سخنان اخیر آیت الله جنتی دبیر با نفوذ شورای نگهبان در مورد احراز صلاحیت کاندیدا های نمایندگی مجلس باز هم جنجال برانگیز شده و البته موجی از نگرانی را در میان اصلاح طلبان ایجاد کرد. اینکه هدف ایشان از چنین سخنانی که حساسیت هایی اینچنینی ایجاد می کند چیست کاملا معلوم نیست اما مسلما دو معنی را به ذهن متبادر می کند و یکی آنکه میتواند آرایش اصلاح طلبان را که سعی در ایجاد ائتلافی متحد را دارند بر هم بزند و دیگر اینکه عده ای از صاحبان حق رای را که در دوره های پیشین به پای صندوق ها نرفته و اکنون از وضعیت فعلی نیز ناراضی هستند را از دادن رای منصرف می کند و این هردو اردوگاه اصولگرایان را تقویت خواهد نمود.
ایشان در سخنان اخیر خود گفته اند که "برخي مدعي مي شوند «اصل بر برائت افراد است، مگر اينکه خلافش ثابت شود» طرح اين بحث پشتوانه حقوقي صحيحي ندارد. وي افزود؛ هنگام سپردن مسووليت به افراد بحث از احراز صلاحيت مطرح مي شود و «احراز صلاحيت» يعني اينکه اثبات شود يک شخص صلاحيت اجراي يک مسووليت را دارد. "
سخنانی اینچنین صریح در مورد رد صلاحیت افراد و تحدید آشکار آزادی انتخاب مردم و کاندیدا ها نشان از دلهره اصولگرایان از تکرار تجربه مجلس ششم دارد چنان که این ترس حتی در سخنان حداد عادل نیز خود نمایی میکند. و البته آشکار است که در مبارزه انتخاباتی که نهاد های نظارتی در کنترل یکی از رقیبان باشد دیگر رقبا به سختی خواهند توانست سر از صندوق بیرون بیاورند.
شاید بسیاری از ما اصل 37 قانون اساسی را خوانده باشیم که صراحتا ذکر می کند که «اصل بر برائت است و هيچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمي شود، مگر اينکه جرم او در دادگاه صالح ثابت شود.» و البته آیت الله جنتی نیز صراحتا این اصل را فاقد پشتوانه حقوقی خوانده و آن را ملاک کار شورای نگهبان نمیدانند.
جای تعجب است که وقتی التزام عملی به قانون اساسی یکی از شروط تصدی مناصب حکومتی است چگونه چنین شخصیتی این اصل را به این روشنی زیر سوال میبرد و نظر خویش را مبنای قانون می داند. ایشان همچنین گفته که کار شورای نگهبان و هیات های نظارت باید در درجه اول رنگ خدایی و دینی داشته باشد و مبنای خدایی بودن بررسی صلاحیت ها را نیز این دانسته اند که ایشان و همکارانشان در مورد هر داوطلب به این نتیجه برسند که فرد مورد نظر صلاحیت نمایندگی مجلس را دارد یا نه و حتی در صورتی که کاندیدا سوء سابقه ای نداشته باشد ولی در نهایت شورا صلاحیت ایشان را احراز نکند محکوم به رد صلاحیت می باشد.
این نحوه کار هم مخالف نص صریح قانون اساسی بوده و هم راه را برای اعمال سلیقه باز می گذارد و چون هیچ یک از اعضای هیات های نظارت و البته شورای نگهبان معصوم از گناه نیستند و هر یک گرایشی به جناح خاص سیاسی دارند دیگر نمیتوان نام یک انتخابات آزاد را بر آن گذاشت.
البته جالب توجه تر در سخنان ایشان تحسین آگاهی و حق طلبی مردم ایران است که میفرمایند "مردم ما مردم بسيار آگاهي هستند و هميشه طرفدار حق و عدالت بوده اند و اگر بدانند کسي بر مبناي حق و عدالت کار مي کند، نظرات او را قبول مي کنند. "
این اظهارات دو پهلو انسان را به یاد هندوانه و زیر بغل می اندازد که از یک سو قیومت فردی را در ریز ترین مسائل بر عهده بگیری و از سوی دیگر او را آگاه و صاحب خرد بدانی.
تا کنون سخنانی اینچنین مملو از صنعت تضاد در ادبیات نخوانده بودم.
حتی اگر از جنبه خدایی و دینی نیز به موضوع بنگریم و قضاوت های پیامبر گرامی و حضرت علی (ع) را در گذشته بازنگری کنیم همگی خواهیم دید که همواره در ابتدا اصل بر برائت بوده است.
اما یک نکته بسیار مهم آن است که هر گاه حلقه ها تنگ تر شده نیروی گسستن این حلقه ها نیز قوی تر گشته و چه بهتر اینکه شعور مردم را محترم بشماریم و حلقه ها تنگ تر نکنیم و امین مردم باشیم.

