سال ۸۵ با همه خوبیها و بدیهاش گذشت.
به بعضی ها خیلی سخت گذشت و به بعضی ها خیلی خوش!!!!!
موقع تحویل سال برای همه آرزوی سعادت و صلح دارم.
سال خوبی باشه واسه همه.صد سال به این سالها![]()

|
با سلام و تبریک سال نو خدمت تمام دوستان
سال ۸۵ با همه خوبیها و بدیهاش گذشت. به بعضی ها خیلی سخت گذشت و به بعضی ها خیلی خوش!!!!! موقع تحویل سال برای همه آرزوی سعادت و صلح دارم. سال خوبی باشه واسه همه.صد سال به این سالها + نوشته شده توسط علی رضا در سه شنبه 29 اسفند1385 و ساعت
23:16 |
این عکس ها رو از شهر ۸۰۰ هزار نفری زاهدان مرکز استان سیستان و بلوچستان گرفتم. + نوشته شده توسط علی رضا در دوشنبه 28 اسفند1385 و ساعت
23:26 |
درک توهین و تحریف کافیه . من نمی دونم چه طور می تونن تو روز روشن ، جلوی چشم این همه سینه چاک تاریخ ، این همه مردم متمدن و با فرهنگ ایرانی ؛ بیان گذشته ی مملکت رو دست کاری کنن ؟! من توی این فیلم به عین دیدم ؛ ایرانی ها رو مردمانی ؛ پست و فرومایه ، آشفته ، کثیف و... با پوست تیره ، معرفی کرده و یونانی ها ؛ افرادی خوش تیپ ، خوش هیکل، ) نشان می دهد . همه میدانند ایرانی ها ، از کسانی fashionmongerیا ابهت و در یک کلام ( بودند که به ظاهر خیلی توجه داشتند و اینجا برعکس آن آمده . چهره ها بسیار خشن هست ، و لباس های جنگ ما در بعضی جاها مثل لباس گلادیاتورهاست و طراح های هالیوود کلی یونانی ها رو تحویل گرفتن . توی امریکا اعلام شد : هر کس که این فیلمو ساخته هیچ چیز از تاریخ نمی دونسته . بله . کاملا مشخصه . فیلم زاک اسنایدر شاید محبوبترین فیلم نشه ولی منفورترین ،حتما میشه. معلومه که اسنایدر از تاریخ هیچی سرش نمی شه ، ما میدونیم تاریخ چیه ،ما می فهمیم تمدن یعنی چی ؛ ولی اون توی کشوری هست که هیچ پیشینه ای نداره ... واژه ی تاریخ برای او بیگانست. آمریکا گذشته نداره ، بیاد از سرخپوستایی بگه که کاری جز جیغ زدن و نقاشی رو صورتشون بلد نبودن؟ یا از آدم خوارهایی که نسلشون توی اون قاره منقرض شده ؟ یا از علف خوریهاشون ؟ از کی بگه ؟ ولی من از مادها میگم ، از آشور ، از پارت ها ؛ و از هخامنش ، اشکانیان ، ساسانیان و.... تحریف تاریخ ایران ، تحریف تاریخ جهان ست و این فیلم نه تنها به تاریخ ، بلکه به رنگ پوست سیاه پوستان توهین کرده ، در این فیلم یونانی ها سفید پوست ؛ یعنی نژاد برتر شناسانده شدند و سیاه نشان دهنده پستی ست . + نوشته شده توسط Rebecca در جمعه 25 اسفند1385 و ساعت
23:44 |
بمب گوگلی بر عليه دروغ پردازی های فيلم ۳۰۰ برای بمباران گوگلی باید عده زیادی از وبلاگ نویسها به اين سایت لینک بدهند، آن هم دقیقا با این واژه: + نوشته شده توسط در جمعه 25 اسفند1385 و ساعت
1:36 |
سخنگوی دولت نهم درآخرین نشست خبری سال ۸۵ گفت : ا. ملاقات دکتر با مراجع تقلید بی واسطه بوده و در خانه ی این مراجع بر روی همه ی مردم باز است چه برسد به احمدی نژاد که به عنوان خادم مردم به آن جا رفته . 2. ملاقات با سلاطین و حکمرانان است که نیاز به واسطه دارد نه این علما...... 3. حرف های آقای عسگری را جدی نگیرید ، او بعضا شوخی می کند . وی درباره ی حضور احمدی نژاد در جلسه ی احتمالی شورای امنیت گفت: آقای رئیس جمهور در هر شرایطی دارای طرح ها و ابتکاراتی ویژه است که به موقع از آن ها استفاده می کند و برای هر شرایطی برنامه ، سناریو و طرحی جهت پیشبرد اهداف و تحقق اصول و دفاع از حق ملت ایران دارد . حضور او در جلسه ی شورای امنیت ابتکار دیگری ست .... ( ملاقات احمدی نژاد با مراجع تقلید ، با وساطت آقای رفسنجانی صورت گرفت ) . + نوشته شده توسط Rebecca در پنجشنبه 24 اسفند1385 و ساعت
23:51 |
اين روزها وقتي اخبار رو ميخونم واقعا سر گيجه ميگيرم.ناگفته نماند كه يك حس تحقير شدن هم بهم دست ميده. احتمالا همه اين خبر را شنيدند كه روسيه قصد نداره تا در موعد مقرر نيروگاه بوشهر رو تحويل بده و در ظاهر عدم پايبندي ايران را به مسايل مالي قرارداد علت امر بيان ميكنن. اما در باطن خبر هاي پشت پرده حاكي از اينه كه پوتين به بوش قول داده تا زماني كه ايران به قطعنامه شوراي امنيت در مورد تعليق غني سازي پايبند نباشه روسيه از ادامه كار و تحويل سوخت به ايران خودداري كنه. ياد كتاب تاريخ مي افتم و بلاهايي كه روسيه در زمان قاجاريه به سر ايران آورد واينكه معلم تاريخمون ميگفت روسيه هيچوقت كشور قابل اعتمادي نبوده. مفاد گلستان و تركمانچاي را كه زمان محصلي مجبور بوديم براي امتحان حفظ كنيم از جلوي چشمام رد ميشن. قراردادهاي نظامي يكطرفه و خريد هاي حاتم بخشانه ايران از روسيه - كوتاه آمدن در قضيه درياي مازندران و اينبار باج خواهي روسيه كه يكي به نعل و يكي به به ميخ ميكوبه و دست آخر هم راي مثبت هم به قطعنامه هاي تحريم عليه ايران من را به اين فكر واميداره كه مسولان ما در قبال مردم چه جوابي دارند . هر روز يه بازي ديگه و يه سرگرمي ديگه.... (بدون شرح) توي روزنامه خوندم كه يه شركت ايراني در ونزوئلا براي توليد آبميوه سرمايه گذاري كرده و قراره بعد از توليد محصولاتشو به ايران صادر كنه و جالبتر اينكه قراره ايران از ونزوئلا بنزين وارد كنه. فكر ميكنم الان شما هم همون سرگيجه من را گرفته باشين و همون حس تحقير شدن هم بهتون دست داده باشه. آخه تا به كي از يه سوراخ بارها گزيده بشيم.تا به كي....؟ + نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه 23 اسفند1385 و ساعت
22:35 |
با درود به تمامی خوانندگان وبلاگ چرند و پرند. نمی دانم از قضا و قدر روزگار بود یا از بخت خوش من که توانستم در کنار دوستانی که خود بحری از اندیشه اند؛ در نهری از اندیشناکی مدام؛ تنی بر آب معرفت زنم و بشویم هر آنچه از پلشتی و زشتی است. به هر روی آنچه می خوانید شرح حالی است از بنده ی کمترین.هر چند هیچگاه مایل به نوشتن چنین معرفی نامه هایی نیستم.زیرا هنوز خود را در آن جایگاهی نیافتم که نیاز به معرفی نامه یا هر چیزی مانند آن داشته باشم. آخر من نه هانا آرنتم؛ نه آنتونی گیدنز و نه یورگن هابرماس که کسی از خواندن سرگذشتم لذت برد.اما به هر روی تنها می نویسم از آن جهت که چیزی نوشته باشم و البته چیزی که شاید دیدگاه خوانندگان را نسبت به من و اندیشه ها و عقایدم روشنتر سازد. نام من کارن و نام خانوادگیم تا زمانی که به نگارش ادامه می دهم محفوظ. دانشجوی رشته ی علوم سیاسی هستم و مطالعات نسبتاً خوبی هم در رابطه با سیاست بین الملل و فلسفه ی سیاسی دارم. الگویم در فلسفه ی سیاسی هانا آرنت است و در اندیشه ی سیاست در عرصه بین الملل نیز نظریات فرانسیس فوکویاما را بسیار می پسندم. در ایران نیز دکتر عبدالکریم سروش را به دلیل نوع دیدگاه فلسفی به دین و بت شکنی در تفکر بسته دینی ستایش و تایید می کنم. از هواداران سرسخت حاکمیت سکولار و نیز رویکرد سیاسی اجتماعی (لیبرال دموکرات) هستم.فرهنگ سیاسی اجتماعی غرب و به خصوص فرانسه را همواره مورد ستایش قرار داده ام .ضمناً ذکر یک نکته ضروری است که بنده طرفدار هیچ حزب و دسته و گروهی نیستم؛ در حاکمیت کنونی ایران هیچ شخصی را شایسته و قابل ستایش و پیروی نمی دانم و از این رو از هیچ شخصی؛ ستایش و پیروی نمی کنم.و اما این سبب نشده تا به هتاکی و بهانه جویی های مختلف از نظام حاکم برای رفع مسئولیت از خود بپدازم. یک ناسیونالیست (شاید بتوان گفت افراطی)هستم و از آنجا که معتقدم یک نهضت عملی زمانی به بار خواهد نشت و پیروزخواهد شد که پیش از آن ؛ نهضت و جنبشی فکری در جامعه شکل گرفته باشد بنابر این در نگاشته هایم تمام سعی و کوششم در آن است که بیشتر به روشنگری پردازم تا به انتقاد. و از این رو نگاشته هایم بیشتر رنگ و بوی فلسفی و سیاسی دارد تا انتقادی. اما در آخر ذکر یک نکته به جاست که بنده در حال حاضر؛ هم مدیریت وبلاگ (دگراندیش) را عهده دار می باشم و هم به عنوان نویسنده (البته اگر این نام شایسته ی چون منی باشد) در وبلاگ (چرند و پرند) می نگارم + نوشته شده توسط در چهارشنبه 23 اسفند1385 و ساعت
5:35 |
کشتی 110 ساله ی پرسپولیس ، نخستین ناو جنگی ایران ، به موزه ی دریا و دریا نوردی خلیج فارس منتقل شد . برای قرار دادن این کشتی به هشت هزار هکتار مساحت نیاز است که ارتش این مساحت زمین را تقبل کرده .
کلیسای ایتالیایی ها در اندیمشک بیش از 80 درصدش تخریب شد . این کلیسا ، که معروف به کلیسای کاتولیک ، آشوری و کلدانی است ، قدمتش به دهه ی 30 باز میگردد اما هنوز آن را جزو آثار ملی ثبت نکرده اند و به همین دلیل ملک شخصی شناخته شده و صاحب آن قصد خراب کردن آن را دارد ، لابد میخواهد مسجد بسازد ...!!!!!! آب نما هم اثر باستانی می شود . بیستون قرار است نابود شود یا امام زاده ریشه کن شود ؟؟؟؟ گویا شهرداری کرمانشاه بیش از حد برای جذب توریست و رواج این صنعت فکر کرده و در نهایت به حرکتی نوین دست زده و در پارکی کنار بیستون ، روبروی امامزاده باقر (ع) آب نما کاشته است تا همگی از هوایی مطبوع لذت ببریم . شهرداری با این کار حریم بیستون و امامزاده را مخدوش کرده و حتی صدای یونسکو + نوشته شده توسط Rebecca در چهارشنبه 23 اسفند1385 و ساعت
0:44 |
اردشیر حسین پور ، دانشمند هسته ای 44 ساله در منزل خود در اثر گاز گرفتگی جان سپرد . به گفته ی معاون پزشکی قانونی : در زمان حادثه این دانشمند ایرانی در خانه اش تنها بوده و نقص موجود در سیستم های حرارتی خانه باعث گاز گرفتگی وی شده . ساندی تایمز اعلام کرده بود ؛ حسین پور را موساد – سرویس امنیتی اسرائیل – ترور کرده . ولی این ابهام وجود دارد که غیر از موساد چه کسانی به دنبال مرگ دانشمندانی که در زمینه فعالیت می کنند هستند ، مرگ حسین پور می تواند هشداری از طرف خود جمهوری اسلامی باشد برای سایر دانشمندان ، که مراقب اطلاعات خود باشند . خدایش بیامرزد.... + نوشته شده توسط Rebecca در چهارشنبه 23 اسفند1385 و ساعت
0:40 |
آیین نامه جدیدی در دانشگاه علامه طباطبایی تصویب و به اجرا گذارده شده است که نحوه پوشش و رفتار دانشجویان در دانشگاه علامه طباطبایی را در بر می گیرد. مفاد این آیین نامه به شرح زیر است؛
1) استفاده از وسایل آرایشی ذیل به صورت اکید ممنوع است؛ رژ گونه، رژ لب، سایه، خط لب، خط چشم، ریمل، مانیکور، ناخن بلند و آرایش شده. 2) استفاده از مقنعه کوتاه و گشاد ممنوع بوده و پوشش روسری برای کلیه دانشجویان ممنوع است. 3) از ورود دانشجویان با مانتوی بالای زانو، تنگ، رنگی، سارافون، غیر پارچه ای و شلوار پاچه گشاد، بالای مچ و طرح دار به داخل دانشگاه جلوگیری می شود. 4) استفاده از گردنبند، انگشتر، دستبند، پابند و سایر زیورآلات ممنوع است. 5) با سیگار کشیدن و هرگونه رابطه نامناسب در محیط دانشکده برخورد شده و خاطیان به مراجع ذیصلاح معرفی می شوند. 6) از ورود افراد با لباس های مارکدار و کتانی رنگدار جلوگیری می شود. دانشجویان موظف هستند در صورت درخواست مسوول ارشاد، کارت دانشجویی خود را به وی ارائه کرده و آن را در کمیته انظباطی تحویل بگیرند. این شیوه نامه در شورای فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی تصویب شده و از تاریخ 6/12/85 به صورت کامل لازم الاجرا است و در هر دانشکده یک نفر از طرف اداره حراست به عنوان مسوول ارشاد و انکار وظیفه اجرای این آیین نامه را بر عهده داشته و افراد خاطی را به حراست و کمیته انظباطی معرفی نماید. + نوشته شده توسط علی رضا در دوشنبه 21 اسفند1385 و ساعت
1:11 |
سلام
من ربکا طهرانی متولد دی ماه 1365 ( دسامبر 1987 ) ، تهران ،تک دختر - از بین 2 فرزند - و دانشجوی خبرنگاری هستم . قدم 1.60 و شماره ی پام 37 هست . غذای خاصی رو دوست ندارم ؛ اساسا به ساندویچ عادت دارم . شعر نو رو خیلی دوست ندارم جز اشعار فروغ ،البته منکر هنر اخوان ثالث هم نمی شم و همیشه ایشون رو تحسین می کنم. Evanescenceخواننده ی مورد علاقمه . رنگای تیره می پسندم البته خیلی در این موارد ثابت قدم نیستم و ممکنخیلی سریع نظرم عوض بشه . بعد دیگه ...... بیشتر حول مسایل سیاسی می چرخم ،چون این دولت خیلی خبر ساز و جوکه ، مخالف سرسخت احمدی نژاد و طرفدار آقای رفسنجانیم . شرق می خوندم که از شانس توقیف شد ولی اعتماد ملی و آینده ی نو هم خوبن ، می خونم . از حوادث به این راحتی نمی گذرم ..و....و....و.... اینا رو گفتم که بعضیا ،البته بعضیا ؛ دور از جون شما ، فکر نکنن که علیرضا با دو نام وبلاگ می نویسه . که وقتی می خوان خطاب کنن اول جمع نبندن بعد اصلاح کنن. یا نظرات و پستای منو به نام علیرضا نخونن . حالا خوندینم هیچی نمی شه مهم نیست . همین ............
+ نوشته شده توسط Rebecca در دوشنبه 21 اسفند1385 و ساعت
0:44 |
به گفته مدیر دوره پیش دانشگاهی آموزش از راه دور در سال تحصیلی جاری 50 هزار زن جوانی که برای ادامه تحصیل از طریق آموزش از راه دور ثبت نام کردند، به خاطر مشکلات مالی از ادامه تحصیل بازماندند. صغری محسنی نسب، با بیان این مطلب گفت؛ در سال تحصیلی 1385-86 یکصد هزار نفر در کل کشور برای دریافت امکانات تحصیلی از طریق آموزش از راه دور ثبت نام کردند که بیش از نیمی از آنها با وجود ثبت نام و فقط به خاطر شهریه، ادامه تحصیل ندادند. + نوشته شده توسط علی رضا در پنجشنبه 17 اسفند1385 و ساعت
0:40 |
غلامحسین الهام ؛ سخنگوی دولت امروز گفت : شاید احمدی نژاد بعداز انتخابات احمدی نژاد دیگری شده باشد، و شاید فردا هم احمدی نژاد دیگری در راه باشد . او گفت : فضای مطرح شدن ایشان مثبت است ، به نظر من او یک مدیر استراتژیک است، ما نمی خواهیم احمدی نژاد را قدسی کنیم ؛ ولی او هسته ای است که ناشناخته بوده و حالا در حال شکوفا شدن است . حجم کارهای انجام شده در دولت نهم دو برابر دولت گذشته بوده . دوستان توجه دارید که رئیس جمهور از حالت زبل خان که این جا ، آن جا و همه جا بوده در آمده و مرتب عوض میشه . بله او یک مدیر واقعی ست توجه دارید بلافاصله بعد از به مسند رسیدن ایشون همه ی دنیا فهمیدن ما انرژی هسته ای داریم ، احمدی نژاد یک هسته ی انرژی ست که از برکت اموال دولت انرژی این هسته از پتانسیل به شدید جنبشی تبدیل شده البته با کمک ... . کارهای انجام شده در دولت نهم : گران شدن بنزین ، آب ، برق ، گاز ، رواج هرج و مرج در مرزهای جنوب شرق ، رواج ایران گردی و ...... آقای الهام شما بدون این پاچه خواری ها هم در هر جای رئیس جمهور که بخواهید جا دارید . + نوشته شده توسط Rebecca در چهارشنبه 16 اسفند1385 و ساعت
23:32 |
اعتراض، نامه نگاری ها و تحریم نمایشگاه کتاب از سوی برخی از ناشران کشور، تنها یک واکنش از سوی وزارت ارشاد داشت؛ واکنشی که نشان دهنده بی اهمیت بودن چنین اعتراض هایی برای تصمیم گیرندگان حوزه کتاب و نشر در وزارت ارشاد است.
معاون فرهنگی وزیر ارشاد اعلام کرد؛عدم شرکت گروهی از ناشران در بیستمین دوره از نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، به معنای اعطای امتیازشان به دیگران است.حضور در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران امتیازی است که به ناشران شرکت کننده تعلق می گیرد و اینکه ناشری از این امتیاز صرف نظر کند، به این معناست که خودش برای خود تنبیهی در نظر گرفته است. اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تهران زمانی تصمیم به تحریم نمایشگاه گرفتند که وزارت ارشاد خبر از برگزاری نمایشگاه کتاب بیستم در دو منطقه «مصلا» و «موسسه نمایشگاه ها» داد. به اعتقاد اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تهران، برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در دو منطقه از تهران ضررهای اقتصادی به ناشران وارد می کند. + نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه 16 اسفند1385 و ساعت
3:58 |
جشن هشتادمین سالگرد تولد گابریل گارسیا مارکز، نویسنده کلمبیایی در دو روز گذشته در کشور های مختلف برگزار شد.
گابریل گارسیا مارکز، معروف به گابو ششم مارس 1927 در روستای «آراکاتاکا» در شمال کلمبیا به دنیا آمد. در رشته حقوق تحصیلات عالی خود را آغاز کرد و پیش از آن که اولین رمانش را در سال 1924 منتشر کند، یک روزنامه نگار بود. نخستین اثر گارسیا مارکز، «داستان ملوان یک کشتی غرق شده» بود که در قالب نوشته های روزنامه، در سال 1955 به چاپ رسید. + نوشته شده توسط علی رضا در چهارشنبه 16 اسفند1385 و ساعت
3:42 |
فعالان جنبش زنان بود که پرونده ی آنان از خرداد ماه سال گذشته مفتوح مانده بود . دستگیر شدگان روز جمعه با انتشار بیانیه ای ، خواستار احقاق حقوق خود و نابرابری های اجتماعی بودند. در آن بین حدود 15،16 نفر بازداشت شدند . برخی از بازداشت شدگان خبرنگارانی بودند که برای پوشش اخبار دادگاه به محل حادثه رفته بودند . مسئولین به خانواده ها هیچ پاسخی نداده اند و تنها از آن ها خواسته اند که پرونده را از طریق دادگاه دنبال کنند. کدیور ، دبیر کل انجمن روزنامه نگاران زن ایران هم اعلام کرد : " به رغم اینکه مطرح می شود مساله ی زنان سیاسی نیست ،اما امروز این مساله ، سیاسی ترین موضوع است " .این جمله را چندین بار در جاهای مختلف شنیدم و خوندم ، ولی آیا کسی به این موضوع اهمیت می ده ؟؟؟ از خبر نگاران زن چه می خواهند ؟؟ خبرنگار قبلی بس نبود ؟؟؟ بکشید و بگید : اتفاقی بود ، خودش مرد .... + نوشته شده توسط Rebecca در سه شنبه 15 اسفند1385 و ساعت
18:19 |
امروز رسول ملاقلی پور یکی دیگر از هنرمندان ایران در اثر سکته ی قلبی درگذشت . اکثر ما با آثار ملاقلی پور آشناییم از شجره نامه اش نمی گویم و به همین اکتفا می کنم که : سال 1334 کارش را با عکاسی آغاز و بعد از جنگ تحمیلی شروع به ساخت فیلم های مستند کرد و بعد ..... ساخت فیلم های جنگی . فیلم هایی از قبیل : سفر به چزابه ، دیبا ، نسل سوخته ، ..... ، میم مثل مادر . کار جدیدی که او در دست داشت ؛ عصر روز دهم بود که هرگز به ساخت و اکران آن نرسید. میم مثل .............................. مرگ.
+ نوشته شده توسط Rebecca در سه شنبه 15 اسفند1385 و ساعت
18:12 |
دیروز مصادف با چهلمین سالمرگ بزرگ مرد ازادیخواهی و استقلال ایرانی بود که مراسم ان در احمدآباد برگزار شد.بخشی از اخرین پیام دکتر مصدق را به ملت ایران در ادامه می خوانیم:
"تنها گناه من و گناه بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت را ملی کرده ام و بساط استعمار و اعمال نفوذ منافع اقتصادی عظیم ترین امپراتوری های جهان را از این مملکت برچیده ام و پنجه در پنجه مخوف ترین سازمان های استعماری و جاسوسی بین المللی در افکنده ام و به قیمت از دست رفتن خود و خانواده ام و به قیمت جان و عرض و مالم خداوند مرا توفیق عطا فرمود تا با همت و اراده مردم آزاده این مملکت بساط این دستگاه وحشت انگیز را درنوردیدم.من طی این همه فشار و ناملایمات، این همه تهدید و تضییقات از علت اساسی و اصلی گرفتاری خودم غافل نیستم و به خوبی می دانم که سرنوشت من باید مایه عبرت مردانی بشود که ممکن است در آتیه در سراسر خاورمیانه درصدد گسیختن زنجیر بندگی و بردگی استعمار برآیند. + نوشته شده توسط علی رضا در سه شنبه 15 اسفند1385 و ساعت
14:19 |
47 درصد دختران فراری تحت آزار فیزیکی قرار می گیرند
معاون دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی با استناد به اینکه 40 درصد دختران فراری پذیرش شده در مراکز، اختلالات عصبی و شخصیتی داشته اند، گفت؛ استان قم با 53/21 نفر بیشترین نرخ فرار از منزل و سمنان با 14/18 نفر و تهران با 55/17 نفر در رتبه های بعدی فرار دختران از منزل قرار دارند. + نوشته شده توسط علی رضا در دوشنبه 14 اسفند1385 و ساعت
1:17 |
اولین مورد مقصران بی عار ودرد ، افتضاح آزمون فرهنگیان بود . سوالات ارائه شده در این امتحان از کتابی استخراج شده بود که بعضی از پرسش های آن سرشار از توهین به ساحت مقدس پیامبر اسلام بود ، این کتاب پس از تایید وزارت ارشاد و دریافت شابک درتیراژ بالا چاپ و در بازار پخش شد ، وبعد ... اعتراض فرهنگیان. گند ارشاد در آمد ولی ما تنها شاهد عذر خواهی مجلس و وزیر بودیم ، در نهایت استعفای طراح . همین انگار به بقال سر کوچه توهین شده بود..... خیلی بی تفاوت. دومین مورد طلایی، ۱ هفته بعد از فرار جزایری بود . امروز... شاهرودی ۳ قاضی و رئیس زندان اوین را عزل کرد. انگار خودش هیچ تقصری نداشته . او مسئول نظارت بر احکام صادره از جانب قضات است ولی چون اونتوانسته کارش را صحیح انجام دهد این ۳قاضی اخراج شدند. همین آقا حتی یک بار هم بر تغییر حکم اعتراض نکرد ، گویا اصلا خبر نداشته !!! و باز هیچ . تا سومین مورد چی باشه ..... امیدوارم این چهار نفر تصادف نکنند ، ترور نشوند ، یا مسافرت اجباری با هواپیما نروند تا ما خبرشان را نشنویم . + نوشته شده توسط Rebecca در دوشنبه 14 اسفند1385 و ساعت
0:24 |
|
|