تبليغاتX
چرندو پرند div align =center>

رای نمایندگان مجلس شورای اسلامی به محدودیت تحقیق و تفحص ها اگرچه به علت بیم رسانه ها از ورود به خطوط قرمز چنان مورد توجه قرار نگرفت اما در صورتی که عمیقا بدان پرداخته شود این سوال را به ذهن متبادر می کند که نظام حکومتی ما به کدامین سو حرکت می کند؟

مستثنی شدن شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت و مجلس خبرگان از اجرای تحقیق و تفحص در حالی که هیچکدام از این سه نهاد هیچگونه پاسخگویی به افکار عمومی ندارند گامی  در جهت تضعیف حاکمیت مردم است و این اقدام نمایندگان انسان را بیاد دوران ظل اللهی می اندازد.

شورای نگهبان به عنوان نهادی که همواره با رای مردم و سرنوشت جامعه سرو کار دارد بایستی بسیار به جامعه پاسخگو بوده و اقداماتش بسیار شفاف باشد و مجمع تشخیص نیز به لحاظ اختیارات نظارتی و قانونگذاری که دارد و البته بواسطه هسته کاملا انتصابی خویش و وجود ابهامات فراوان در حیطه مسولیت هایش نیز بایستی در تیررس نگاه مردم باشد اما اقدام نسنجیده و سوال برانگیز مجلس که به نام ملت و قانون بایستی مدافع حقوق مردم باشند و نه محدود کننده آن مخالف صریح قانون اساسی می باشد که همه را در برابر قانون برابر دانسته است.

آیا افرادی که در این نهاد ها کار می کنند بواسطه منسوب بودن این نهاد ها به رهبری از هرگونه فساد و اشتباه بدورند؟ آیا شیطان در ذهن اعضای شورای نگهبان و مجمع تشخیص و کارکنان این دو نهاد راه ندارد؟

می پندارم این چه راه و رسمی است که حکومتگران ما بدان اندیشه می کنند؟ هر روز مردم را به اقتدا به پیشوایان دعوت می کنند و خود را چنان بدور از خطا و اشتباه می پندارند که معصومین نیز چنین نپنداشتند.

همچنین در همین قانون تحقیق و تفحص از سایر نهاد های زیر نظر رهبری منوط به اجازه از رهبری شمرده شده است. نهادهایی چون صدا و سیما و قوه قضاییه و روزنامه هایی نظیر کیهان ، اطلاعات و جمهوری اسلامی و بنیاد مستضعفان و آستان قدس امام رضا (ع) و کمیته امداد و بسیاری از نهاد های ریز و درشتی که همگی از بودجه های عمومی تغذیه می شوند و یا اقدامات آنان زندگی مردم را بطور مستقیم تحت تاثیر قرار می دهد چنانکه در حاشیه های امنیت اینچنینی قرار گیرند دیگر به هیچ وجه پاسخگوی افکار عمومی نخواهند بود(چنانکه اکنون نیز نیستند).

آنچه می دانیم به همین صورت هم تا کنون تحقیق و تفحص ها اگرچه در بسیاری موارد شامل موارد خوبی از کشف فساد در دستگاههای مختلف بوده اما متاسفانه ضمانت اجرایی لازم برای رسیدگی به آن وجود ندارد و نمونه بارز آن تحقیق و تفحص از قوه قضاییه ای است که باید میزان عدل و داد در جامعه باشد و دیدیم که گزارش آن چگونه سانسور شد و چگونه به بایگانی سپرده شد و چگونه با مسولان تحقیق و تفحص برخورد کردند.

نمایندگان محترم مجلس که با رای مردم به مجلس می روند بجای افزایش اختیارات نظارتی مردم و سعی در اعمال حقوق نظارتی موجود نباید اینچنین با موکلان خویش ناروا رفتار نمایند و اختیاراتی را که ملت بدانان سپرده به ثمنی بی ارزش بفروشند .

این نکته را بخاطر بسپاریم حکومتی که خود را از مردم جدا کند و خویش را در حصار های محکم از دید مردم پنهان نماید سالیان عمر خویش را کاسته است و سالها از پی هم می گذرند و تاریخ قضاوتگر اقدامات ما خواهد بود. 

+ نوشته شده توسط علی رضا در جمعه 24 آبان1387 و ساعت 0:0 |

یادم می آید در سالیان کودکی روزی مهمانانی ناخوانده به خانه ما آمدند که بسی عزیز شمرده می شدند و خانواده ما بسیار در حضور آنها ملاحظه ظواهر زندگی را می کردند. از آنسو در اتاق پذیرایی ما مبلی بود که بتازگی رویه صندلی آن پاره شده بود و پدر هنوز فرصت رفوی آن را  نیافته بود لذا مرا فراخواند تا در تمام مدت حضور آن مهمانان بر مبل بنشینم تا مبادا کسی از پارگی مبل بویی برد. در میانه مجلس یکی از مهمانان که مرا کودکی شیرین سخن یافت از من خواست پیشش رفته و آب نبات پیشکشی او را بگیرم و من در پاسخ به او گفتم پدر گفته چون مبل پاره است و ما با شما رودر باستی داریم تا آخر مهمانی من همین جا بنشینم و خنده مهمانان مجلس را فرا گرفت و من در پایان کتک جانانه ای نوش جان کرده و بنحو احسن گوشمالی شدم.

بعد از انتصاب ضرغامی به ریاست صدا و سیما وی اگرچه با شعار اصلاح در این دستگاه حساس و با اهمیت برای نظام جمهوری اسلامی وارد شد اما هیچگاه سایه اقدامات لاریجانی از این سازمان عریض و طویل با درآمد های نجومی و حاشیه امنیت فراوان محو نشد. ضرغامی نیز همچون سلف خویش علی لاریجانی عضو سپاه پاسداران بود اما تلاش کرد تا با افزایش کمیت در برنامه سازی های سازمان کیفیت نازل برنامه ها را به نحوی جبران نماید اما در این مسیر هیچگاه موفق نبود و حتی علاوه بر انتقاد های دانشجویان و اصلاح طلبان شاهد انتقاد مراجع نیز از عملکرد خویش بود.

اما اتفاق مهمی که در دوران ریاست ضرغامی بر سازمان صدا و سیما که وظیفه تبلیغات و اطلاع رسانی نظام را بر عهده دارد افتاد روی کار آمدن دولت نهم و توصیه اکید از راس هرم قدرت برای حمایت همه جانبه از این دولت بود.

شاید اگر این توصیه در دولت خاتمی به ضرغامی می شد علیرغم اصولگرا بودن ، ضرغامی با چالشی مواجه نمی شد زیرا دولت خاتمی موفقیت های گوناگونی در عرصه های مختلف داشت و این موفقیت ها که مورد بی مهری رسانه های خارجی قرار می گرفت قابلیت دفاع از نظام را با ابزار تبلیغی داخلی که مخاطبان عام فراوانی نیز داشت فراهم می کرد و اینگونه مشروعیت نظام را نزد افکار عمومی بالا می برد اما در دولت نهم که نه تنها فاقد دستاورد مثبت بود بلکه در بسیاری از عرصه های اقتصادی و سیاسی هزینه های زیادی نیز بر دوش ملت تحمیل کرده بود فرایند حمایت کاری پیچیده و دشوار می نمود.

اما مجموعه تحت امر ضرغامی ساده ترین راه را برگزید. پوشش بی سابقه سفر های رییس جمهور و تحلیل های جانبدارانه و پخش گزارش های امیدوار کننده از وضعیت اقتصادی و سیاسی در صحنه داخلی و خارجی بطوری که این گزارش ها صرفا جنبه رپرتاژ آگهی داشت باعث شد تا صدای اعتراض مخاطب عام نیز بلند شود. مردمی که تورم را با تمام وجود لمس می کردند قادر به باور گزارش های صدا و سیما نبودند. اما کار از این هم سخت تر شد. در جاهایی دیگر از صدا و سیما و کادر هایی که بصورت حرفه ای در وارونه سازی خبر های داخلی و خارجی کار می کردندکاری بر نمی آمد. در چنین مواقعی که شاید مثال بارز آن قضیه کردان باشد صدا و سیما بطور کامل سیاست سکوت پیشه کرد و عرصه را بطور کامل بدیگر رسانه ها سپرد. در اینگونه موارد اگر چه کوچکترین خبر از اختلافات حزبی و رسوایی های سیاسی در دیگر کشور ها خصوصا غربی مانند نقل و نبات از صدا و سیما پخش می شود و همه تحلیل ها نیز اصطلاحا به نقل از کارشناسان امر نقل می شود در موارد مشابه داخلی سکوت و سانسور خبری صدا و سیما دوست و دشمن را نه به تعجب که به خنده وا می دارد که چه می پندارند اینان ما را؟

 اینجاست که ضرغامی اگرچه خود می داند بر مبل پاره دولت نشسته اما چون بلند شدن همان و گوشمالی شدن همان وی را یارای برخاستن نیست.

+ نوشته شده توسط علی رضا در شنبه 11 آبان1387 و ساعت 19:38 |

 

اساسا مردم ما انسان های اصلاح ناپذیر و ازبیخ و بن نا هنجاری هستن .

 

چندی پیش مطلبی در باره ی علی کوچولویی نوشتیم و خوندیم که معلم روانی اش با کابل برق بچه رو زده بود و علی دچار فلج موقت شده بود که البته این موقتیش خواست خدا بود .

و الان ......

بچه ای که زیر مشت و لگد ناظم دیوانه جان سالم بدر برد ؛  نمی دونم اونجایی که بچه های ما میرن مدرسه ست یا نمایندگی روزبه یا دولیتیش امین آباد !!

و جالبترین قسمت جایی هست که هیچکس جوابگو نیست ؛ تمامی سازمان ها و نهادها و ... همه به امید خدا کار می کنند و ناظر اعمال آن ها خداوند است و بس .

   

این هایی که قراره وام های میلیونی بگیرن و نمی شه بعد قرار میشه حقوقشون بشه میلیونی و سرش جنگ و جدال هست و در کنارش میخوان خونه های سازمانی براشون بسازن و مبلغی بدن که برن بندگان خدا توی نقاط جنوب شهر خونه رهن کنن ،

 اینا مسئول نیستنا ... ... ...

یه وقت فکر نکنید اینا مسئولن ....


اون کسایی که اتومبیل های شیشه دودی و ضد گلوله میان دنبالشون که همزمان با هر دولتی عوض می شن بعضی اوقاتم استیضاح می شن ،

 اینا مسئول ؛ نیستن ...


اون کسی که تور ایرانگردی و جهانگردی میذاره، کسی که میره نیویورک از تیمارستان ایران میگه به جای ایران آزاد ، کسی که طرفدار انرژی های غیر طبیعی و گاها پتانسیل!! هست ،  

 

مسئول مملکت نیست .

 

+ نوشته شده توسط Rebecca در یکشنبه 5 آبان1387 و ساعت 21:55 |