طرح سهمیه بندی بنزین که این روزها بحث در باره آن به محافل عمومی جامعه کشیده شده است از دولت قبلی مطرح بوده و تا کنون هزینه بسیار زیادی برای تجهیز جایگاههای سوخت؛تخصیص کارت هوشمند و توزیع آن در سطح جامعه انجام شده است.
اما چند نکته در این باب مطرح است که در ذیل می آید:
1- اصولا هدف از اجرای طرح سهمیه بندی بنزین جلوگیری از قاچاق سوخت ، اماده سازی کشور برای مقابله با شرایط تحریم و همچنین زمینه سازی برای حذف یارانه بنزین(در صورت دو نرخی کردن آن) می باشد.
البته ردگیری کردن یک خودرو نیز از طریق جایگاه سوخت مورد استفاده ان شاید از فواید امنیتی آن باشد.
2- آیا مسولان امر ا ندیشیده اند که کشور از لحاظ زیرساختهای حمل و نقل عمومی آمادگی اجرای این کار را دارد یا نه؟
3- در تهران آیا مترو و شبکه اتوبوس ها و تاکسی ها قابلیت دارند تا خیل عظیمی از مردم صاحب اتومبیل را که بالاجبار خودرو های خود را متوقف میکنند جابجا کنند یا اینکه اختلال دیگری در حمل و نقل عمومی و برنامه ریزی ساعت کار ادارات پیش خواهد آمد؟
و یا اینکه سیستم حمل و نقل بین شهری ما قابلیت دارد میزان زیاد سفرهای تابستانی و نوروزی را پشتیبانی کند؟
چیزی که مشخص است این است که سهمیه بندی بنزین اجتناب ناپذیر است اما اینکه با هدفبندی مشخص شده و شتاب ارگان ها برای توزیع هر چه سریعتر کارت های هوشمند که توزیع انها خود حکایتی دارد که بماند این طرح در انتها به شکست می انجامد یا موجب مشکلات اساسی تر اجتماعی می شود باید منتظر ماند و دید.
اما در پاسخ کسانی که سهمیه بندی را تنها راه جلوگیری از قاچاق سوخت میدانند و معتقدند با اینکار جلوی قاچاق گرفته میشود آماری می آورم که این باور را در ذهن تقویت میکند که بیشتر 30 میلیون لیتر بنزین واردانی ایران هرگز به کشور وارد نمیشود و احتمالا در بازار های بین المللی به فروش می رسد.
بنا بر اعلام وزارت نفت مصرف روزانه بنزین در كشور ۷۰ میلیون لیتر در روز میباشد،۴۰میلیون تولید داخل و ۳۰ میلیون بنزین وارداتی.از طرفی طبق آمار اعلام شده روزنامههای كشور خودروهای سراسر كشور ۷ میلیون دستگاه(سه میلیون در تهران و چهار میلیون در سطح كشور میباشد.(این در حالی است كه در كشور آلمان ۴۵ میلیون خودرو، ۷۲ میلیون لیتر در كانادا ۱۷ میلیون خودرو، ۱۳ میلیون لیتر و در آمریكا ۱۲۵ میلوین خودرو، ۱۳۰ میلیون لیتر بنزین مصرف میكنند. نتیجهای كه از مقایسه ارقام ذكر شده بدست میآید این است كه میانگین مصرف روزانه هر خودرو ۱۰ لیتر در روز میباشد.
) اما آیا این ارقام قابل قبول است. پر واضح است كه بیشترین مصرف بنزین متعلق به خودروهای موجود در تهران است (با توجه به ترافیك سنگین و دوری مسافتها) اما غیر از تاكسی و مسافركشیهای شخصی كدامیك از دارندگان خودرو روزانه ۱۰ لیتر بنزین مصرف میكنند (شهرستانها و شهرهای كشور كه حسابی دیگر دارند.) گفته میشود كه طبق آمار بدست آمده در سطح تهران در چند ماه قبل آمار مصرف روزانه بنزین ۵/۱۰ الی ۱۱ میلیون لیتر بوده است. یعنی میانگین مصرف بنزین هر خودرو در تهران ۵/۳ لیتر در روز و اگر میزان مصرف خودروها در تعطیلات و سفرها ۵۴۰ لیتر در سال ) روزی ۵/۱ لیتر(در نظر گرفته شودكه البته خارج از شهر تهران خودروها بنزین را تهیه میكنند. میانگین مصرف هر خودرو در تهران ۵ لیتر در روز خواهد بود و اگر بپذیریم كه ۴ میلیون خودرو خارج از شهر تهران هم )شهرستانها و حتی شهرهای كوچك(روزانه ۵ لیتر مصرف مینمایند. میانگین مصرف روزانه ۷ میلیون خودرو در روز ۳۵ میلیون لیتر خواهد بود كه در نتیجه باز هم ۳۵ میلیون لیتر بنزین اضافه بر مصرف وجود خواهد داشت.
سؤال اساسی این است كه این میزان بنزین چه میشود. حتی اگر در محاسبات صورت گرفته تا سطح ۱۰ میلیون لیتر مصرف روزانه اشتباهی صورت گرفته باشد (یعنی میانگین مصرف سوخت هر خودرو روزانه در سطح كشور ۶/۴۳ لیتر بنزین میشود) و ۵ میلیون لیتر بنزین مصرف سوختی به اشكال دیگر غیر از مصرف خودروها استفاده شوند (كه چندان اطلاعی از آن در دسترس نیست. باز هم روزانه ۲۰ میلیون لیتر بنزین در كشور اضافه خواهد آمد كه مشخص نیست این میزان بنزین در كشور چه میشود. چگونه قاچاق میشود به كجا قاچاق میشود و آیا اصلاً وارد كشور میشود یا خیر؟
در مورد چگونگی قاچاق این میزان بنزین نیز باید توجه داشت كه اگر قرار باشد در گالنهای ۲۰ لیتری از كشور قاچاق شود باید روزانه یك میلیون گالن ۲۰ لیتری به دور از چشم مقامهای انتظامی و نظامی از كشور قاچاق شود و اگر قرار باشد كه این مقدار بنزین در بشكههای ۲۰۰ لیتری از كشور قاچاق گردد روزانه باید ۱۰۰ هزار بشكه حامل بنزین به دور از چشم مسئولان امنیتی و انتظامی قاچاق شود؟! به نظر شما چنین قاچاقی در این حجم و با این گستردگی صورت میگیرد؟

