صدای گریه های دختران ایرانی را هیچکس نمی شنود ، آن زمان که در زیر نگاه های هرزه و هوسران مسوولان مملکتی له می شوند و خود را در پستوهای تنهایی که آن را روانشناسان مزخرف امروزی افسردگی می نامند پنهان می کنند .
زمانی که از آن ها فاحشه های موقت می سازند .
آن هنگام که زنان متاهل رده بالای دولتی خود را در اختیار روسای خود می گذارند ...
وقتی با خنده های سراسر هوس در آغوش حرامی ها قانون تصویب می شود ...
که دختران صیغه شوند
و مردمان از همه جا بی خبر در همه جای کشور در خیابان ها فریاد مرگ بر ....و .... سر می دهند و در فرودگاه پروازهای داخلی تحصن می کنند تا به خارج از ایران پرواز کنند و دیگران را حمایت کنند ؛ چوب حراج به آبروی دخترانشان می زنند و برای 1 ساعت آن ها را صیغه می کنند
خود را ارضا می کنند و ... 1 ساعت تمام می شود و آن زن همه چیزش را از دست می دهد شاید او مادری ست بی هیچ حامی .
کلاه شرعی سر خودمان می گذاریم ....
طبق قانون خدا و پیغمبر اصلا نمی توان دختر را صیغه کرد ؛ آن وقت احکام ثانویه آقایان مفت خوری که معلوم نیست حتی بتوانند از روی سوره حمد روخوانی کنند ، چگونه آن را حلال و حکم خدا را نقض می کنند ؟؟!!!
نقض حقوق بشر در غزه نیست ؛
آبروی حقوق بشر و طرفداران آن در اینجاست در میان دختران ایرانی
در میان پدران ، پسران و همسرانی ست که دخترشان هر ساعت صیغه ی یک نفر شده
و کسی که می خواهد ازدواج کند نمی داند با زن یا مردی ازدواج می کند که تا به حال
چند همسر صیغه ای و یا حتی صاحب چند فرزند است ..
دیگر به زنان بیوه نگاه بد نکنید
اینجا همه بیوه اند
سقط جنین را آزاد کنید ، چون زنان صیغه ای توان نگه داری فرزند را ندارند ...
اینجا دیگر یک ترانه ی 15 ساله نیست
اینجا ترانه هایی هستند که در سنین مختلف چوب داشتن جامعه ای نا کارامد را می خورند
که سران آن کورند و بینای مردم .

