سالهاست که این سوال برای من مطرح است که چرا رسانه های اطلاع رسانی دولتی در ایران مردم را احمق می پندارند و چرا مهمترین اصل اطلاع رسانی یعنی بی طرفی را به فراموشی سپرده اند؟
با اینکه میدانم این فراموشی به عمد و کاملا آگاهانه و جهت دار انجام میشود اما آیا کارشناسان رسانه ای به مسوءلان در مورد بی اعتمادی مردم هشدار نمیدهند؟
مطمئنم و بار ها دیده ام که کارشناسان مستقل نسبت به این بی اعتمادی هشدار داده اند و البته گوش مدیران رسانه های دولتی خصوصا صدا و سیما دروازه بوده است.
فارغ از مصلحت اندیشی هایی که به جهت آرام نگهداشتن فضای کشور و یا عدم ایجاد فضای بی اعتمادی در این مورد اندیشیده می شود یک اصل وجود دارد و اینکه هیچکس حق ندارد بخاطر آنچه مصلحت می پندارد خبرهای عادی را که تمام رسانه ها به پخش آن می پردازند سانسور کرده و یا وارونه جلوه دهد و این توهین آشکار به شعور ملتی 70 میلیونی می باشد طیف وسیعی از آنان به دیگر رسانه ها غیر وابسته دسترسی دارند.
حکایت رسانه به اصطلاح ملی ما سالهاست که حکایت چوپان دروغگو شده و البته بسیاری از مردم فقط دروغ های این چوپان را میشنوند و البته وجود گرگ را دیگر باور ندارند و وای بروزی که گرگ واقعی به گله بزند.
رای همه جامعه شناسان بر این است که از دست رفتن اعتماد مردم به رسانه ها و حکومت که هدایت کننده رسانه های دولتی می باشد سرمنشاء بی اعتمادی به نظام و رواج آن در اجتماع و حاکم شدن جو بی اعتمادی در میان مردم نسبت به یکدیگر میشود، چنان که امروز می بینیم در شهر هایی که آگاهی مردم از اوضاع بیشتر است بی اعتمادی مردم به همدیگر نیز بیشتر است و البته به فرهنگ تبدیل شده است.
همه میدانند که تغییر عادات و اموری که به فرهنگ تبدیل شده به کار فراوان نیازمند است و گاه نیز بیهوده است.
اگر روزانه فقط یکی از بخش های خبری صدا و سیما را گوش کنید یا سری به روزنامه های سینه چاک کن و یا وبسایت های مجیزگو بیندازید و اخبار آنها را با سایر منابع خبری مقایسه کنید بروشنی منظور مرا درمی یابید . البته مخالفان دیدگاه من در جواب میگویند چون بیشتر رسانه های خبری دنیا در دست صهیونیست ها و استکبار جهانی است حقایق را بطور وارونه بیان میکنند تا جمهوری اسلامی را تضعیف کنند و من در جواب میگویم که بسیاری از وقایع داخلی نیز بوده که من خود شاهد آن بوده ام و حقایق را از زبان رسانه های حکومتی خودی نشنیده ام.
هیچگونه مصلحت اندیشی نمیتواند وارونه جلوه دادن و دروغ گفتن به مردم را توجیه کند.
نمونه داغ و تازه :
در اجلاس اوپک که در عربستان برگزار شد ایران پیشنهاد جایگزینی دلار را برای فروش نفت به علت کاهش ارزش ان در یکسال و نیم اخیر مطرح کرد و البته خبر آن را رسانه های دولتی با آب و تاب مطرح کرده و آنرا اصلی ترین بجث اجلاس سران اوپک خواندند و بسیار در وصف پیشنهاد رییس جمهور گفتند و نوشتند و اما بخوانید بخشی ازبیانه پایانی اجلاس را در مورد پیشنهاد ایران :" به وزيران انرژي نفت و دارايي مان دستور داده مي شود تا به مطالعه راه ها و روش هاي تقويت همکاري مالي در ميان کشورهاي عضو اوپک از جمله طرحي که توسط برخي از سران دولت و حکومت در بيانيه شان به سران ارائه شد، بپردازند."
ملاحظه میکنید حتی اسمی نیز از کشور پیشنهاد کننده که حامی آن در اجلاس نیز ونزوئلا بود نیز در بیانه نیامده و البته آنچنان نیز که رسانه های ما می بافتند در آنجا خبری نبود.
هشداری که در این مورد امروز میدهم روزی مورد توجه آقایان قرار میگیرد که دیر است. گو اینه با وجود ابزار های متنوع اطلاع رسانی امروز حامیان اینگونه تفکرات در رسانه های حکومتی آب در هاون میکوبند و ره به خطا میبرند.

