیشرفت را به جوانان این مرزو بوم که در عین نشاط و علم شغلی نمی یابند هدیه کند.

او از پس سالها سکوت آمده تا با فریادی پرده سیاه خودکامگی و تحمیق توده ها بدرد

آری او آمده است...

 

+ نوشته شده توسط علی رضا در جمعه 25 اردیبهشت1388 و ساعت 14:4 |

هنوز سال 76 را به خوبی بیاد دارم. در آن زمان من یک دانش آموز دبیرستانی بودم و با شور و شوق روزنامه سلام را با قامت سیاه و سپیداما متفاوت با سایر روزنامه ها می خواندم. آنروز ها سلام ویژه نامه هایی چاپ می کرد که مشابه اش را در سالهای اخیر در شرق روزنامه محبوبم که به تیغ تعطیلی سپرده شد دیدم. یادم هست با آن  وضعیتی که روزنامه سلام نایاب می شد عده ای که هویتشان کاملا معلوم بود و وابسته به نهادی نظامی (که نامی انقلابی را یدک می کشد) بودند روزنامه سلام را بصورت فله ای از روزنامه فروشی ها می خریدند و همانجا آتش می زدند.آنروز ها روزنامه و از آن مهمتر این ویژه نامه هایش بین من و دوستانم و گاه افراد فامیل دست به دست می شد. چنان شور و شوقی را فقط در حوالی اتخابات مجلس ششم داشتم و بس.

آنروزها بازار شایعه داغ بود و از آن داغ تر بازار شام و نهار یکی از کاندیدا های لابد متمول رقیب که همین چند روز پیش روابط ایران و بحرین را تا حد بحران پیش برد.

آنروزها  فاطمه رجبی در کار نبود اما بودند کسانی که جور او را بعد ها در کارناوال عاشورا کشیدند. آنروزها خاتمی مظلوم بود و ما امیدوار.

آنروز ها می گفتیم رای ما خاتمیست اما آیا واقعا اسم خاتمی از صندوق بیرون می آید یا .....؟

آنروز ها خوب روزهایی بود.

خاتمی آمد و هشت سال با بحران ها پیر شد. اگر چه خاتمی طرفداران جوان خود را گاهی نا امید کرد اما همانها هنوز خاتمی را در دل دوست می داشتند. 

یاد روزی افتادم که فرمانده گفت زبانها  را خواهد برید...

یاد 18 تیر افتادم که کنکور را فراموش کرده بودم و یکسره نشاط می خواندم و بعد ها صبح امروز.یاد دانشگاه تهران و تبریز و رشت و ...که در التهاب می سوخت.

یاد روزی که حجاریان ترور شد و صبح امروز تیتر زد.  یاد هو کردن خاتمی در دانشگاه تهران افتادم. یاد کار کودکانه خودمان در چهار سال پیش...مثل کودکانی که از سر لجبازی با پدر یا مادر خود غذا نمی خورند و گریه می کنند.

یاد خاتمی افتادم که چه دلشکسته دانشگاه را ترک کرد و یاد غریبی مصدق و یاد امیرکبیر آن لحظه که در حمام فین کاشان رگش زده شد و یاد خودمان که نشستیم و نهال اصلاحات را کمر شکست.

حالا دیگر این روزهاست و نه سلامی و نه نشاطی و نه صبح امروزی ....

اما خاتمی هست...

دوباره  آمده....

این روزها کیهان است و فاطمه رجبی که یکی می گوید مواظب باشید خاتمی را نکشند و دیگری
می گوید خاتمی ارزش ترور ندارد. این روزها خاتمی بیشتر از آن روزها غریب است.

ای کاش این روزها نهال دوباره نشکند...

ای کاش .. 

+ نوشته شده توسط علی رضا در جمعه 9 اسفند1387 و ساعت 16:5 |

در حالي كه صلاحيت بسياري از نمايندگان اصولگرا در هيات هاي اجرايي تاييد شده و البته برعكسش براي اصلاح طلبان اتفاق افتاده آقايان قرباني و نادران در مجلس اين سخنان را بر زبان راندند.

آقاي موسي قرباني نماينده قائنات :

1-      " هشت سال پيش شوراي نگهبان چشم خود را به روي برخي از واقعيات و حرف و حديث هايي که در مورد بعضي از چهره هاي سياسي وجود داشت، بست و صلاحيت آنها را تاييد کرد. "

2-      " بنابراين (نمايندگان اصلاح طلب پس از اغماض شوراي نگهبان و البته كسب راي مردم و ورود به مجلس) با ارائه طرح هايي از قبيل اصلاح قانون مطبوعات، جرم سياسي، عدم ورود نيروهاي مسلح به مراکز آموزشي، همه پرسي اختيارات رئيس جمهور و امثال آن و مطرح کردن پروژه هايي از قبيل خروج از حاکميت، عبور از خاتمي، اصلاحات بي قيد و شرط، هر هفت روز يک بحران، استعفاي دسته جمعي، تحصن، برگزار نکردن انتخابات و نظاير آن اهداف ديگري را دنبال کردند. "

3-      " با عملکرد نامناسب خود باعث ردصلاحيت خودشان در انتخابات مجلس هفتم شدند و در اعتراض به اين اقدام آخرين تيرهاي در ترکش خود را رها کرده و در 12 بهمن 1382 دست به تحصن و استعفاي دسته جمعي زدند و بحث را تحقق عيني بخشيدند. "

4-      " اينان که تا ديروز تقاضاي رفراندوم مي کردند، امروز براي نظارت در انتخابات ذليلانه از خارجيان دعوت کرده و به سرعت پاسخ حمايت دريافت مي کنند.به گفته يکي از همين نمايندگان مجلس ششم يکي از شيوه هاي متمدن و قابل قبول برگزاري رفراندوم و انجام چند پرسش عمومي از ملت است. مردم بگويند آيا در واقعه حذف گسترده کانديداها به شوراي نگهبان حق مي دهند يا نمي دهند؟ مردم بگويند که در رد مصوبات مجلس شوراي اسلامي رفتار شوراي نگهبان را در جهت منافع ملي مي دانند يا نمي دانند؟ مردم بگويند ميزان آزادي ها در کشور کافي است يا خير؟ مردم بگويند از شيوه هاي مديريت حاکميت در کشور راضي هستند يا نيستند؟ مردم بگويند تمام ارکان حکومتي بايد پاسخگوي مستقيم ملت باشند يا خير؟ "

5-      " اما ملت ايران نخواهند گذاشت امانت الهي به دست کساني بيفتد که به آن خيانت کنند. بنابراين مردم با شرکت گسترده در انتخابات به کساني راي خواهند داد که حافظ ارزش هاي نظام اسلامي و استقلال کشور باشند. "

آقاي الياس نادران نماينده تهران :

1-      " متاسفانه با نفوذ جريان هاي انحرافي در بخشي از حاکميت، کار به آنجا رسيد که بخش قابل توجهي از نمايندگان مجلس ششم به اپوزيسيون نظام تبديل شوند؛ تندروهايي که غالباً به حزب تازه تاسيس دولت ساخته «مشارکت» و متحد استراتژيک آن سازمان مجاهدين تعلق داشتند و در ائتلاف با جريان هاي لائيک خارج از مجلس، تغيير ساختار سياسي کشور و همسان سازي نهادها و نظامات بين المللي را وجه همت خود قرار دادند. "

2-      " خدا را شاکريم که مجلس هفتم با آرام کردن فضاي سياسي کشور و تاکيد بر بررسي هاي کارشناسانه در حل مسائل اساسي مردم شرايطي را فراهم کرد که اقليت مجلس هفتم و حتي رقباي اصولگرايان در بيرون از مجلس هم از مسوولان و موثرترين اصولگراي مجلس و دولت «کار» مطالبه مي کنند و مطالبات خود را به سمت مطالبات واقعي مردم برده اند و در کارنامه افتخارات مجلس هفتم همين بس که خدمتگزاري صادقانه را به گفتمان غالب تبديل کرد. "

جناب قرباني شما مي فرماييد شوراي نگهبان هشت سال پيش چشم خود را روي بعضي واقعايت بسته و صلاحيت عده اي را تاييد كرده كه در اين صورت كاري خلاف قانون انجام داده و بايستي در اين مورد بازخواست شود. در صورتي كه وظيفه شوراي نگهبان صيانت از قانون و راي مردم باشد حق ندارد هر جا كه خواست چشمهاي خود را ببندد و يا باز كند و مصالح را به قانون ارجح بداند.

مي فرماييد طرح هاي مطرح شده در مجلس در جهت اهداف ديگري بوده و همين عملكرد را باعث رد صلاحيت اين نمايندگان براي مجلس هفتم مي دانيد اما گويا فراموش كرده ايد كه همين نمايندگان از دل صندوقهاي راي بيرون آمده اند همانند شما.

آيا شما در اين صلاحيت هستيد كه حتي راي مردم را نيز بي اعتبار بدانيد و آن را نيز در جهت اهداف ديگر بدانيد؟ اي كاش باز هم براي مجلس هفتم شوراي نگهبان چشم خود را مي بست تا مي ديديم آيا امروز چون شمايي بر صندلي مجلس تكيه زده ايد تا اينچنين بي پروا راي مردم را بي اعتبار بدانيد؟

ظاهرا با اينكه مردم بعضي چيز ها را با رفراندوم بگويند شما به شدت مشكل داريد؟ اگر به مردم شكي نيست چرا امتحان نمي كنيد تا دهان اين نمايندگان اصلاح طلب بسته شود ؟

آيا همين مردم انقلاب نكردند ؟ جنگ را با تمام مشكلاتش به پايان نرساندند؟ تحريم ها و كمبود ها را تحمل نكردند؟ خون ندادند؟ حال چگونه حق چنين كاري ندارند؟ حق ندارند در رفراندوم نظرات خويش را بگويند؟

اما جالب اينجاست كه در انتهاي سخنان خود بسي هندوانه زير بغل مردم

مي گذاريد و پيشاپيش به جاي آنها نيز تصميم مي گيريد خود را حافظ ارزشها ميدانيد و امانتدار الهي ؟

اگر از رقيب نمي هراسيد و البته از راي مردم ،لختي در رد صلاحيت ها اغماض كنيد تا بينيد آنچه بايد ببينيد.

جناب نادران شما مي فرماييد نمايندگان مجلس ششم تبديل به اپوزيسيون شدند ولي شما نيز فراموش كرديد مردم حق دارند حتي اپوزيسيون را به حاكميت برسانند. بواسطه راي مردم به نمايندگان سياست ها تعيين مي شود وگرنه مجلس را به توپ ببنديد و شما هم وكيل الدوله شده و مردم نيز تكليف خود را مي دانند.

اگر مشاركت حزب تازه تاسيس دولت ساخته بود اما اقبال عمومي داشت و البته اين چيز قبيحي نيست كه دولت حزبي باشد چنان كه اكنون نيز هست اما نفي مي كند. سازمان مجاهدين نيز حزبي كاملا قانوني است كه همواره در چارچوب قانون بوده  و مواضع شفافي داشته اما از همه مهمتر راي مردم است.

چه شما دوست داشته باشيد و چه نه اگر مردم كساني را برگزينند نماينده مردمند خواه چپي يا راستي و...

واما اكنون كه شما تا اين اندازه به علت تورم و نرخ بالاي بيكاري و رشد شديد قيمت مسكن و خالي بودن صندوق ذخيره ارزي و دو قطعنامه پياپي و تحريم و ... تا اين اندازه خدا را شاكريد تبريك ملت به خاطر اين همه مسوليت پذيري بپذيريد.

ما نيز حدا را شاكريم كه معني خدمتگذاري صادقانه را فهميديم و البته مطالبات مردم را نيز دانستيم و خدا آگاه تر بر احوال همگان است .

 

متن کامل سخنان آقایان قربانی و نادران

+ نوشته شده توسط علی رضا در پنجشنبه 11 بهمن1386 و ساعت 1:40 |

سخنان اخیر آیت الله جنتی دبیر با نفوذ شورای نگهبان در مورد احراز صلاحیت کاندیدا های نمایندگی مجلس باز هم جنجال برانگیز شده و البته موجی از نگرانی را در میان اصلاح طلبان ایجاد کرد. اینکه هدف ایشان از چنین سخنانی که حساسیت هایی اینچنینی ایجاد می کند چیست کاملا معلوم نیست اما مسلما دو معنی را به ذهن متبادر می کند و یکی آنکه میتواند آرایش اصلاح طلبان را که سعی در ایجاد ائتلافی متحد را دارند بر هم بزند و دیگر اینکه عده ای از صاحبان حق رای را که در دوره های پیشین به پای صندوق ها نرفته و اکنون از وضعیت فعلی نیز ناراضی هستند را از دادن رای منصرف می کند و این هردو اردوگاه اصولگرایان را تقویت خواهد نمود.

ایشان در سخنان اخیر خود گفته اند که "برخي مدعي مي شوند «اصل بر برائت افراد است، مگر اينکه خلافش ثابت شود» طرح اين بحث پشتوانه حقوقي صحيحي ندارد. وي افزود؛ هنگام سپردن مسووليت به افراد بحث از احراز صلاحيت مطرح مي شود و «احراز صلاحيت» يعني اينکه اثبات شود يک شخص صلاحيت اجراي يک مسووليت را دارد. "

سخنانی اینچنین صریح در مورد رد صلاحیت افراد و تحدید آشکار آزادی انتخاب مردم و کاندیدا ها نشان از دلهره اصولگرایان از تکرار تجربه مجلس ششم دارد چنان که این ترس حتی در سخنان حداد عادل نیز خود نمایی میکند. و البته آشکار است که در مبارزه انتخاباتی که نهاد های نظارتی در کنترل یکی از رقیبان باشد دیگر رقبا به سختی خواهند توانست سر از صندوق بیرون بیاورند.

شاید بسیاری از ما اصل 37 قانون اساسی را خوانده باشیم که صراحتا ذکر می کند که «اصل بر برائت است و هيچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمي شود، مگر اينکه جرم او در دادگاه صالح ثابت شود.» و البته آیت الله جنتی نیز صراحتا این اصل را فاقد پشتوانه حقوقی خوانده و آن را ملاک کار شورای نگهبان نمیدانند.

جای تعجب است که وقتی التزام عملی به قانون اساسی یکی از شروط تصدی مناصب حکومتی است چگونه چنین شخصیتی این اصل را به این روشنی زیر سوال میبرد و نظر خویش را مبنای قانون می داند. ایشان همچنین گفته که کار شورای نگهبان و هیات های نظارت باید در درجه اول رنگ خدایی و دینی داشته باشد و مبنای خدایی بودن بررسی صلاحیت ها را نیز این دانسته اند که ایشان و همکارانشان در مورد هر داوطلب به این نتیجه برسند که فرد مورد نظر صلاحیت نمایندگی مجلس را دارد یا نه و حتی در صورتی که کاندیدا سوء سابقه ای نداشته باشد ولی در نهایت شورا صلاحیت ایشان را احراز نکند محکوم به رد صلاحیت می باشد.

این نحوه کار هم مخالف نص صریح قانون اساسی بوده و هم راه را برای اعمال سلیقه باز می گذارد و چون هیچ یک از اعضای هیات های نظارت و البته شورای نگهبان معصوم از گناه نیستند و هر یک گرایشی به جناح خاص سیاسی دارند دیگر نمیتوان نام یک انتخابات آزاد را بر آن گذاشت. 

البته جالب توجه تر در سخنان ایشان تحسین آگاهی و حق طلبی مردم ایران است که میفرمایند "مردم ما مردم بسيار آگاهي هستند و هميشه طرفدار حق و عدالت بوده اند و اگر بدانند کسي بر مبناي حق و عدالت کار مي کند، نظرات او را قبول مي کنند. "

این اظهارات دو پهلو انسان را به یاد هندوانه و زیر بغل می اندازد که از یک سو  قیومت فردی را در ریز ترین مسائل بر عهده بگیری و از سوی دیگر او را آگاه و صاحب خرد بدانی.

تا کنون سخنانی اینچنین مملو از صنعت تضاد در ادبیات نخوانده بودم.

حتی اگر از جنبه خدایی و دینی نیز به موضوع بنگریم و قضاوت های پیامبر گرامی و حضرت علی (ع) را در گذشته بازنگری کنیم همگی خواهیم دید که همواره در ابتدا اصل بر برائت بوده است.

اما یک نکته بسیار مهم آن است که هر گاه حلقه ها تنگ تر شده نیروی گسستن این حلقه ها نیز قوی تر گشته و چه بهتر اینکه شعور مردم را محترم بشماریم و حلقه ها تنگ تر نکنیم و امین مردم باشیم.

+ نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه 21 آذر1386 و ساعت 1:24 |
وزارت کشور، اسامي 15 عضو اصلي شوراي شهر تهران را به شرح زير اعلام کرد:

1- مهدي چمران 599423
2- مرتضي طلايي 536046
3- رسول خادم 423649
4- عباس شيباني 391735
5- هادي ساعي 382185
6- حمزه شكيب 327317
7- عليرضا دبير 304731
8- -پروين احمدي نژاد 240033
9- معصومه ابتكار 232132
10- احمد مسجد‌ جامعي 215393
11- محمد علي نجفي 202009
12- معصومه آباد 200080
13- حسن بيادي 198780
14- خسرو دانشجو 198491
15- حبيب كاشاني 195579

در ميان 15 برگزيده شوراي شهر تهران، نام7 تن از حاميان محمدباقر قاليباف شهردار، 4 عضو ائتلاف اصلاح‌طلبان، 1 نامزد مستقل و تنها 2 نفر از حاميان دولت وجود دارند

+ نوشته شده توسط علی رضا در جمعه 1 دی1385 و ساعت 1:7 |
تجمع اعتراض آميز کانديداهاي ائتلاف اصلاح طلبان در فرمانداري تهران
+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه 26 آذر1385 و ساعت 1:4 |