شايد خيلي نادرست نباشد اگر بگويم اين روزها وقتي اخبار را مي خوانم بقدري شگفت زده مي شوم كه مغزم تير ميكشد و دود از كله ام بلند مي شود.
روزهايي را كه پشت سر مي گذاريم همزمان با 29 سالگرد انقلابي است كه براي براندازي نظامي كه مبتني بر شاهنشاهي و تك صدايي در جامعه بود و نظاميان كنترل همه چيز را بر عهده داشتند و نماينده هاي مجلس قبل از گرفتن راي مردم بايد از دربار راي مي گرفتند.نظامي كه آزادي مطبوعات را به رسميت نمي شناخت و جواب اعتراضات را با زندان و گلوله مي داد . نظامي كه درآمدهاي كشور را هر گونه كه مي خواست صرف مي كرد و اوامر ملوكانه بر راي مردم اولويت داشت .
و مردم بر اساس اين جمله "الملک يبقي مع الکفر و لايبقي مع الظلم " به پا خاستند و ريشه كن كردند نظامي را كه با ظلم بود تا بر ويرانه هايش نظامي بر مبناي اسلاميت كه چهره نوراني پيامبر و عدل نبوي و علوي را بخاطر مي آورد و جمهوريت كه استفاده از آموزه هاي نوين دموكراسي در دنيا را به ذهن متبادر مي كرد بنا كنند و در اين راه هيچگاه از دادن هستي خويش دريغ نورزيدند. چه آنان كه خون خويش را در انقلاب و جنگ نثار كردند و چه آنان كه با تني رنجور از زخم هاي ريز و درشت جنگ از جبهه ها بازگشتند و چه آنان كه ماندند و سختيها و مشكلات يك نظام نوپا اما مستقل را بر جان خريدند، همه ايستادند تا روزي ببينند كه نهال آرمانشان تبديل به درختي تنومند شده كه همگان فارغ از خودي و غير خودي در سايه بخشنده اين نهال آرام گيرند و برگ زريني بر تاريخ اين مرز و بوم بنگارند .
اما چه شده كه اين روزها كه تند بادها را گذرانيده ايم اينگونه طعم قدرت بر زير زبان قدرت طلبان مزه كرده و حرفهاي ديروز را از زبان آدمهاي امروز مي شنويم .
سرداري مي گويد امروز حمايت از اصولگرايان در انتخابات يك تكليف الهي است اما كسي نيست از او بپرسد اگر حامي يك جناح هستي چرا كلاهخود نظامي به سر گذاشته اي ؟ هيچكس از او بازخواست نمي كند چون او چيزي را مي گويد كه بايد بگويد ، پس بازخواست از چه رو؟
نماينده پرنفوذ مجلس مي گويد زنده ماندن برخي نمايندگان مجلس ششم در حال حاضر از رافت نظام است و كسي از او نمي پرسد كه چه شده كه با غروري كه اينچنين مستش كرده در مورد زندگي نمايندگان سابق نيز اينگونه ميگويد ؟ كسي نمي پرسد همان نماينده كه امروز بقول شما از سر لطف بزرگان زنده است مگر با راي مردم به مجلس نرفته و همان چيزي را كه به مردم وعده داده در مجلس نگفته است؟
و اگر نبود ترس شما از راي دوباره مردم به آنان حتما صلاحيت آنان را رد نمي كرديد . لابد مردمي نيز كه به آنان راي داده اند امروز از سر رافت زنده اند؟
خبر ها را ميخوانم يك جناح مي گويد در 100 حوزه امكان رقابت نداريم و مسولان ميگويند ما بر طبق قانون عمل مي كنيم . 280 نفر تاييد مي شوند و شايد باز هم با فشار آوردن بيشتر تاييد شوند .
خنده دار است كه قانون اينگونه اجرا مي شود و همواره بسان شلوار وصله دار مي ماند كه بر پيكره اش وصله هايي نا همگون خورده است .
به جمله اي از برنارد شاو فكر مي كنم كه گفته " انقلاب مستضعفين را از زير يوغ آزاد نميكند بلكه فقط استعمار گران را عوض ميكند " و در انديشه ام كه آيا اين جمله درست است؟

