وي در خصوص پيش بيني خود از اغتشاشات جريان سبز در روز 16آذر گفت: من احتمال مي دهم مشابه وضعيت 13 آبان هرچند با ريزش شرکت کنندگان ادامه يابد اما اين روند نمي تواند براي جريان سبز چاره ساز باشد.
|
دبير انجمن دفاع از روزنامه نگاران گفت: تعداد زيادي از جوانان چون مي
بينند خيابان ها شلوغ مي شود ، از روي غريزه جواني در تجمعات جريان سبز
شرکت مي کنند.
عباس صفايي فر در گفت و گو با ايرنا تاکيد کرد: اين تعداد از جوانان
حتي خود نمي دانند که براي چه چيزي در اين تجمعات حضور پيدا مي کنند و
تنها از روي غريزه جواني و نوعي روانشناسي و به دليل شلوغي خيابان ها به
جمع تجمع جريان سبز مي پيوندند.
وي در خصوص پيش بيني خود از اغتشاشات جريان سبز در روز 16آذر گفت: من احتمال مي دهم مشابه وضعيت 13 آبان هرچند با ريزش شرکت کنندگان ادامه يابد اما اين روند نمي تواند براي جريان سبز چاره ساز باشد. صفاي فر افزود: همه جريان هاي سياسي کشور اگر به وصيت نامه امام (ره)
رجوع کنند و آن را براي خودشان حجت قرار دهند هيچ مشکلي پيش نخواهد آمد.
+ نوشته شده توسط Rebecca در دوشنبه 18 آبان1388 و ساعت
15:36 |
کار از مدارک تحصیلی جعلی گذشته . فکر نمی کنم بتوان اعتقادات مسئولان را به صحن ظاهرا علنی مجلس کشاند. در این چهارسال فهمیدیم مردم برای قدرت چه کارها که نمی کنند.دروغ می گویند و زندگیشان سراسر از ریاست،راحت آدم می کشند و ... حالا ما نمی دانیم با مسئولان شیطان پرست که در ایران رشد مویرگی دارند و سعی در به دست گرفتن امور مملکتی را دارند چه کنیم ؟! خیلی جالبه که بعد از دستگیری عبدالله شیطان پرست که در مقام معاونت یکی از مدیران بود چرا هیچ کس صدایش در نیامد !! یعنی وجد شیطان پرستان اینقدر امر عادی است که کسی اعتراض نکرد ؟! پس چرا تیم های پلیسی سعی در دستگیری و انهدام این گروه ها دارند ؟!! + نوشته شده توسط Rebecca در شنبه 25 مهر1388 و ساعت
12:22 |
مدير روابط عمومي دادگستري استان تهران گفت: سه نفر از متهمان حوادث بعد از انتخابات به اعدام محكوم شدند. بشيري راد اظهار كرد: (م. ز) و (الف. پ) به اتهام ارتباط با انجمن پادشاهي ايران و (ن . ع) به اتهام ارتباط با منافقين محكوم به اعدام شدهاند، اين احكام غير قطعي بوده و قابل تجديدنظرخواهي در ديوان عالي كشور است. وي در ادامه گفت: احكام صادره برابر مقررات قانوني به وكلاي محكوم عليهم ابلاغ شده تا در صورت اعتراض تشريفات قانوني مربوطه را طي كنند. بشيري
راد افزود: لوايح اعتراضي 18 نفر از متهمان اغتشاشات اخير كه منجر به
محكوميت آنها شده، واصل شده است و به زودي به دادگاه تجديدنظر استان تهران
ارسال ميشود.
+ نوشته شده توسط Rebecca در شنبه 18 مهر1388 و ساعت
11:57 |
روزنامه همشهری، اسفند ۱۳۷۸، شماره ۲۰۶۳ بر اساس رای صادره از شعبه هشتم دادگاه نظامی یک تهران محمد رضا نقدی به 8 ماه حبس قطعی محکوم شد. پس از انتشار مطالبی در مجلس شورای اسلامی، هیات دولت و مطبوعات بر اذیت و آزار و شكنجه و دیگر اقدامات غیرقانونی نسبت به عده ای از متهمین پرونده شهرداری تهران توسط مامورین حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی، ریاست جمهوری با تعیین آقایان شوشتری وزیر دادگستری و مروی رئیس محكمه انتظامی قضات در 28/12/76 دستور بررسی و تحقیق صادر مینمایند. نمایندگان مزبور پس از بازدید از بازداشتگاه وصال در گزارش تقدیمی اذیت و آزار و ضرب و شتم متهمین را مورد تایید قرار داده و ریاست جمهوری ضمن ارسال گزارش به قوهقضائیه خواستار رسیدگی به جرائم و مجازات متخلفین شدند. این گزارش به سازمان قضایی نیروهای مسلح و سازمان کلیه افراد شاکی را احضار و پس از استماع اظهارات آنان مشخص گردید شكات حتی از نام بازجویان و محل بازداشتگاه بیاطلاعند. لذا دادسرا با بازدید غیرمترقبه از بازداشتگاه وصال دفاتر ثبت وقایع را به دادسرا انتقال دادند و تنها مدرک جرم همین دفاتر بود. شعبه هشتم پس از ملاحظه لوایح وكلای متهمین و وکیل شکات اقدام به صدور رای قطعی به شرح زیر نموده است: 1- در مورد محكومیت تجدید نظرخواه سردار نقدی به اتهام لغو دستور ورود غیر مجاز در پرونده شهرداری تهران رای دادگاه در تشخیص بزهکاری وی بلا اشکال بوده و با رد اعتراض وکلای تجدیدنظرخواه چهار ماه حبس وی تایید و استوار می گردد. 2- در مورد محکومیت تجدید نظر خواه سردار نقدی به اتهام افترا موارد نسبت داده شده به آقای غلامحسین كرباسچی از مصادیق بارز افترا می باشد و ایرادات و اشکالات مطروحه از طرف وکلای نقدی برخلاف قوانین و مقررات جاری بوده از نظر حقوقی مردود است. لذا چهار ماه حبس وی تایید می گردد. + نوشته شده توسط Rebecca در سه شنبه 14 مهر1388 و ساعت
17:41 |
آنچه این روزها بعد از نامه ای که از سوی سعید حجاریان در دادگاه حوادث اخیر قرائت شد در محافل فکری جناح انحصار طلب و تریبون های وابسته در حال رخ دادن است هجمه به علوم انسانی و تلاش برای حاکمیتی ساختن آن است. این تلاش که در ابعاد مختلف از دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی برای سامان دادن علوم انسانی در دانشگاهها و سخنرانی ها و مقالات مختلف در نهاد های وابسته به جناح انحصار و تهیه برنامه های جهت دار در رادیو تلویزیون تا برنامه برای فشار بیشتر بر اساتید شاخص علوم انسانی در دانشگاهها که از چند سال پیش با بازنشستگی اجباری آنان شروع شده ،تداوم یافته و نوعی برنامه ریزی و تقسیم وظایف دقیق که مشابه چنین هماهنگی هایی در ساختار دیوان سالار ایران کم سابقه است در حال وقوع است. اخیرا نیز مصاحبه هایی جالب و سراسر نکته با سه تن از عناصر برجسته و البته زندانی جبهه اصلاحات که همگی متفقا اظهار داشته اند فضای تحول و تفکر زندان باعث بروز انقلاب روحی در آنان شده توسط رسانه انحصاری جمهوری اسلامی انجام شده که یکی از محور های آن هجمه بر علوم انسانی در دانشگاههاست. اما آنچه نظریه پردازان نه چندان مسلط این پروژه در نظر نگرفته اند این است که مخاطبانشان دانشجویان و اساتیدی هستند که بسیاری از آنان در این زمینه صاحب نظر بوده و توده هایی که تحمیق آنان به مراتب ساده تر است اینجا گروه هدف نیستند. همه کسانی که اندک مطالعه ای در زمینه علوم انسانی داشته باشند می دانند بعد از دوران طلایی یونان باستان عصر طلایی بعدی در این علوم دوران اوج تمدن اسلامی و قسمت عمده آن در ایران بوده و در نهایت با شروع عصر استعمار اروپاییان این عصر طلایی به اروپا منتقل شد اما هیچگاه حاکمیت ها نتوانستند آنرا در زمره تیول خویش بحساب آورده و نظریه پردازان را مطیع خویش کنند. فارغ از نوع امروزی دولت های اروپایی و وجه غالب دموکراسی در این کشور ها باز می بینیم که علوم انسانی راه خویش را رفته و سوسیالیسم و لیبرالیسم هر دو محصول ازادی رشد و بروز این علوم در اروپا می باشند. پیدایش نظریه های امروزی اقتصادی که امروزه بر بسیاری از شئون زندگی ما سایه افکنده نیز محصول همین آزادی اندیشه و زایا بودن علوم انسانی در غرب است که متاسفانه در غیبت علوم انسانی مبتنی بر اسلام و بواسطه ظهور جکومت های انحصار طلب که ریشه تفکر را خشکاندند رشد و نمو خیره کننده ای پیدا کرد و عالم را مسحور گفتمان خویش ساخت. اما آنچه حاکمان ما امروز فراموش کرده اند این است که عصر طلایی علوم انسانی در ممالک اسلامی زمانی بود که حاکمان به جنگ و کشورگشایی مشغول بودند و یا اصولا به این مقولات توجهی نداشتند و یا در بهترین شرایط حمایت و گوشه چشمی به دانشمندان این حوزه داشتند و با ظهور حاکمان دست نشانده و احساس خطر از جانب استعمارگران این حوزه مورد تهدید قرار گرفت و مراکز تولید علوم انسانی که غالبا مراکز دینی به شمار می رفتند کم کار گشته و رکودی دویست ساله را تجربه کردند. امروز اما وضعیت متفاوت است و توجه یکباره حکومت به علوم انسانی نه از سر دلسوزی برای احیای عصر طلایی که برای ورود ممیزی به اندیشه متفکران این دسته از علوم است. اگرچه نگارنده موافق همه اصول تایید شده از سوی متفکران غربی نیست که چه بسا امکان آن وجود ندارد زیرا قلمرو این علوم آنقدر وسیع است که در حیطه دانش اندک من نیست و هم نظرات در این حوزه در غرب گاه انچنان نقض کننده یکدیگرند که هر یک پیروان مکتب خویش را دارند اما نباید غافل بود نمیتوان این فاصله دویست ساله را همچنان بدون نظریات امروزی پر کرد و ناگزیر دانشگاهها باید تفکرات مختلف را بررسی و مناسب ترین آنها را با اوضاع و شرایط جامعه به حوزه اجرا شناسانده و جامعه را هدایت کنند. اصولا دانشگاه محل تقابل و تضارب آراست و ورود حکومت برای دستوری نمودن علوم انسانی جز بروز فضایی که یادآور کشورهای سوسیالیستی و تک حزبی خواهد بود حاصل دیگری نخواهد داشت و کیست که نداند تنگ کردن قلمرو تفکر در دانشگاهها خودزنی حکومت هاست. اینکه حکومت به این نتیجه رسیده که رسالت خویش را در برابر علوم انسانی اسلامی انجام نداده اما جای تقدیر دارد اما قطعا اینکار به حمایت از پژوهشگران این حوزه راست شود نه به دستوری کردن سرفصل دروس دانشگاهها در این زمینه. همچنان آنچه از سوی حکومت در این زمینه مغفول مانده و دکتر زیبا کلام نیز بدان اشاره داشته نزدیکی تفکرات وسیع دانشجویان رشته های فنی دانشگاههای ایران به ایده های متفکران غربی خصوصا در حوزه علوم سیاسی می باشد و این ناشی از حقیقت کالای فاخرتر خریدار بیشتر و بهتر است. طبیعتا علوم انسانی دانشگاهی با منشاء غربی در زمان پهلوی دوم از آزادی عمل بیشتر برخوردار بود و بنیاد های متعدد موجود در غرب تبادلات نزدیکی با دانشگاههای ایران داشتند و نتیجه این بود که دانشگاهها اعم از اساتید و دانشجویان آن زمان از پیشتازان انقلاب اسلامی بودند و آگاهیشان از فلسفه ، جامعه شناسی، علوم سیاسی و اجتماعی غرب مانعی برای تایید انقلاب اسلامی از سوی آنان نبود اما امروز و بعد از سی سال و داشتن بسیاری از ابزار های حاکمیتی و تحدید نظرات مخالف در داشگاهها چرا حکومت به این نتیجه امروز رسیده است؟ آیا جز این است که آنچه امروز بر جامعه ما می رود با آموزه های انقلاب اسلامی در سی سال پیش فاصله گرفته و جمع اضداد گردیده است؟ آیا تضاد های فکری در حوزه هایی که اشاره شد دانشگاه ما را به این نتیجه نرسانده که آموزه های غربی امروز جوابگوی نیاز های ما خواهد بود؟ و سخن کوتاه اینکه ورود نابخردانه حکومت به قلمرو دستوری کردن علوم انسانی که شاید راهبرد مشتی نظامی و یا نظامی نگر باشد را می توان در زمره اشتباهات متعدد نظام از خرداد گذشته تا کنون دانست و البته هر نظام مقتدری در برهه هایی از زمان اشتباهات سریالی خویش را شروع خواهد کرد. + نوشته شده توسط علی رضا در پنجشنبه 2 مهر1388 و ساعت
0:17 |
پـس از آنـكـه جلـسـات مـحـاكـمه اصلاحطلبان بازداشتی در تلویزیون دولتی ایران به نمایش درآمد بسیاری از افراد نسبت به این موضوع واكنش نشان دادند. البته میتوان با قاطعیت گفت تعداد كسانی كه حاضر شدند با چند روزی نامه یا سیاستمدار كینهورز همراهی كنند و نسبت به سرنوشت بازداشتیها ابراز خوشحالی و اظهارنظرغیرحقوقی نمایند بسیار كمتر از حدی بود كه حاشیه پردازان این روند توقع داشتند. لابد كسانی هم كه به دور از حب و بغض این موضوع را تعقیب میكنند در فرصتی مناسب- دور از چشم اصلاحطلبان- به ارزیابی میزان اثرگذاری این روند بر افكار عمومی خواهند پرداخت. اما با قاطعیت میتوان گفت بسیاری از سیاستمداران اصولگرا نسبت به روند محاكمه و پوشش رسانهای آن، احساسی متفاوت از سناریونویسان دارند. برای اثبات این فرضیه كافی است دو ماه به عقب برگردیم و روزی را به یاد بیاوریم كه پس از اعلام نتایج انتخابات 22 خرداد، یكی از اصولگرایان سرشناس در سیمای جمهوری اسلامی حاضر شد و همان ادعاهایی را در مورد انتخابات مطرح كرد كه اصلاحطلبان مـیگـفـتـنـد. هـمـچنین میتوان اظهارات تلویزیونی رئیس اصولگرای مجلس را به یاد آورد كه بر لزوم شنیده شدن صدای صـدها هزار معترض خیابانی تاكید میكرد زیرا به باور او، «احساس گروه عمدهای از مردم نسبت به نتایج انتخابات با نتایج رسمی اعلام شده تفاوت داشت.» به عبارت دیگر، در شرایطی كه اصولگرایان سرشناس، یا خود نسبت به روند انتخابات، پرسش دارند و یا پرسشهای مطرح شده را طبیعی میدانند، بسیار سخت است كه باور كنیم اعترافات چند زندانی پس از حدود دو ماه حبس انفرادی، بتواند موجب پذیرش فراگیر «سناریوی انـقلاب مخملی» شود. البته جلسه چهارم دادگاه تفاوت عمدهای با جلسات قبلی داشت. زیرا در این جلسه، مسائلی مطرح شد كه هم شرعی بودن انتشار آنها مورد سوال است و هم قانونی بودن آن. البته برخی رسانههای پرخرج و كم مخاطب داخلی كه به خیال خود شاهدی بر «كیفرساختها»ی قبلی خویش پیدا كردهاند حق دارند خوشحال باشند اما آنان كه برای «كیفرخواست» به عنوان مرحلهای از قضاوت عادلانه حرمت قائلند بایستی تامل بیشتری در حواشی دادگاه و نحوه پوشش رسانهای آن داشته باشند. اگر تا دیروز ادعا میشد كه عدم اعطای فرصت به هاشمی رفسنجانی برای پاسخگویی بـه اتـهـامافكنیهای غیرحقوقی و غیرمستند احمدینژاد در تلویزیون، تنها یك حادثه یا مصلحتاندیشی بوده است، پخش مكرر اظهارات یك فرد نه چندان سرشناس علیه فرزند هاشمی رفسنجانی مشخص كرد كه بر خلاف توصیه قرآن، دشمنی با یك فرد موجب زیر پا گذاردن عدالت در صدا و سیما شده است. پخش اظهارات كیان تاجبخش علیه خاتمی، نمونه دیگری است كه نشان میدهد توجه به آیه «ولایجر منكم شنئان قوم علی الا تعدلوا» دیگر جایگاهی در بعضی رسانههای حكومتی ما ندارد و آنها دشمنی با خاتمی را دلیل كافی برای انتشار اتهامات اثبات نشده علیه او میدانند. حال كه چنین است لااقل استانداردهای عقلی حاكم در جوامع لائیك را مد نظر قرار دهند و كاری كنند كه استدلال آنـها موجب خنده خلق نشود. بر اساس آنچه كه كیان تاجبخش لابد بدون هیچگونه فشار و تنها بر اساس تحلیل عقلی و احساس دین نسبت به كشور و ملتش گفته است، خاتمی در سال 85 با جرج سوروس دیداری برگزار نموده و همین دیدار در راستای انقلاب مخملی بوده است. این آقای تاجبخش - یا به تعبیر صفایی فراهانی این آقای خارجكی- همان كسی است كه در اردیبهشت 86 نیز با اتهام دست داشتن در كودتای مخملی بازداشت شد و 26 تیر ماه 86، اعترافات او- كه حتما بدون هر گونه فشار بود- از تلویزیون پخش شد. اما مشخص نیست كه چرا او در تیرماه 86، ملاقات سال 85 خاتمی با جرج سوروس را به یاد نیاورد و اكنون بعد از دو سال از اعترافات قبلی تلویزیونی و سه سال بعد از انجام ملاقات، به یاد میآورد كه انقلاب مخملی، در دفتر خاتمی هم ریشه دارد! كسانی كه توصیه قرآنی را نادیده میگیرند، آیا به پیامدهای قانونی و اجتماعی روند فعلی نیز اندیشیدهاند؟ آنها اگر لختی بیندیشند به این نتیجه خواهند رسید كه قانون شكنی آشكار در پخش اعتراف اثبات نشده علیه عدهای از شهروندان سرشناس- و حتی غیر سرشناس كشور - شرایطی را نهادینه خواهد كرد كه دشمنیها به جای واقعیات و شایعات به جای مستندات خواهد نشست. راستی چرا آقایان اگر شایعهای یا شائبهای - حتی نزدیك به واقعیت- علیه دوستان خودشان منتشر شود تا این حد برآشفته میشوند و محاكمه مطرحكنندگان شایعه و اشد مجازات آنها را خواستار میشوند، حتی اگر مطرح كنندگان، كسانی مانند كروبی و موسوی باشند؟ بر اساس ادعای دستاندركاران پرونده و حاشیه سازان رسـانـهای آن، تـعـدادی از سران و نظریهپردازان جریان اصلاحات، بدون آنكه با هر گونه فشار روحی و جسمی مواجه باشند متنبه شدهاند و برای آگاهسازی جامعه، به افشاگری علیه خویش میپردازند. اگر اینچنین است چرا این «متنبهشدگان پشیمان» را از چشم وكلا و اعضای خانواده دور نگه میدارند؟ چرا وكلای بعضی از متهمان، هنوز به موكل خود دسترسی نداشتهاند و یا دسترسی آنها به اطلاعات پرونده، تنها ساعاتی معدود قبل از برگزاری دادگاه امكان پذیر گشته است؟ آیا بهتر نبود قبل از هدایت عمومی جامعه توسط زندانیان پشیمان، امكان هدایت اعضای خانواده و وكلا از طریق دیدارهای مستقیم و مستمر با آنها فراهم میشد؟ این مسئله به خصوص از آن جهت اهمیت دارد كه تقریبا همه كسانی كه در شرایط مشابه، اعترافاتی علیه خویش مطرح كردهاند. در شرایط آزادی به گونهای دیگر سخن گفتهاند. مگر نمیگویند كه این متهمان از ماهها پیش تحت نظر بودهاند. پس لابد مدارك كافی از مجرمیت آنها در دسترس میباشد و نیازی به ایزوله كردن آنها به منظور پیشگیری از تبانی یا از بین بردن آثار جرم وجود ندارد. ضمن آنكه آنچه كه به عنوان اتهام بازداشتیها در صحن دادگاه مطرح و به لطف سیمای ملی به سراسر جهان مخابره گردید موضوعاتی است كه قـبـلا بـه صـورت علـنـی- گـاه كـتـبی و گاهی شفاهی- توسط اصلاحطلبان زندانی مطرح گردیده و اسناد آن در روزنامهها و لابـد در شنود دستگاههای اطلاعاتی وجود دارد. به هر حال به نظر میرسد حامیان روند فعلی، دو گروه میباشند: عدهای نگران سرنوشت كشور و پیامد رفتارهایی هستند كه به ادعای آنها، در راستای انقلاب مخملی بوده و بیتوجهی به آن میتواند خطراتی را متوجه انقلاب و نظام كند. اگر اینچنین است آنها باید از تكرار تجربههای ناموفق سابق در اخذ و پخش اعترافات خودداری كنندو به فكر روشهای مـنـطـبـق بـا علم و دیـن مـیبـاشـنـد ضـمن آنكه باید بدانند نهادینه شدن بیقانونی میتواند كشور را به سوی آنارشیسم ببرد كـه قطعا مقابله با آن از ایستادگی در برابر انقلاب مخملی- اگر واقعا وجود داشته باشد- سخت تر است. دادگاه دوشنبه، بخش ویژهای هم داشت كه اظـهـارات حـجاریان و كیفرخواست صادره علیه او را شامل میشد. اینكه اصولا اعتراف به ارائه تحلیل اشتباه و یا اذعان به نامناسب بودن بعضی نظریات سیاسی و فلسفی غرب برای جامعه ایران، جرم محسوب میشود یا نه، موضوعی است كه بـایـسـتی حقوقدانان به آن بپردازند. اما وجود یك نكته در كیفرخواست حجاریان، نمیتواند مورد بیتوجهی واقـع شـود.در مـیـان اتـهامات متعدد برای سعید حجاریان، گــفـتـگـوی او بـا بـعـضـی رسانههایخارجی مورد توجه ویژه «كیفرخواست نویسان« قرار گرفته است. در این مورد كه گفتگو با رسانهخارجی، نقض كدام قانون موضوعه كشور میباشد نیز صاحبنظران حقوقی باید نظر دهند. اما بعید است كسی مدعی بـاشد انتشار عمومی این اعترافات - كه قطعا خلاف قانون میباشد- با هدف تكمیل روند قضایی پرونده صورت گرفته و لابد انتشاردهندگان و صـادركـنـندگان اجازه انتشار، به دنبال آگاهسازی جامعه از خطراتی بودهاند كه به زعم آنها به خاطر گفتگوی كسانی مانند حجاریان با رسانههای بیگانه، ایجاد میشود. آقایان با پخش مكرر این اعترافات، شاید به هدف خود رسـیـده بـاشـنـد اما با دو سؤال كه در اذهان ایجاد میشود چه خواهند كرد؟ نخستین سؤال آن است كه «با وجود دهها تریبون، شبكه و رسانهپرخرج حـكـومـتی و دولتی، چرا عدهای تصور میكنند تاثیرگذاری چند گفتگو با رسانههای غیرفراگیر خارجی، بیش از تبلیغات رنگارنگ داخلی است؟» سؤال دوم متوجه متهمانی است كه در شــرایــطــی اسـتـثـنــایــی در حــال مـحـاكـمـه هـسـتـنـد. اگـر محاكمهكنندگان و حامیان رسانهای آنها بر این باورند كه یك یا چـنـد گـفتگوی حجاریان، تا این حد موثر است كه به ادعای نویسندگان كیفرخواست، موجب آشوب در جامعه میشود پــس بـایـد در بعضـی قضـاوتهـا در خصـوص تـاثیـرگـذاری اصلاح طلبان، تجدیدنظر كنند. اما مهمترین سوال همان است كه در بخشهای نخستین یـادداشـت بـه آن پـرداخـتـه شد: «تلاش احتمالا ناموفق برای بدنام كـردن اصـلاحطلـبـان تـا چـه حـد برای عدهای ارزش دارد كه توصیههای دینی و احكام قانونی در مورد نـحـوه محاكمه و انتشار روند محاكمه را زیر پا میگذارند و با پوشش وسیع آن، بیقانونی را نهادینه میكنند؟ + نوشته شده توسط علی رضا در جمعه 6 شهریور1388 و ساعت
17:21 |
جمعه ساعت 11 دم در زندان اوین همدیگر را می بینیم+ نوشته شده توسط Rebecca در پنجشنبه 5 شهریور1388 و ساعت
12:24 |
از نگاه اقتدارگرایانی که این روزها با نهاد هایی رسمی و غیررسمی فضا را امنیتی نموده و کم وبیش هر صدای مخالفی را یا روانه قبرستان می کنند یا کنج بازداشتگاه ، افتادن پرده از چهره خائنینی که نقابی اسلامی و انقلابی به چهره زده بودند و قصد داشتند با براه انداختن انقلاب مخملی نظام راساقط کنند اتفاق مبارکی است و فاجعه نیز زخمی و مجروح شدن بسیجیان مخلص و مردم در اغتشاشات است. اما براستی آیا کسی می داند اکنون سکان هدایت نظام بدست چه کسانی افتاده است؟ آیا تلاش شبانه روزی برای دشمن تراشی از داخل و خارج نتیجه خردورزی نخبگان علاقه مند به نظام است و یا انحصار طلبانی که با الهام از اندیشه های طالبانی با اندیشه تاسیس حکومت اسلامی سر را همچون کبک زیر برف فرو برده اند؟ چنین اقتدارگرایانی که این روزها همچنان هر صدای مخالفی را خاموش می کنند خواسته یا ناخواسته ، وابسته به بیگانه و یا میهن پرست سر در راهی گرفته اند که جز به ترکستان نمی رود.امنیتی کردن فضای کشور و تعطیلی پی در پی روزنامه ها و سایت های منتقد و دستگیری و ارعاب و شکنجه اصلاح طلبان اگر با هدف آرام سازی فضای جامعه صورت گرفته باشد چیزی جز آتش زیر خاکستر و افزایش تعداد مخافین نظام نتیجه ای نخواهد داد. اما آنچه مردم از نظام انتظار دارند کوتاه کردن دست محافل خشونت طلبی است که مردم را به گلوله بسته و معترضین را شکنجه داده و حقوق شهروندی را نقض نموده اند. نظام باید بداند هیچگاه قوه قهریه نجات بخش نخواهد بود و با وجود سیاست های سال های پیشین در منطقه و جهان نباید به سخنان توهم آمیز برخی مبنی بر اینکه دلهای ملت های جهان با ماست اعتماد کرد و به این اندیشید که همواره در طول سی سال اخیر مردم دافع تهدید های بیرونی بوده اند. همین مردمی که برخی عالمان جاهل نقشی برای آنها قائل نیستند و برخی صاحبان قدرت آنانرا خس و خاشاک خوانده و بعضی دیگر می پندارند که با گلوله و باتوم می توان آنان را مرعوب کرد، صدام را به زانو درآوردند. قوه قضاییه به عنوان سردمدار اجرای قوانین اسلامی باید بداند که آنچه از اسلام و احکامش در حافظه ملت و جهانیان ماندگار خواهد شد بر اساس عملکرد آن خواهد بود و در مقیاسی وسیعتر جاذبه و یا دافعه ای برای اسلام و حکومت اسلامی خواهد شد. و در آخر حکومت باید بداند تهمت و افترا با نخبگان منتقد همواره در تاریخ وجود داشته و آنچه همواره آشکار شده حقیقت است. ماندگاری و یا زوال اسلام درایران آینده در گرو عدالت و سلامت نظام و جدا کردن مرز خویش از فاسدان قدرت پرست و متجاوزین به حقوق مردم است.
+ نوشته شده توسط علی رضا در یکشنبه 1 شهریور1388 و ساعت
2:21 |
همزمان با نطق تلویزیونی رئیس دولت کودتاپنجشنبه شب، فریاد الله اکبر بر پشت بامهافردا شب (پنجشنبه) قرار است احمدینژاد به اصطلاح گفتوگوی تلویزیونی با مردم داشته باشد. در همین حال گروهی از فعالان اینترنتی نیز از مردم دعوت کردهاند که همزمان با این سخنرانی، مردم بر پشت بامها حاضر شوند و شهرها را از فریاد الله اکبر پر کنند. به گزارش موج سبز آزادی، احمدی نژاد قرار بود امشب (چهارشنبه 28 مرداد) به تلویزیون بیاید، اما وجود گزارشهایی مبنی بر احتمال قطع کلی برق به علت شوک ناگهانی ناشی از اضافه بار شبکه توزیع برق، باعث تعویق این گفتوگوی زنده شد. این تعویق، دقایقی پیش به طور رسمی اعلام شد و بر اساس آن، حضور احمدی نژاد در تلویزیون به فردا پنجشنبه بعد از بخش خبری ساعت 21 شبکه اول سیما موکول شد. بر اساس این گزارش، گروهی از فعالان جنبش سبز از هفتههای قبل به طور گسترده برای قطع برق در ساعت 21 امشب (چهارشنبه) برنامهریزی کردهاند. اما علاوه بر این برنامه، با توجه به اینکه اطلاعرسانی برای تکرار این کار در شب بعد ممکن نیست، فعالان سبز تصمیم گرفتهاند همزمان با سخنرانی زنده احمدینژاد به پشت بامها بیایند و آسمان تهران و دیگر شهرها را از فریاد الله اکبر پر کنند. + نوشته شده توسط Rebecca در چهارشنبه 28 مرداد1388 و ساعت
16:7 |
پس از آنکه چین بازار ایران را به نابودی کشید و تولید کنندگان ما را ورشکسته و از زندگی ساقط کرد این بار نوبت دین و اعتقادمان رسیده که بازیچه ی دست آن ها شود .
حالا كلمه "الله " و عبارت مقدس مسلمانان يعني "بسم الله الرحمن الرحيم " را به قسمت پشت شلوارهاي ايرانيان برده اند و عجب آنكه برخي مدعيان كه پيشتر در اعتراض به عبارت كوكاكولاي برعكس شده كفن پوش به خيابان ها مي ريختند و در جهت تحريم كوكاكولا و نستله حركت ميكردند ، فروشگاه بنتون آتش می زنند و هم در برابر كشتار مسلمانان چين سكوت كردهاند و هم در برابر اين توهین آشکار. اين شلوارهاي جين زنانه در فروشگاه هاي افسريه، حوالي خيابان هاي اول و دوم به قيمت 21 هزارتومان در حراجي به فروش مي رسند. با توجه به اينكه اين شلوارها تازه به كشور وارد شدند، هنوز تعدادشان مشخص نيست ولي به دليل آنكه در مارك داخلي شلوارها، عبارت "Made In P.R.C " مخفف عبارت "People Republic of China " به معني جمهوري خلق چين درج شده است، به نظر مي رسد تكذيب مليت اين كالاهاي موهن و تازه وارد براي مسئولان كمي مشكل شود. بنتون تحريمي و چيني هاي برادر 9 ميليارد دلار واردات از چين در سال 2008
+ نوشته شده توسط Rebecca در سه شنبه 27 مرداد1388 و ساعت
13:25 |
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران در خصوص دومین جلسه محاكمه غيرقانوني معترضان به نتايج انتخابات اخير بیانیهای صادر کرد. متن کامل این بیانیه را بخوانید: بسم الله الرحمن الرحیم ملت شریف ایران دومین جلسه همایشی که برآن نام دادگاه متهمان کودتای مخملی نهاده اند، روز گذشته برگزار شد. در این جلسه برخلاف انتظار همگان از متهمان سرشناس جلسه قبل خبری نبود و تعدادی دیگر از اصلاح طلبان و فعالان ستاد انتخاباتی آقای میرحسین موسوی و اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و جبهه مشارکت ایران اسلامی در کنار چند متهم به رابطه با سلطنت طلبان و سازمان منافقین و کارکنان سفارت خانه های خارجی نشانده شدند. در این همایش سیاسی بیانیه شماره دو تحت عنوان قسمت دوم کیفرخواست عمومی که در قوانین و عرف قضایی کشور سابقه ندارد، قرائت شد و طی آن همانند ادعانامه عمومی شماره یک، تحلیلی کاملاً مشابه افراطی ترین باندهای کشور قرائت شد. ملت ایران پیش از این نیز شاهد برگزاری دادگاه هایی با گرایش سیاسی
به نفع یک جریان خاص سیاسی بوده است اما بدون شک دادگاهی که نحوه تشکیل
جلسات و اظهارات و حتی در گزینش و چینش متهمان چنان تابع گرایشات حاد
سیاسی و جناحی برگزار کنندگان باشد که آنان را از رعایت بدیهی ترین موازین
حقوقی غافل سازد، در تاریخ قضای ایران بی سابقه بوده است. در این شوی تأسف
بار، اعضای تشکل های سیاسی رسمی و شناخته شده کشور که به اعتراف خود
آقایان آن قدر در جامعه نفوذ و محبوبیت داشته اند، که توانسته اند در جلب
حداقل 13 میلیون رأی برای کاندیدای خود نقش مؤثری ایفا کنند، در کنار
متهمان به عضویت در گروه های سلطنت طلب و منافقین قرار داده شده اند تا به
خیال خود افکار عمومی را به یکی بودن ماهیت متهمان قانع ساخته و زمینه های
ذهنی و اجتماعی برخورد با مهم ترین و پر طرفدارترین احزاب کشور را فراهم
آورند. گرایش حاد سیاسی و عطش قدرت به برگزار کنندگان دادگاه اجازه نمی
دهد این حقیقت را درک کنند که با قرار دادن کسانی که تمام سالهای دفاع
مقدس را در جبهه های جنگ تحمیلی برای دفاع از کیان کشور و نظام گذرانده
اند، و کسانی که سال های عمر خود را قبل و بعد از انقلاب صرف مبارزه برای
آزادی و اعتلای این کشور کرده اند، در کنار متهمان به وابستگی به سلطنت
طلبان و منافقان، بیش و پیش از هرچیز سند رسوایی ترتیب دهندگان این نمایش
رسوا است و نشان می دهد که هدف اصلی این جماعت، کودتا علیه انقلاب و نظام
و انتقام کشیدن از مبارزان و مجاهدان راه استقلال و آزادی و سربلندی این
ملت بزرگ است. آنان با محاکمه فعالان ستاد میرحسین موسوی به اتهام
براندازی، در واقع به جامعه پیام می دهند که هر تلاشی برای برگزاری
انتخاباتی پر شور، مردمی، آزاد و قانونی را اقدامی علیه امنیت ملی و تلاشی
برای براندازی تلقی می کنند. آنان با این اقدام عملاً به مردم می گویند که
نظام را معادل خود می دانند و هر اقدامی در جهت کاهش قدرت و موقعیت خود را
اقدام علیه نظام تلقی نموده با آن قاطعانه برخورد می کنند. به راستی چه کسی گمان می کرد سرداران و جانبازان جنگ تحمیلی و
مبارزان و مجاهدان سال های انقلاب، به جرم دفاع جمهوریت و اسلامیت نظام،
روزی در کنار سلطنت طلبان و منافقان محاکمه شوند؟ و چه کسی تصور می کرد
دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام و مقاومت در برابر جریان های اقتدار گرای
استحاله طلب، روزی هم عرض طرفداری از سلطنت طلبان و منافقان تلقی می شود؟ چه کسی باور می کرد که روزی فراخواهد رسید که بیت شریف امام و
نزدیک ترین و عزیزترین یاران امام، توسط کسانی که غالباًً مورد عتاب و
انتقاد امام بودند، به حاشیه رانده شده و یا به همکاری و یا همراهی با
بیگانه متهم شوند؟ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران برگزاری نمایش اسفبار محاکمه
مجاهدان و مبارزان جبهه های انقلاب اسلامی و جنگ تحملی و اصلاح طلبان
امروز را نماد گویا و واضحی از روند استحاله و تغییر ماهیت نظام تلقی کرده
و با تمام توان خود در کنار شخصیت های نامدار انقلاب و نظام و مراجع آگاه
و عالمان راستین دین و نیروهای سیاسی اصلاح طلب و همراه با ملت بزرگ و
آگاه ایران علیه کودتا گران، به مبارزه برای دفاع از اصالت ها و ماهیت
اسلامی و مردمسالار نظام ادامه خواهد داد.
88/5/18
+ نوشته شده توسط Rebecca در دوشنبه 19 مرداد1388 و ساعت
15:34 |
سبزیم .. در جمعه ی بعد با هاشمی ما را ببینید. دو نماز جمعه اخیر تهران را ا.خاتمی و جنتی اقامه کرده اند و با اقامه آن در هفته جاری توسط آیت الله امامی، نماز جمعه آینده (23مرداد) نوبت هاشمی رفسنجانی خواهد بود. زود تر در مورد حضور خود برنامه ریزی کنیم تا پر رنگ تر از همیشه باشیم. 23 خرداد از روزهای خونین بود . 23 مرداد هم ................... ادامه مطلب + نوشته شده توسط Rebecca در جمعه 16 مرداد1388 و ساعت
18:12 |
|
|